English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
English Persian
work area ناحیه کاری
Search result with all words
drilling range ناحیه مته کاری
scratch file ناحیه کاری که برای کار جاری استفاده میشود
sketch pad ناحیه کاری حافظه که روی یک صفحه نمایش نشان داده شده است
Other Matches
blitter عنصر الکترونیکی که برای حرکت دادن یک تصویر از یک ناحیه حافظه به ناحیه دیگر طراحی شده است
botany گیاهان یک ناحیه زندگی گیاهی یک ناحیه
blow torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torches کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torching کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torched کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
to know the ropes راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
pence for any thing میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
stringing خطوط خاتم کاری و منبت کاری
glid تذهیب کاری [در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
shire ناحیه
proclimax ناحیه
shires ناحیه
realm ناحیه
output area ناحیه
range ناحیه
sympatric هم ناحیه
subregion ناحیه
situs ناحیه
reach ناحیه
reached ناحیه
areas ناحیه
reaching ناحیه
area ناحیه
partitions ناحیه
partition ناحیه
reaches ناحیه
realms ناحیه
sector ناحیه
region ناحیه
zones ناحیه
district ناحیه
local <adj.> ناحیه ای
regional <adj.> ناحیه ای
sectors ناحیه
demesne ناحیه
zone ناحیه
wards ناحیه
ward ناحیه
ranges ناحیه
ranged ناحیه
districts ناحیه
regions ناحیه
sector خط کش ریاضی ناحیه
terrain زمین ناحیه
touch spot ناحیه بساوشی
regionalism ناحیه گرایی
sectors خط کش ریاضی ناحیه
two phase region ناحیه دو فازی
Equator ناحیه استوایی
erogenous zones ناحیه شهوتزا
district ناحیه نظامی
wernicke's area ناحیه ورنیکه
districts ناحیه نظامی
zone of contact ناحیه تماس
erogenous zone ناحیه شهوتزا
heat affected zone ناحیه پیوند
depletion barrier ناحیه تخلیه
depletion area ناحیه تخلیه
dead space ناحیه کور
critical region ناحیه شاخص
critical region ناحیه بحرانی
critical area ناحیه بحرانی
commutation zone ناحیه کموتاسیون
measuring range ناحیه ی سنجش
common area ناحیه مشترک
climatic region ناحیه اقلیمی
buffer area ناحیه میانگیر
broca's area ناحیه بروکا
depletion layer ناحیه تخلیه
magnetic domain ناحیه مغناطیسی
goldfield ناحیه زرخیز
gold field ناحیه زرخیز
genital zone ناحیه تناسلی
geiger muller region o. plateau ناحیه قطع
hypnogenic zone ناحیه خواب زا
frequency region ناحیه فرکانس
forbidden zone ناحیه ممنوع
fixed area ناحیه ثابت
indifference zone ناحیه خنثی
input area ناحیه ورودی
edge zone ناحیه لبه
intermediate zone ناحیه ی میانی
littoral ناحیه ساحلی
motor area ناحیه حرکتی
boom swing ناحیه لرزش
recording eara ناحیه ضبط
residential area ناحیه مسکونی
scan area ناحیه پیمایش
sciatic ناحیه چاربند
sector commander فرمانده ناحیه
lumbar ناحیه کمر
silva ناحیه جنگلی
skid row ناحیه پست
soft spot ناحیه نشست
storage area ناحیه انبارش
suppressor area ناحیه بازدارنده
telephone area ناحیه اتصال
territorialization ایجاد ناحیه
range of variation ناحیه انحراف
range of variation ناحیه تغییر
baffle area ناحیه کور
naval district ناحیه دریایی
audio range ناحیه صوتی
arid area ناحیه خشک
area search جستجوی ناحیه
oral zone ناحیه دهانی
output area ناحیه خروجی
overflow area ناحیه سرریز
active area ناحیه فعال
pyramidal area ناحیه هرمی
radius of action ناحیه رانندگی
range of adjustment ناحیه تنظیم
range of storke ناحیه ضربه
the abdominal region ناحیه شکم
region ناحیه عملیات
slum ناحیه فقیرنشین
slums ناحیه فقیرنشین
regions ناحیه فضا
part سهم ناحیه
region ناحیه فضا
zones منطقه ناحیه
regions ناحیه عملیات
regions ناحیه نظامی
zone منطقه ناحیه
Sept ناحیه محصو
region ناحیه نظامی
depletion zone ناحیه تخلیه
space charge ناحیه بار فضا
coal field ناحیه زغال خیز
breadbasket معده ناحیه حاصلخیز
motor perceptual region ناحیه حرکتی- ادراکی
bailiwick ناحیه قلمرو مامور
naval district ناحیه عملیات دریایی
common storage area ناحیه اشتراکی انباره
climates ناحیه اوضاع جوی
climate ناحیه اوضاع جوی
zonule منطقه یا ناحیه کوچک
neck of the woods <idiom> ناحیه یا قسمتی از کشور
auditory projection area ناحیه ادراک شنیداری
wing قسمتی از یک بخش یا ناحیه
primary sensory area ناحیه حسی نخستین
shielding region ناحیه حفافت کننده
rimland حومه ناحیه مرکزی
reverse flow regin ناحیه جریان معکوس
regionalistic منطقهای ناحیه گرای
papa پاپ کشیش ناحیه
papas پاپ کشیش ناحیه
sylva درختان جنگلی یک ناحیه
regionalist منطقهای ناحیه گرای
primary projection area ناحیه فرافکنی نخستین
popliteal مربوط به ناحیه رکبی
poplitaeal مربوط به ناحیه رکبی
coagulation تجمع مواد در یک ناحیه
tertiary projection area ناحیه فرافکنی سوم
pierian وابسته به ناحیه پیریا
palatinate ناحیه قلمرو کنت
winging قسمتی از یک بخش یا ناحیه
domains ناحیه یا گروه ها در یک شبکه
geiger muller region o. plateau ناحیه گایگر مولر
local area network شبکه ناحیه محلی
heating zone منطقه یا ناحیه حرارتی
high frequency range ناحیه ی فرکانس بالا
pale ناحیه محصور قلمروحدود
executive area ناحیه هماهنگ ساز
paler ناحیه محصور قلمروحدود
zones ناحیه دسته بندی
palest ناحیه محصور قلمروحدود
interference zone ناحیه ی تداخل امواج
hot temperature zone ناحیه بسیار گرم
fingerprint region ناحیه اثر انگشتی
forbidden energy zone ناحیه انرژی ممنوع
to level off یکنواخت شدن [ناحیه ای]
interference area ناحیه ی تداخل امواج
crygenic region ناحیه انجماد سنجی
delinquency area ناحیه بزه خیز
zone ناحیه دسته بندی
domain ناحیه یا گروه ها در یک شبکه
long wave range ناحیه موج بلند
catchment areas ناحیه تحت پوشش
to level off مسطح شدن [ناحیه ای]
coalfield ناحیه ذغال خیز
catchment area ناحیه تحت پوشش
coalfields ناحیه ذغال خیز
vhf range ناحیه فرکانس خیلی بالا
weaknesses ناحیه نزدیک نوک شمشیر
territorialization محدود کردن بیک ناحیه
weakest ناحیه نزدیک نوک شمشیر
vorlage خیز برداشتن از ناحیه قوزک پا
weaker ناحیه نزدیک نوک شمشیر
weak ناحیه نزدیک نوک شمشیر
superintendent registrar سرپرست ثبت احوال یک ناحیه
ward heeler کارچاق کن سیاسی ناحیه بخصوصی
sector commander فرمانده ناحیه پدافند هوایی
hyperaesthesia حخساسیت شدید در یک ناحیه بدن
depth of hardening zone عمق ناحیه سخت گردانی
biota زندگی گیاهان وجانوران یک ناحیه
orbitonasal وابسته به ناحیه چشمخانه وبینی
mesogaster معده بند ناحیه ناف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com