English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
monumental ignorance نادانی زیاد و شگفت اور
Other Matches
dense ignorance نادانی زیاد
muses در شگفت ماندن شگفت
wonderful شگفت انگیز شگفت
mused در شگفت ماندن شگفت
muse در شگفت ماندن شگفت
desipience نادانی
silliness نادانی
doltishness نادانی
puerility نادانی
spooniness نادانی
stupdity نادانی
inscience نادانی
ignorance نادانی
ineptitude نادانی
asininity نادانی
foolishness نادانی
nescience نادانی
stupidly ازروی نادانی
i put it down to his ignorance از نادانی اومیدانم
frivolously ازروی نادانی
night of ignorance شام نادانی
frivolouseness پوچی نادانی
folly حماقت نادانی
follies حماقت نادانی
to a ignorance نادانی بهانه کردن
foolhardiness تهور از روی نادانی
fools نادانی و حماقت کردن
fooling نادانی و حماقت کردن
fooled نادانی و حماقت کردن
fool نادانی و حماقت کردن
daff ترسو خود را به نادانی زدن
load call وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
compression ignition احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
I didnt get much sleep. زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
admiringly با شگفت
wonders شگفت
amazedness شگفت
wondered شگفت
wonder شگفت
prodigious شگفت
wondering شگفت
admiration شگفت
wonderment شگفت
stupendous <adj.> شگفت انگیز
surprising شگفت انگیز
fabulous شگفت اور
surprise شگفت حیرت
note of a نشان شگفت
extraordinary شگفت اور
phenomenal شگفت انگیز
phenomenally شگفت انگیز
prodigiousness شگفت انگیزی
miraculousness شگفت انگیزی
amazing <adj.> شگفت انگیز
surprize شگفت حیرت
stupendousness شگفت انگیزی
surprises شگفت حیرت
marvelled چیز شگفت
marveling چیز شگفت
marveled چیز شگفت
marvel چیز شگفت
mind-blowing شگفت انگیز
mind-boggling شگفت انگیز
startling <adj.> شگفت انگیز
marvels چیز شگفت
out of this world <idiom> شگفت انگیز
comical شگفت انگیز
marvelling چیز شگفت
admirable <adj.> شگفت انگیز
marvelous [American] <adj.> شگفت انگیز
prodigious <adj.> شگفت انگیز
wonderful <adj.> شگفت انگیز
wondrous <adj.> شگفت انگیز
wonderful شگفت اور
astonishing <adj.> شگفت انگیز
astounding <adj.> شگفت انگیز
gobsmacking [British] [colloquial] [amazing] <adj.> شگفت انگیز
marvellous [British] <adj.> شگفت انگیز
wonderment چیز شگفت انگیز
son of a gun/bitch <idiom> پسر شگفت انگیز
prodigiously بطور شگفت انگیز
immanity چیزمهیب و شگفت اور
wonderfully بطور شگفت انگیز
miracle واقعه شگفت انگیز
monumental بزرگ شگفت اور
surprisingly بطور شگفت اور
admires مورد شگفت قراردادن
marvellously بطور شگفت انگیز
stupendous شگفت حیرت اور
monstrousness شگفت انگیزی بزرگی
rummy start رویداد شگفت انگیز
miracles واقعه شگفت انگیز
admire مورد شگفت قراردادن
admired مورد شگفت قراردادن
overbuild زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
exclamatory شگفت اور متضمن فریاد
Mirabile Dictu [شگفت انگیز برای بازگویی]
marvel حیرت زده شدن شگفت داشتن
marvelled حیرت زده شدن شگفت داشتن
marvels حیرت زده شدن شگفت داشتن
marveling حیرت زده شدن شگفت داشتن
monstrously بطور شگفت انگیز یا خارق العاده
i was filled with wonder مرا شگفت امد متحیر ماندم
marveled حیرت زده شدن شگفت داشتن
marvelling حیرت زده شدن شگفت داشتن
to hold somebody in great respect کسی را زیاد محترم داشتن [احترام زیاد گذاشتن به کسی]
portentously چنانکه نشانه بدی باشد بطور شگفت اور
The people wondered how the contraption worked. مردم در شگفت بودند که این ابتکار چگونه کار می کرد.
surcharges زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharge زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
high speed با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
for all the world بی کم و زیاد
immane زیاد
in excess زیاد
in quantities زیاد
excessive زیاد
extortionary زیاد
large adv زیاد
no end of زیاد
rife زیاد
profoundly زیاد
over and above زیاد
egregiously زیاد
great زیاد
numerous زیاد
populous زیاد
great- زیاد
greatest زیاد
late زیاد
profusely زیاد
highly زیاد
copious زیاد
wider زیاد
widest زیاد
very زیاد
vastly زیاد
mickle زیاد
mickle or muckle زیاد
extensive زیاد
wide زیاد
heavily زیاد
outrageously زیاد
muckle زیاد
much زیاد
many زیاد
heart break غم زیاد
heartbreak غم زیاد
extortionate زیاد
greatly زیاد
not a lettle زیاد
thick زیاد
squeamishly زیاد
squeamishness زیاد
highs زیاد
quite a few <idiom> زیاد
highest زیاد
effusively زیاد
intensively زیاد
swingeing زیاد
too much زیاد
thicker زیاد
generous زیاد
supererogatory زیاد
ranksack زیاد
widely زیاد
fulsome زیاد
too زیاد
thickest زیاد
immoderate زیاد
mortally زیاد
to a large extent زیاد
hugely زیاد
glaring زیاد
superabundant زیاد
plethoric زیاد
plaguily زیاد
overmuch زیاد
high زیاد
intensely زیاد
tremendously زیاد
intense زیاد
overly زیاد
alto relievo برجستگی زیاد
scare the daylights out of someone <idiom> ترس زیاد
agreat d. of trouble دردسر زیاد
aggrandise زیاد شدن
far زیاد خیلی
so much <idiom> مقدار زیاد
accretive زیاد شونده
amplitude فاصلهء زیاد
an abrupt place با سراشیبی زیاد
on the warpath <idiom> عصبانیت زیاد
deprecation افهاربیمیلی زیاد
escalating زیاد شدن
desudation عرق زیاد
desudation خوی زیاد
diaphoresis عرق زیاد
diuresis ادرار زیاد
eclat سروصدا زیاد
escalated زیاد شدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com