Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English
Persian
creme
نام چند جورنوشابه خوش خوراک که از جوهرنعناع درست میکنند
Other Matches
bisk
ماهی وغیره درست میکنند
Havana
سیگاربرگی که درهاوانایاcuba درست میکنند
kumiss
قومیس نوشابهای که تاتارهاازشیرمادیان درست میکنند
skipjack
بازیچهای که از جناغ مرغ درست میکنند
hasty pudding
خوراکی که با ارد وشیروکره وگوشت درست میکنند
racket ball
گوی کوچکی که ازپنبه وریسمان درست میکنند)
library paste
نوعی خمیر چسبنده که ازنشاسته درست میکنند
gabionade
خط جان پناهی که ازسبدهای خاک درست میکنند
bloody marys
مشروبی که از ودکا و سوس گوجه فرنگی درست میکنند
bloody mary
مشروبی که از ودکا و سوس گوجه فرنگی درست میکنند
moleskin
جامه وبویژه شلواری که ازپوست کورموش ومانندان درست میکنند
muslin
یکجور پارچه پشت نما که ازان جامههای زنانه و پرده درست میکنند
resurection pie
کلوچهای که از ریزههای خوراک مانده از پیش درست کنند
matelote
یکجور خوراک ماهی که باشراب و پیاز و چیزهای دیگر درست می کنند
gastronome
EPICURE) خوراک شناس خوش خوراک
meet
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersection
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersections
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
meets
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
joins
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joined
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
OR function
تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
and
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
coincidence function
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
join
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
union
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
unions
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
alternation
تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
either or operation
تابع منط قی که وقتی خروجی درست دارد که یک ورودی درست داشته باشد
disjunction
تابع منط قی که در صورتی که ورودی درست باشد خروجی درست تولید میکند
assertion
1-عبارت برنامه از یک قاعده یا قانون 2-قاعدهای که درست است یا درست فرض میشود
false
1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
conjunction
تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
conjunctions
تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
the food was smoked
خوراک بوی دود میداد خوراک بوی دود گرفته بود
tempers
درست ساختن درست خمیر کردن
temper
درست ساختن درست خمیر کردن
tempered
درست ساختن درست خمیر کردن
judiciousness
قضاوت درست تشخیص درست
be the spitting image of someone
<idiom>
درست مثل کسی بودن
[درست شبیه کسی به نظر رسیدن]
betting shop
جائیکهرویاسبهاشرط بندی میکنند
lamplighter
با ان چراغ را روشن میکنند
airbed
تشکی که آنرا با باد پر میکنند
aeroscope
اسبابی که غباروذرات هواراجمع میکنند
barbette
سنگری که از انجاتوپها رااتش میکنند
drainpipe
لولهای که با ان چرک را خارج میکنند
trampoline
توری که در اکروبات از ان استفاده میکنند
trampolines
توری که در اکروبات از ان استفاده میکنند
drainpipes
لولهای که با ان چرک را خارج میکنند
The convict cannot distinguish between right and wrong
[distinguish right from wrong]
.
این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص
[تشخیص درست را از نادرست]
بدهد.
bedbugs
ساس که از خون انسان تغذیه میکنند
kick about
فوتبالی که بدون قانون بازی میکنند
Plants store up the sun's energy.
گیاهان انرژی خورشید را ذخیره میکنند.
coffee mills
دستگاهی که با آن دانههای قهوه را آرد میکنند
gilded youth
جوانان دولتمندکه بسبک روززندگی میکنند
bedbug
ساس که از خون انسان تغذیه میکنند
collarette
یقه زنانه که ازتوریاخزیاچیزهای دیگردرست میکنند
they overtax our strength
بما تکلیف میکنند که زیادنیروی خودرابکاراندازیم
endoparasite
انگلهایی که درداخل بدن زندگی میکنند
they are under serveillance
انهارا نظارت میکنند انهارامی پایند
moulding board
تختهای که خمیر را روی ان قالب میکنند
needleful
نخی که یکبار درته سوزن میکنند
there is a rush for the papers
مردم را برای خرید روزنامه هجوم میکنند
promenade concert
مجلس ساز و اوازیکه تماشاکنندگان ان گردش میکنند
halophile
موجوداتی که درمحیط یا ابهای شور زندگی میکنند
bacillus
باکتریهای میلهای شکل که تولید هاگ میکنند
rolling
نیمرخهای فولادی را با عمل نورد تهیه میکنند
reference librery
کتابخانهای که مردم بدانجارفته بکتابهایی مراجعه میکنند
Bantu
عضو قبیلههایی که به زبانهای بانتو تکلم میکنند
gridiron
اهن مشبکی که روی ان گوشت کباب میکنند
injection engine
ماشینی که بوسیله تزریق اب سرد بخارانرامنقبض میکنند
circular dispersion
قطر کوچکترین دایرهای که 57% پرتابه ها به ان برخورد میکنند
wimble
هر نوع اسباب یاوسیلهای که باان سوراخ میکنند
crazing mill
اسیاب یا کارخانهای که قلع معدنی رادران خرد میکنند
gingall
یکجورتفنگ سنگین که روی پایهای گذاشته اتش میکنند
embrasures
مزغل یا شکافی که ازانجا توپ و تفنگ رااتش میکنند
coach dog
یکجورسگ که برای رفتن دنبال درشکه تربیت میکنند
clearinghouse
سازمانی که چکهای بانکهای مختلف را دران مبادله میکنند
G-string
پارچهی باریک که برخی رقاصههابا آن ستر عورت میکنند
fog curing room
اطاق نمداری که نمونههای بتن ازمایشی را در ان نگهداری میکنند
durometer
اسبابی که بوسیله ان سختی وسفتی اجسام را معین میکنند
embrasure
مزغل یا شکافی که ازانجا توپ و تفنگ رااتش میکنند
figure head
مجسمه ای که بر دماغه کشتی نصب میکنند
[رئیس پوشالی]
G-strings
پارچهی باریک که برخی رقاصههابا آن ستر عورت میکنند
camp followers
اشخاص غیر نظامی که همراه قشون حرکت میکنند
litters
محمل برانکار یا چاچوبی که بیماران را با ان حمل میکنند اشغال
kermis
جشن وعیدسالیانهای که درهلندوبلژیک بادادن نمایش وفریادهای ...میکنند
littering
محمل برانکار یا چاچوبی که بیماران را با ان حمل میکنند اشغال
camp follower
اشخاص غیر نظامی که همراه قشون حرکت میکنند
brainstorming
گردهمایی که در آن همه چارهها و اندیشههای خود را ابراز میکنند
littered
محمل برانکار یا چاچوبی که بیماران را با ان حمل میکنند اشغال
american plan
مسافرخانهای که مسافرین پول غذا و اطاق را یکجاپرداخت میکنند
litter
محمل برانکار یا چاچوبی که بیماران را با ان حمل میکنند اشغال
exjunction
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
EXOR
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
alternatives
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
differences
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
difference
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
alternative
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
exclusive
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
vasculum
کبریت قوطی ای که گیاه شناسان دران نمونه جمع میکنند
energetics
رشتهای ازعلم مکانیک که درباره نیرو وتحولات ان بحث میکنند
happy family
دستهای ازجانوران جوربجورکه دریک قفس باهم زندگی میکنند
songfest
دستهای که اواز معروفومحبوب یا اهنگهای محلی جالبی را اجراء میکنند
bowling alleys
مسیری که توپ بولینگ را در راستای آن به سوی هدف پرتاب میکنند
fitting shop
کارگاهی که در انجا اجزای ماشین را سوار میکنند کارگاه مونتاژ
bowling alley
مسیری که توپ بولینگ را در راستای آن به سوی هدف پرتاب میکنند
matriculated students
شاگردانی که ازدبیرستان بیرون امده دردانشگاه نام نویسی میکنند
live box
جعبه یا قلمی که در اب اویزان میکنند تا موجودات ابزی را زنده نگاهدارند
nowel
کلمه ایست که درسرود خوانی و هلهلههای عید میلادمسیح تکرار میکنند
sand iron
یکجور چوگان در بازی گلف که با ان گوی را از میان ریگ بلند میکنند
quiot
حلقه یاصفحه اهنی که دربازی پرت میکنند تاروی میخی بیفتد
get a word in
<idiom>
یافتن فرصتی برای گفتن چیزی بقیه دارند صحبت میکنند
clobber
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
autoharp
سنتوری که در ان بعضی ازسیمها را خفه میکنند تاسیمهای ازاد صدا کنند
clobbers
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
churchwardens
هر یک از دو نفر اعضای غیر روحانی که به برخی از امور کلیسا رسیدگی میکنند
churchwarden
هر یک از دو نفر اعضای غیر روحانی که به برخی از امور کلیسا رسیدگی میکنند
clobbering
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbered
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
islets of langerhans
دستههای سلولی اثنی عشر بنام >جزایرلانگرهانس < که تولید انسولین میکنند
chopsticks
میلههای عاج یا چوبی که چینی ها برای خوردن برنج از ان استفاده میکنند
telescopic chimney
دود کشی که تیکههای انراتوی هم برده انرا کوتاه وبلند میکنند
bandstands
تختگاه یا صحنهی طاقدار که دستهی نوازندگان روی آن برنامه اجرا میکنند
bandstand
تختگاه یا صحنهی طاقدار که دستهی نوازندگان روی آن برنامه اجرا میکنند
braced
گره فشاری که اجزاء دیگر ساختمان را نگهداری یابار انها را تحمل میکنند
following my lead
یک جور بازی که هر بازیکن را وادار میکنند هرکاری که استاد کرد او نیز بکند
funeral home
محلی که دران مرده را جهت انجام مراسم تدفین یا سوزاندن اماده میکنند
beanpole
چوبه یا تیرچه یا ترکهای که بر زمین فرو میکنند تا بته لوبیا از آن بالا رود
a hot potato
<idiom>
[بحث داغ که خیلی از مردم در موردش صحبت میکنند و مورد جدال هست]
beanpoles
چوبه یا تیرچه یا ترکهای که بر زمین فرو میکنند تا بته لوبیا از آن بالا رود
brace
گره فشاری که اجزاء دیگر ساختمان را نگهداری یابار انها را تحمل میکنند
etna
فرف کوچکی که اندک ابی رادران بوسیله چراغ الکلی گرم میکنند
food
خوراک
nourishment
خوراک
keep
خوراک
messmate
هم خوراک
foods
خوراک
nutriments
خوراک
nutriment
خوراک
tucker
خوراک
intake
خوراک
intakes
خوراک
butterpump
غم خوراک
nutrition
خوراک
fare
خوراک
fared
خوراک
faring
خوراک
passage money
خوراک
viands
خوراک
repast
خوراک
repasts
خوراک
messes
:یک خوراک
at mess
سر خوراک
tacks
خوراک
tacking
خوراک
tacked
خوراک
tack
خوراک
meat
خوراک
meats
خوراک
fares
خوراک
feeds
خوراک
mess
:یک خوراک
chows
خوراک
chow
خوراک
oligotrophic
کم خوراک
victuals
خوراک
feed
خوراک
keeps
خوراک
pabulum
خوراک
admixtures
موادی بجز سیمان شن ماسه و اب که گاهی به عنوان ماده کمکی به بتن اضافه میکنند
griddle cake
نوعی نان شیرینی پهن ونازک که دو طرفش را روی اهن کلوچه پزی سرخ میکنند
treats
خوراک رایگان
boarding houses
خوابگاه و خوراک
boarding house
خوابگاه و خوراک
autotroph
خوراک ساز
treated
خوراک رایگان
treat
خوراک رایگان
recipe
خوراک دستور
at meat
سر خوراک یا غذا
insect
کرم خوراک
insects
کرم خوراک
feeder
خوراک دهنده
feeders
خوراک دهنده
viand
خوراک ماکولات
nourishes
خوراک دادن
nourished
خوراک دادن
nourish
خوراک دادن
regales
خوراک لذیذ
slops
خوراک ابکی
recipes
خوراک دستور
to d. up
خوراک گذاردن
hors d'oeuvre
پیش خوراک
hors d'oeuvres
پیش خوراک
grub
خوراک خواربار
health food
خوراک بهداشتی
health foods
خوراک بهداشتی
junk food
گنده خوراک
chop house
خوراک خانه
he partook of fare
در خوراک ما شریک شد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com