English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 107 (7 milliseconds)
English Persian
inertial navigation ناوبری لختی
Search result with all words
stellar inertial navigation ناوبری لختی ستارهای
Other Matches
navigation mode روش ناوبری خودکار یاحالت ناوبری خودکارهواپیما به وسیله دستگاههای زمینی
tacan نوعی سیستم ناوبری الکترونیکی برای ناوبری هواپیماهای تاکتیکی
piloting ناوبری در کنار ساحل ناوبری ساحلی و رودخانهای
inertial navigation سیستم ناوبری خودکار روی هواپیما سیستم خود ناوبری
grid navigation ناوبری از روی نقشه ناوبری از روی خطوط شبکه نقشه
nakedness لختی
tricuspid سه لختی
inertia لختی
nudeness لختی
rotation inertia لختی دورانی
impluse inertia لختی ضربهای
inertial force نیروی لختی
inertia force مقاومت لختی
inertialess فاقد لختی
magnetic creep لختی مغناطیسی
magnetic viscosity لختی مغناطیسی
moment of inertia عزم لختی
rotational inertia لختی دورانی
dielectric viscosity لختی دی الکتریکی
moment of inertia گشتاور لختی
invariant mass جرم لختی [فیزیک]
rest mass جرم لختی [فیزیک]
intrinsic mass جرم لختی [فیزیک]
proper mass جرم لختی [فیزیک]
mass جرم لختی [فیزیک]
rotational inertia گشتاور لختی [فیزیک]
angular mass گشتاور لختی [فیزیک]
principal moment of inertia لنگر اصلی لختی
tricuspid valve دریچه سه لختی سر پوش سه گوش
multivalve چنذ لختی صدف پیوندی
navigation ناوبری
navigating bridge پل ناوبری
universal drafting machine خط کش ناوبری
navigation light چراغهای ناوبری
radio navigation ناوبری رادیویی
satellite navigation ناوبری ماهوارهای
electronic navigation ناوبری الکترونیکی
piloted ناوبری کردن
coasts ناوبری کرانهای
pilots ناوبری کردن
piloted راهنمای ناوبری
bathymetric navigation ناوبری ژرفایافتی
celestial navigation ناوبری نجومی
pilots راهنمای ناوبری
coast ناوبری کرانهای
navigates ناوبری کردن
aerial navigation ناوبری هوایی
dead reckonning ناوبری کور
navigating ناوبری کردن
navigated ناوبری کردن
navigate ناوبری کردن
pilot ناوبری کردن
pilot راهنمای ناوبری
aids to navigation کمکهای ناوبری
omega سیستم ناوبری امگا
vector مسیر ناوبری هواپیما
subsurface navigation ناوبری زیر سطحی
tacan سیستم ناوبری تاکان
aeronautical chart نقشه ناوبری هوایی
navigational grid بادزن کمک ناوبری
navigational grid شبکه کمکی ناوبری
navigational aids وسایل کمک ناوبری
vectors مسیر ناوبری هواپیما
hyperbolic navigation system روش ناوبری هذلولی
inertial navigation system سیستم ناوبری ماندی
dead reckonning tracer میز ناوبری کور
air plot نقشه ناوبری هوایی
aids to navigation وسایل کمک ناوبری
day beacon برج ناوبری روز
radio navigation ناوبری بااستفاده از امواج بی سیم
radio range station ایستگاه ناوبری رادیویی هواپیماها
tactical air navigation رادار ناوبری تاکتیکی هوایی
piloting ناوبری در کنار ابهای ساحلی
celestial navigation ناوبری بااستفاده از صور فلکی
astro tracker وسیله ناوبری خودکار نجومی
aeronautical plotting chart نقشه مخصوص ناوبری هوایی
plotting chart نقشه ناوبری هواپیما یاکشتی
visual flight پرواز بااستفاده از ناوبری بصری
aeronautical plotting chart نقشه مخصوص رسم مسیر ناوبری
hyperbolic navigation ناوبری مارپیچی با استفاده ازبی سیم
day beacon برج ناوبری مورد استفاده درروز
aeronautical information overprint اطلاعات حاشیهای نقشه ناوبری هوایی
augmentation support set دستگاه تکمیلی ناوبری هوایی در فرودگاه
coasting ناوبری کرانهای navigation coasting :syn
pseudopursuit navigation ناوبری و هدایت موشک فقط در سمت هدف
radial شعاعی سمت مغناطیسی ایستگاه ناوبری هوایی
pseudostereo ناوبری همزمان و هماهنگ موشک در سمت و ارتفاع
pursuit navigation ناوبری و هدایت موشک باامواج الکترونیکی تا هدف
shoran نوعی وسیله ناوبری الکترونیکی برد کوتاه
radials شعاعی سمت مغناطیسی ایستگاه ناوبری هوایی
situation indicator دستگاه سنجش وضعیت دیدرادار و وسایل ناوبری
dead reckonning tracer وسایل ناوبری کور در دریا میز ردنگاری
radar danning ناوبری به وسیله رادار برای احتراز از برخورد به مین
radio range ایستگاه ناوبری رادیویی یاتعیین محل هدفها به وسیله بی سیم
plotting رسم مسیر ناوبری هواپیمایا کشتی محل هدف یا دشمن
meaconing گرفتن و رله علایم رادیویی برای گیج کردن سیستم ناوبری دشمن
consol دستگاه ناوبری رادیویی صفحه کلید دستگاههای ارتباطی صفحه رادار
transponder فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
aeronautical station ایستگاه ناوبری هوایی ایستگاه خدمات هوانوردی
pilot chart نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
teleran system نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
plotters وسیله ناوبری وسیله رسم کننده
plotter وسیله ناوبری وسیله رسم کننده
landing aids وسایل کمک ناوبری فرودهواپیما وسایل کمکی فرودهواپیما
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com