Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English
Persian
attack transport
ناوحمل و نقل شرکت کننده درنیروی اب خاکی
Other Matches
army landing forces
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
attack cargo ship
ناوحمل و نقل مخصوص تک
range markers
علامت تعیین کننده مسیر عملیات اب خاکی در شب
tractor group
گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
participating
شرکت کننده
participants
شرکت کننده
participant
شرکت کننده
participative
شرکت کننده
contributor
شرکت کننده
contributors
شرکت کننده
entry
شرکت کننده
antiamphibious minefield
میدان مین ضد اب خاکی یا ضدعملیات اب خاکی دشمن
assault craft
ناوچههای هجومی اب خاکی قایق نفربرهجومی اب خاکی
napped
بهترین شرکت کننده
nap
بهترین شرکت کننده
participant observer
مشاهده گر شرکت کننده
supply company
شرکت تامین کننده
naps
بهترین شرکت کننده
supplier
شرکت تولید کننده
symposiast
شرکت کننده درسمپوزیم
napping
بهترین شرکت کننده
marathoner
شرکت کننده ماراتون
suppliers
شرکت تولید کننده
olympian
شرکت کننده بازیهای المپیک
walkers
شرکت کننده در مسابقه راهپیمایی
tenderer
شرکت کننده در مزایده یامناقصه
bidders
شرکت کننده در مناقصه یامزایده
walker
شرکت کننده در مسابقه راهپیمایی
bidder
شرکت کننده در مناقصه یامزایده
tenderer
شرکت کننده در مناقصه یامزایده
sortie reference
تعدادهواپیماهای شرکت کننده درپرواز
crusaders
شرکت کننده درجنگهای صلیبی
merrymaker
شرکت کننده درجشن وسرور
crusader
شرکت کننده درجنگهای صلیبی
fleet
گروه قایقهای شرکت کننده درمسابقه
deathlete
شرکت کننده در مسابقه دهگانه دو و میدانی
pentathlete
شرکت کننده در مسابقه پنجگانه دو و میدانی
air force component
نیروی هوایی شرکت کننده در عملیات
fleets
گروه قایقهای شرکت کننده درمسابقه
producer
شخص یا شرکت یا کشور تولید کننده
sortie number
تعداد هواپیماهای شرکت کننده در پرواز
service component
نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات
producers
شخص یا شرکت یا کشور تولید کننده
semi-finalists
شرکت کننده در مسابقهی نیمه نهایی
hurdler
شرکت کننده در مسابقه پرش از مانع
semi-finalist
شرکت کننده در مسابقهی نیمه نهایی
boat lanes
خط سریال هجوم قایقها درعملیات اب خاکی ستون قایقهای هجوم کننده
component change order
دستورالعمل تغییر یک نیروی شرکت کننده در عملیات
pacer
شریک نوبتی بازیگروقتی که شرکت کننده کم باشد
veterans
سرباز قدیمی یاسرباز شرکت کننده درجنگهای گذشته
veteran
سرباز قدیمی یاسرباز شرکت کننده درجنگهای گذشته
camper
شرکت کننده در اردو کسی که در چادر زندگی میکند
campers
شرکت کننده در اردو کسی که در چادر زندگی میکند
naval landing party
تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
forty niner
شرکت کننده در مهاجرت سال 9481 بکالیفرنیا درجستجوی طلا
navy component
نیروی دریایی شرکت کننده درعملیات مشترک یا صحنه عملیات
off roader
شرکت کننده در مسابقه مخصوص در مسیر طولانی در زمینهای ناهموار
air force component
نیروی هوایی شرکت کننده درعملیات مشترک یا صحنه عملیات
entrymate
اسب شرکت کننده همزمان بااسب دیگر برای شرط بندی
underwriters
صادر کننده سند بیمه دریایی خریدار سهام خریداری نشده شرکت
pcm
شرکت تولید کننده تختههای جانبی که سازگار کامپیوتر تولیدکننده دیگر باشند
underwriter
صادر کننده سند بیمه دریایی خریدار سهام خریداری نشده شرکت
COMPAQ
شرکت کامپیوتر شخصی آمریکایی که اولین تولید کننده برای IBMPC بود
off roader
شرکت کننده درمسابقه موتورسیکلت رانی درزمینهای ناهموار برای چندصد مایل
commitment board
هیئت بررسی وضع پرسنل شرکت کننده در رزم کمیته تشخیص سلامت فکری افرادجنگی
third party lease
توافقنامهای که بوسیله ان یک شرکت مستقل تجهیزاتی رااز سازنده خریده و به استفاده کننده کرایه میدهد
amphibious task group
گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
shot putters
شرکت کننده در پرتاب وزنه وزنه پران
shot putter
شرکت کننده در پرتاب وزنه وزنه پران
letterheads
مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
letterhead
مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
compaq computer corporation
شرکت کامپیوتری کامپک شرکت سازنده انواع گوناگون ریزکامپیوتر سازگار باریزکامپیوتر
limited company
شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
constituent company
شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
army commander
فرمانده نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات فرمانده قسمت زمینی
international finance corporation
شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
parent company
شرکت مادر شرکت مرکزی
privates
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
freightliner
شرکت حمل و نقل کننده کالا قطار سریع السیر جهت حمل کالا در مسافتهای دور قطاری که کانتینر حمل می نمایدfreight
outsource
به کار گرفتن شرکت دیگر برای مدیریت و تامین شبکه برای شرکت شی
c & f
قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
paperless
شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
combat resolution
تعیین جزئی ترین رده رزمی جزئی ترین رده شرکت کننده در رزم
houses
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
house
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
body corporate
شرکت شرکت سهامی
business group
شرکت سهامی
[شرکت]
amphibious
اب خاکی
worldly
خاکی
mundane
خاکی
amphibious pack
تک اب خاکی
wood louse
خر خاکی
earth-bound
خاکی
earthy
خاکی
embankments
سد خاکی
embankment dam
سد خاکی
embankment
سد خاکی
terrestrial
خاکی
dust colour
خاکی
tellurian
خاکی
earth dam
سد خاکی
earthly
خاکی
earth fill dam
سد خاکی
earthen
خاکی
edaphic
خاکی
terrene
خاکی
earthborn
خاکی
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
bordered
پشته خاکی
border
پشته خاکی
embankments
دیوار خاکی
earthwork
ختل خاکی
embankment
دیوار خاکی
vault formed in the earth
طاق خاکی
terrestrial
زمین خاکی
dust color
رنگ خاکی
soil
خاکی کردن
dun
سمند خاکی
soiling
خاکی کردن
vallation
دیوار خاکی
soils
خاکی کردن
khaki
خاکی رنگ
bordering
پشته خاکی
earthworks
عملیات خاکی
earthworms
کرم خاکی
amphibious reconnaissance
شناسایی اب خاکی
amphibian
ابی خاکی
amphibian
وسیله اب و خاکی
amphibious pack
بارهای اب خاکی
amphibious operation
عملیات اب خاکی
amphibian
هواپیمای اب و خاکی
amphibious lift
ترابری اب و خاکی
earthworm
کرم خاکی
alkaline earth
قلیایی خاکی
zoned earth dam
سد خاکی ناهمگن
amphibious tank
تانک اب خاکی
amphibious
خاکی و ابی
angleworm
کرم خاکی
amphibious vehicle
خودروی اب خاکی
amphibious transport ship
ترابر اب خاکی
terricolous
خاکزی خاکی
adaphic organism
زیستمند خاکی
warping tug
یدک کش اب خاکی
amphibious force
نیروی اب خاکی
semiterrestrial
نیمه خاکی
earthiness
خاکی بودن
milliped
جنس خر خاکی
earth road
راه خاکی
dew worm
کرم خاکی
rain worm
کرم خاکی
earthiness
طبیعت خاکی
earethliness
خاکی بودن
earth work
عملیات خاکی
staging
تمرین اب خاکی
earth work
کارهای خاکی
fuse plug
سرریز خاکی
geophyte
گیاه خاکی
milleped
جنس خر خاکی
pulverulence
حالت خاکی
landing party
گروه اب خاکی
landing forces
قوای اب خاکی
mold etc
خاکی کردن
earth born
خاکی فانی
earth dam
بند خاکی
ground ivy
پاپیتال خاکی
homogeneous earth dam
سد خاکی همگن
lobworm
کرم خاکی
man of mould
انسان خاکی یا فانی
verges
شانه خاکی جاده
shoulders
دو طرف خاکی جاده
amphibious tractor
خودروشنی دار اب خاکی
shoulder
دو طرف خاکی جاده
verge
شانه خاکی جاده
amphibious transport dock
ناومخصوص ترابری اب خاکی
joint amphibious operations
عملیات مشترک اب خاکی
amphibious demonstration
عملیات نمایشی اب خاکی
amphibious task force
گروه رزمی اب خاکی
shouldered
دو طرف خاکی جاده
amphibious striking forces
نیروهای ضربتی اب خاکی
amphibious lift
حمل ونقل اب خاکی
landing threshold
استانه فرود اب خاکی
shouldering
دو طرف خاکی جاده
amphibious squadron
گردان عملیات اب خاکی
amphibious demonstration
عملیات اب خاکی نمایشی
amphibious control group
گروه کنترل اب خاکی
assault ships
ناوهای هجومی اب خاکی
navvies
کارگر کارهای خاکی
boat team
تیم قایق اب خاکی
borrow area
محل قرضه سد خاکی
beach party
گروه پیشرو اب خاکی
brandling
یکجور کرم خاکی
vales
زمین جهان خاکی
landing ship dock
اسکله فرود اب خاکی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com