English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
evacuation ship ناو کنترل تخلیه پزشکی
Other Matches
evacuation تخلیه یک نقطه ازاهالی یا نیرو تخلیه پزشکی
aeromedical unit یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
battlefield evacuation تخلیه پزشکی
medical recovery تخلیه پزشکی
medical evacuation تخلیه پزشکی
aeromedical evacuation تخلیه پزشکی هوایی
evacuation policy روش تخلیه پزشکی
evacuees بیماران تخلیه شده پزشکی
evacuee بیماران تخلیه شده پزشکی
cargo outturn message پیام تخلیه محمولات ناو گزارش خاتمه تخلیه بارکشتی
cascade control چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
clearings تخلیه محل تخلیه بیماران
clearing تخلیه محل تخلیه بیماران
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
professional service تیمهای متخصص پزشکی قسمتهای تخصصی پزشکی
premedical دوره مقدماتی پزشکی وابسته به پیش پزشکی
otorhinolaryngology پزشکی گوش و حلق و بینی [پزشکی]
ENT medicine پزشکی گوش و حلق و بینی [پزشکی]
token بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
electronic مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
tokens بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tasks نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
task نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
apt زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
processor پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control panel صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
executives دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
real time سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
looped عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loop عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executive دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
loops عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
circulation control کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
rolleron کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
IRQ سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
controlling سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
ctrl کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control sheet صفحه کنترل چارت کنترل
control statement حکم کنترل دستور کنترل
block plot صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
cargo outturn report گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
control stick سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
controlled fragmentation مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
tactical air controler افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
subroutine تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
remote control کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
control officer افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
climb mode روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
simple network management protocol سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
exhaust تخلیه
exhausts تخلیه
unloading تخلیه
discharges تخلیه
emptying تخلیه
unstuffing تخلیه
LSD تخلیه
discharged تخلیه
evacuates تخلیه
stripping تخلیه
disembarkation تخلیه
evacuate تخلیه
evacuating تخلیه
landing, storage, delivery تخلیه
discharge تخلیه
depletion تخلیه
evacuated تخلیه
evacuation تخلیه
basic توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
sluiced دریچه تخلیه
sluices دریچه تخلیه
area evacuation تخلیه منطقهای
abreaction تخلیه هیجانی
main discharge تخلیه اصلی
internal discharge تخلیه داخلی
lightning discharge current جریان تخلیه
medical evacuation تخلیه بهداری
sluice دریچه تخلیه
to offload تخلیه کردن
point discharge تخلیه نقطهای
undulatory discharge تخلیه مواج
ozone depletion تخلیه اوزون
discharge تخلیه بار
air evacuation تخلیه هوایی
non self maintained discharge تخلیه وابسته
discharges تخلیه الکتریکی
discharges تخلیه بار
neural discharge تخلیه عصبی
lightning discharge تخلیه اتمسفری
medical evacuation تخلیه بیماران
oscillating discharge تخلیه مواج
discharge تخلیه الکتریکی
quitting تخلیه خانه
vacate تخلیه کردن
vacated تخلیه کردن
vacates تخلیه کردن
vacating تخلیه کردن
evacuating تخلیه کردن
quit تخلیه خانه
disembark تخلیه کردن
disembarked تخلیه کردن
disembarking تخلیه کردن
disembarks تخلیه کردن
evacuate تخلیه کردن
evacuated تخلیه کردن
evacuates تخلیه کردن
draining تخلیه کردن
drained تخلیه کردن
drain تخلیه کردن
surging discharge تخلیه نوشی
sluiceway دهانه تخلیه
site clearance تخلیه کارگاه
self maintained discharge تخلیه ناوابسته
rotary discharger تخلیه گر گردان
roll on/roll off بارگیری- تخلیه
road clearance تخلیه جاده
residual discharge تخلیه مانده
drains تخلیه کردن
tipper تخلیه کننده
unload تخلیه کردن
unloaded تخلیه کردن
unloads تخلیه کردن
catharsis تخلیه هیجانی
relief well چاه تخلیه
corona discharge تخلیه الکتریکی
electron discharge تخلیه الکترونها
drain plug پیچ تخلیه
glow discharge تخلیه تابناک
glow discharge تخلیه تابنده
coefficient of discharge ضریب تخلیه
disruptive discharge تخلیه جرقهای
discharging wharf اسکله تخلیه
discharging berth اسکله تخلیه
discharger of a capacitor تخلیه خازن
discharge velocity سرعت تخلیه
discharge valve سوپاپ تخلیه
discharge spout ناودانه ی تخلیه
discharge voltage ولتاژ تخلیه
discharge resistance مقاومت تخلیه
discharge recorder تخلیه نگار
electrical discharge تخلیه برقی
blow off شیر تخلیه
exhaust chute ناودان تخلیه
education pipe لوله تخلیه
roll-on/roll-off بارگیری- تخلیه
corollary discharge تخلیه تبعی
flaming discharge تخلیه مشتعل
debarkation net تور تخلیه
electric discharge تخلیه الکتریکی
clearing out [of a place] تخلیه [فضایی]
defecation تخلیه شکم
dejecta تخلیه مدفوع
depopulation تخلیه جمعیت
chain of evacuation سیستم تخلیه
discharge pressure فشار تخلیه
cooling water discharge تخلیه اب سرد
depletion area ناحیه تخلیه
depletion barrier ناحیه تخلیه
depletion zone ناحیه تخلیه
corona discharge تخلیه کورونا
depletion layer ناحیه تخلیه
evacuant تخلیه کننده
discharge chute سرسره تخلیه
exhaust stroke مرحله تخلیه
discharge of chips تخلیه براده ها
disembarkation تخلیه کردن
brush discharge تخلیه جارویی
impulse discharge تخلیه ضربهای
drain cock لوله تخلیه
discahrge pipe لوله تخلیه
escape channel مجرای تخلیه اب
discharge currect جریان تخلیه
discharge end سمت تخلیه
discharge conveyor نوار تخلیه
discharge gate دریچه تخلیه
discharge head ارتفاع تخلیه
bank sluice دریچه تخلیه
discharge nozzle فواره تخلیه
discharge cock شیر تخلیه
electrostatic discharge تخلیه الکتروستاتیکی
discharge opening راهگاه تخلیه
discharge opening مجرای تخلیه
high rate discharge تخلیه شدید
discharge end محل تخلیه
go around mode روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
quality control tests ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
flight control دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
evacuate تخلیه مزاج کردن
silt ejector تخلیه کننده رسوب
semi self maintained discharge تخلیه نیم وابسته
second townsend discharge تخلیه دوم تاونزند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com