English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 181 (8 milliseconds)
English Persian
plough monday نخستین دوشنبه پس از خاج شویان
Other Matches
flasket سبدرخت شویان
at first a در نخستین دید در وهله نخستین
Monday دوشنبه
Mondays دوشنبه
nrxt monday دوشنبه اینده
I havent had a morself of food since Monday. I havent touched food since Monday . از دوشنبه لب به غذانزده ام
Dushanbe شهر دوشنبه
on monday روز دوشنبه
on monday at latest منتهی تا دوشنبه
nrxt monday دوشنبه این هفته
mondayish بیحال در روز دوشنبه بواسطه بیکاری یکشنبه خسته از کار
initialling نخستین
initialing نخستین
premiering نخستین
our first parents adam and eva نخستین ما
premieres نخستین
premiered نخستین
premiere نخستین
initials نخستین
primal <adj.> نخستین
incipient نخستین
primary نخستین
premiers نخستین
premier نخستین
proto نخستین
quadrages ima نخستین
initialled نخستین
first detector نخستین
first نخستین
initialed نخستین
initial نخستین
mixers نخستین
mixer نخستین
first aids کمکهای نخستین
crossover تمرکز نخستین
initial stage طبقه نخستین
first hand نخستین بازی کن
first impression برداشت نخستین
incunabula نخستین دوره
first rate نخستین درجه
hexateuch نخستین توریه
incipincy حالت نخستین
octateuch نخستین عهدعتیق
his opening remarks نخستین گفتههای وی
initial expenses هزینه نخستین
in the egg در مرحله نخستین
menarche نخستین قاعدگی
incipience حالت نخستین
initial movement نخستین اقدام
primary anxiety اضطراب نخستین
primary zones نواحی نخستین
prime coat روکش نخستین
proenomen نام نخستین
protomartyr نخستین شهید
rough coat نخستین اندود
springer stone نخستین رگ پاطاق
the first day نخستین رور
the first of all نخستین همه
trivium دوره نخستین
primary treatment پاکسازی نخستین
primary treatment تصفیه نخستین
primary reinforcement تقویت نخستین
primary colors رنگهای نخستین
primary drive سائق نخستین
the opening chapter نخستین فصل
primary group گروه نخستین
primary motivation انگیزش نخستین
primary needs نیازهای نخستین
primary personality شخصیت نخستین
primary processes فرایندهای نخستین
primary productivity فراوردگی نخستین
as a first step <adv.> نخستین [اولا]
prime نخستین اولیه
prototype نخستین بشر
at first push در نخستین وهله
primes نخستین اولیه
primary مقدماتی نخستین
prototype نمونه نخستین
prototypes نمونه نخستین
prototypes نخستین بشر
primordial اصل نخستین
primed نخستین اولیه
at the first blush در نخستین وهله
by return of post با نخستین پست
book one جلد نخستین
at the first onset در نخستین وهله
primary amentia نقص عقل نخستین
initiating نخستین قدم رابرداشتن
rudimentary knowledge دانش مقدماتی یا نخستین
initiated نخستین قدم رابرداشتن
primary projection area ناحیه فرافکنی نخستین
opener نخستین مسابقه از یک دورمسابقه
on the first occasion در نخستین وهله یا فرصت
the first person نخستین شخص متکلم
initiates نخستین قدم رابرداشتن
protoplast نخستین ادم افریده
primary sensory area ناحیه حسی نخستین
initiate نخستین قدم رابرداشتن
primary mental abilities تواناییهای عقلی نخستین
fifteen نخستین امتیاز گیم
prodelision حذف نخستین حرفCanis
primary reinforcer تقویت کننده نخستین
maiden speeches نخستین نطق شخص
maiden speech نخستین نطق شخص
primary process thinking اندیشیدن در فرایند نخستین
primary consumers مصرف کنندگان نخستین
recoiling بحال نخستین برگشتن
incipient stages مراحل نخستین یا ابتدائی
acrospire نخستین جوانهء دانه
hexateuchal شش کتاب نخستین از تورات
at the earliest p moment در نخستین وهله امکان
gross primary product تولید ناخالص نخستین
foal tooth نخستین دندان اسب
firstling نوبر نخستین نتیجه
recoil بحال نخستین برگشتن
break one's duck کسب نخستین امتیاز
draw first blood کسب نخستین امتیاز
recoiled بحال نخستین برگشتن
recoils بحال نخستین برگشتن
initial inverse voltage ولتاژ معکوس نخستین
primordial عنصر نخستین اساسی
net primary production تولید خالص نخستین
first fruits نخستین دستاوردهای هر چیز
primate راسته پستانداران نخستین پایه
prototype اصل ماده نخستین افریده
relapses مرتد بحال نخستین برگشتن
retranslate دوباره بزبان نخستین دراوردن
relapsed مرتد بحال نخستین برگشتن
relapse مرتد بحال نخستین برگشتن
prototypes اصل ماده نخستین افریده
relapsing مرتد بحال نخستین برگشتن
fleshment خوشحالی حاصله از نخستین موفقیت
original sin نخستین گناه ادم ابوالبشر
hetaerism ازدواج اشتراکی درقبایل نخستین
primary mental deficiency عقب ماندگی ذهنی نخستین
heptateuch هفت کتاب نخستین توریه
premiere نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
sixth man نخستین بازیگرذخیرهای که وارد میدان میشود
stars and bars نخستین پرچم ایالات متحده امریکا
premieres نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premiering نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
protogenic وابسته به نخستین دوره نمویا پیدایش
protogenetic وابسته به نخستین دوره نمویا پیدایش
ground بگل نشاندن اصول نخستین را یاددادن
protasis نخستین قسمت درام قدیم رومی
premier نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
imfancy عدم بلوغ نخستین دوره رشد
premiers نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
first reading طرح نخستین لایحه قانونی درمجلس
premiered نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
to nip or crush in the bud در نخستین مرحله رشد کشتن یا پایمال کردن
break shot نخستین ضربه برای پراکندن گویهای بیلیارد
revalorization اعاده پول کشور به بهای نخستین خود
previous examination نخستین امتحانی که درجه A.B در کمبریج باید داد
grilse ماهی ازادکوچک که برای نخستین بارازدریابرودخانه امده باشد
restorationism عقیده باینکه بشرسرانجام بسعادت نخستین خود خواهدرسید
fresher نواموزدانشکده یادانشگاه دانشجوی نخستین سال دانشکده یادانشگا
freshers نواموزدانشکده یادانشگاه دانشجوی نخستین سال دانشکده یادانشگا
romulus رمولوس برادررموس نخستین پادشاه بنیادگذار داستانی شهر روم
debut نخستین مرحله دخول در بازی یا جامعه شروع بکار کردن
mural crown ناجی که به نخستین بالارونده ازدیوار شهر دشمن داده میشد
pelasgic نام نخستین نژادی که دریونان و جزیرههای خاورمدیترانه ساکن شدند
the great exhibition نخستین نمایش بزرگ کالاکه درسال 1851 درلندن داده شد
debuts نخستین مرحله دخول در بازی یا جامعه شروع بکار کردن
little go نخستین امتحانی که برای گرفتن درجه در a.b کمبریج باید داد
debutant نوازنده یا ناطقی که برای نخستین بار در جلو عموم فاهر میشود
platonic cycle or year مدت گردش اجرام آسمانی درهمه مدارهای خود و برگشت آنها بوضوح نخستین
broaching برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
notochord نخستین محور تیره پشت میله غضروفی که در پشت جانوران است
broaches برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
broached برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
broach برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
initials نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initialling نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initial نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
caxton کتاب کاکستون نخستین کتاب چاپ کن انگلیسی
initialed نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initialing نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initialled نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
rough wrought طرح شده تنهادرمراحل نخستین درست شده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com