English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English Persian
fluctuating rate نرخ متغیر
Search result with all words
class در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
classed در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
classes در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
classing در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
marker نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
markers نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
direct objects متغیر سیستم خبره در یک عمل با دلیل
indirect objects متغیر سیستم خبره در یک عمل با دلیل
object متغیر سیستم خبره در یک عمل با دلیل
objected متغیر سیستم خبره در یک عمل با دلیل
objecting متغیر سیستم خبره در یک عمل با دلیل
objects متغیر سیستم خبره در یک عمل با دلیل
magnitude سطح یا قدرت سیگنال یا متغیر
word نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
worded نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
global متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
globally متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
string متغیر در زبان کامپیوتری که میتواند شامل حروف الفبا- عددی و نیز اعداد باشد
pack تعداد دیسکهای مغناطیسی ثابت یا متغیر
packs تعداد دیسکهای مغناطیسی ثابت یا متغیر
analogue دادهای که به عنوان سیگنال ممتد متغیر نمایش داده میشود. صوت حالتی از داده آنالوگ است
analogue ارسال داده که در آن داده به عنوان یک مجموعهای از تغییرات در سیگنال ممتد متغیر فرستاده میشود
analogue سیگنال ممتد متغیر
analogue مقدار یا متغیر در حالت آنالوگ
analogue نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues دادهای که به عنوان سیگنال ممتد متغیر نمایش داده میشود. صوت حالتی از داده آنالوگ است
analogues ارسال داده که در آن داده به عنوان یک مجموعهای از تغییرات در سیگنال ممتد متغیر فرستاده میشود
analogues سیگنال ممتد متغیر
analogues مقدار یا متغیر در حالت آنالوگ
analogues نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
clear پاک کردن یا صفر کردن یک فایل کامپیوتری یا متغیر یا بخشی از حافظه
clearer پاک کردن یا صفر کردن یک فایل کامپیوتری یا متغیر یا بخشی از حافظه
clearest پاک کردن یا صفر کردن یک فایل کامپیوتری یا متغیر یا بخشی از حافظه
clears پاک کردن یا صفر کردن یک فایل کامپیوتری یا متغیر یا بخشی از حافظه
shifty فریب امیز متغیر
name کلمه مصرفی یک متغیر در برنامه
names کلمه مصرفی یک متغیر در برنامه
expression تعریف یک مقدار یا متغیر در برنامه
expressions تعریف یک مقدار یا متغیر در برنامه
symbolic نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود
symbolically نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود
phantasmagoria منافر متغیر اشیاء تخیلات پی در پی ومتغیر
phantasmagorias منافر متغیر اشیاء تخیلات پی در پی ومتغیر
scope محدوده مقادیر که یک متغیر میتواند شامل شود
comma علامت " , " که برای جدا کردن داده ها و متغیر ها و آرگومان ها میباشد
commas علامت " , " که برای جدا کردن داده ها و متغیر ها و آرگومان ها میباشد
scrambler وسیله کدگزاری رشته دادهای به صورت تصادفی پیش ازارسال برای جلوگیری از اینکه مجموعهای از صفرها یا یک ها وصفرهای متغیر باعث مشکلات هماهنگی در گیرنده شوند
scramblers وسیله کدگزاری رشته دادهای به صورت تصادفی پیش ازارسال برای جلوگیری از اینکه مجموعهای از صفرها یا یک ها وصفرهای متغیر باعث مشکلات هماهنگی در گیرنده شوند
differential دارای ضریب متغیر
differentials دارای ضریب متغیر
pointer متغیر در برنامه کامپیوتری که حاوی آدرس داده یا دستورالعمل است
pointers متغیر در برنامه کامپیوتری که حاوی آدرس داده یا دستورالعمل است
peak بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
peaking بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
peaks بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
definition یات . 2-مقدار یا فرمولی که به یک متغیر یا برچسب نسبت داده شود
definitions یات . 2-مقدار یا فرمولی که به یک متغیر یا برچسب نسبت داده شود
diverse متغیر متمایز
mercurial تند متغیر
declaration نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declaration نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر به خصوص را میدهد
declarations نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declarations نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر به خصوص را میدهد
uneven متغیر
unalterable غیر متغیر
zoom lens عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
zoom lenses عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
identification بخشی از کد اصلی برنامه COBOL که مشخصه ها و قالبهای داده و متغیر در برنامه مشخص اند
fluid متغیر
fluids متغیر
environment متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
environments متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
uncertain مردد متغیر
uncertainly مردد متغیر
argument متغیر مستقل
arguments متغیر مستقل
label یی که برای مشخص کردن متغیر یا داده به کار می رود
labeling یی که برای مشخص کردن متغیر یا داده به کار می رود
labelled یی که برای مشخص کردن متغیر یا داده به کار می رود
labels یی که برای مشخص کردن متغیر یا داده به کار می رود
technical متغیر
local انتساب متغیر که فقط در بخشی از برنامه کامپیوتری یا ساختار آن معتبر است
locals انتساب متغیر که فقط در بخشی از برنامه کامپیوتری یا ساختار آن معتبر است
type تعریف پردازنده یا انواع داده که یک متغیر در کامپیوتر دارد
typed تعریف پردازنده یا انواع داده که یک متغیر در کامپیوتر دارد
types تعریف پردازنده یا انواع داده که یک متغیر در کامپیوتر دارد
trap وسیله , نرم افزار یا سخت افزار که چیزی مثل متغیر, خطا یا مقدار دریافت میکند
define 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defined 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defines 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defining 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
length طول چیزی تعداد داده ها در یک متغیر یا لیست
lengths طول چیزی تعداد داده ها در یک متغیر یا لیست
floating متغیر
variable متغیر
variables متغیر
initial که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
initialed که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
initialing که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
initialled که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
Other Matches
declaring معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declares معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declare معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
variable recoil سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
variant متغیر
average variable cost متغیر
indignant متغیر
fitful متغیر
unsteady متغیر
unsteadily متغیر
transitive متغیر
vicissitudinous متغیر
variative متغیر
protean متغیر
conversional متغیر
variate متغیر
varier متغیر
flukey متغیر غیرثابت
floating debt بدهی متغیر
key variable متغیر کلید
local variable متغیر محلی
global variable متغیر سراسری
integer variable متغیر صحیح
it is of variable length درازای ان متغیر
instrumental variable متغیر وسیله
instrumental variable متغیر ابزاری
induced variable متغیر القائی
independent variable متغیر مستقل
flexible budget بودجه متغیر
associative variable متغیر انجمنی
autonomous variable متغیر مستقل
basic variable متغیر اصلی
basic variable متغیر اساسی
binary variable متغیر دودویی
binary variable متغیر دودوئی
diorama تصاویر متغیر
boolean variable متغیر بولی
causal variable متغیر سببی
cut up rough متغیر شدن
chatoyance درخشندگی متغیر
chatoyancy درخشندگی متغیر
dependent variable متغیر وابسته
dependent variable متغیر تابع
dependant variable متغیر وابسته
continuous variable متغیر پیوسته
distal variable متغیر دوربرد
dummy variable متغیر تصنعی
external variable متغیر خارجی
explanatory variable متغیر مستقل
explanatory variable متغیر توضیحی
experimental variable متغیر ازمایشی
exogenous variable متغیر برون زا
endogenous variable متغیر داخلی
endogenous variable متغیر درون زا
economic variable متغیر اقتصادی
address variable متغیر نشانی
adjustable condenser خازن متغیر
variable condenser خازن متغیر
adjustable coupling جفتگیری متغیر
adjustable resistance مقاومت متغیر
variable resistance مقاومت متغیر
dynamical variable متغیر دینامیکی
alternating light چراغ متغیر
dummy variable متغیر ساختگی
variable budget بودجه متغیر
variable cost هزینه متغیر
variable capacitor خازن متغیر
variable input داده متغیر
trinary دارای سه متغیر
trinal دارای سه متغیر
treatment variable متغیر تدبیری
total variable cost هزینه متغیر کل
suppressor variable متغیر بازدارنده
string variable متغیر رشته
stochastic variable متغیر تصادفی
stochastic term متغیر تصادفی
variable error خطای متغیر
vr نسبتی متغیر
vext متغیر کردن
variably بطور متغیر
variable time زمان متغیر
variable terrain زمین متغیر
variable stars ستارگان متغیر
discrete variable متغیر ناپیوسته
variable load بار متغیر
variable input نهاده متغیر
variable inductance القاگری متغیر
variable factors عوامل متغیر
slack variable متغیر کمکی
random variable متغیر تصادفی
prime cost هزینه متغیر
polar variable متغیر قطبی
out line font قلم متغیر
logic variable متغیر منطقی
out line font فونت متغیر
marker variable متغیر ممیز
slack variable متغیر بی اثر
reduced variable متغیر کاهیده
residual variable متغیر باقیمانده
variable name نام متغیر
rheostat مقاومت متغیر
varicolored دارای رنگهای متغیر
look black متغیر بنظر امدن
variable word length طول کلمه متغیر
magnetic variometer اندوکتورمتر متغیر مغناطیسی
cryptovariable عوامل متغیر رمز
moderator variable متغیر تعدیل کننده
law of variable proportion قانون نسبت متغیر
variable speed control کنترل سرعت متغیر
decrement کم کردن یک عدد از یک متغیر
decrement کاهش میزان یک متغیر
independent variable متغیر مستقل [ریاضی]
argument [of a function] متغیر مستقل [ریاضی]
decision variable متغیر تصمیم گیری
dependent variable متغیر وابسته [ریاضی]
variable speed motor مولد با دور متغیر
variable speed generator مولد با دور متغیر
nonbasic variable متغیر غیر اساسی
variable cost curve منحنی هزینه متغیر
unrelated variable متغیر غیر وابسته
intervening variable متغیر فرضی رابط
trimmer capacitor خازن نیم متغیر
switching variable متغیر راه گزینی
subscript variable متغیر زیرنویس دار
slab of varying thickness تاوه با ستبرای متغیر
flexible exchange rate نرخ متغیر ارز
variable cost function تابع هزینه متغیر
variable instruction length دستورالعمل با طول متغیر
nonrandom variable متغیر غیر تصادفی
vr schedule برنامه نسبتی متغیر
variable ratio schedule برنامه نسبتی متغیر
variable length records رکوردهای با طول متغیر
variable length record مدرک با طول متغیر
variable length record رکورد با طول متغیر
vi schedule برنامه فاصلهای متغیر
variable interval schedule برنامه فاصلهای متغیر
floating policy بیمه نامه متغیر
cryptovariable کلیدهای رمز متغیر
variable of integration متغیر انتگرال [ریاضی]
adjustable speed motor موتور با دور متغیر
alternating light چراغ چشمک زن متغیر
average variable cost هزینه متوسط متغیر
chatoyancy تلالو متغیر سو سوزنی
control variable متغیر کنترل شده
controlled variable متغیر کنترل شده
variable length character encoding رمزگذاری کاراکتر با طول متغیر
attributing متغیر بیان کننده شکل
attributes متغیر بیان کننده شکل
attribute متغیر بیان کننده شکل
chatoyant دارای رنگ ودرخشندگی متغیر
variable slide طول عقب نشینی متغیر
variable word length computer کامپیوتر با طول متغیر کلمه
intercorrelation همبستگی بین چند متغیر
to lool black خشمگین یا متغیر بنظر امدن
dependent آنچه به دلیلی متغیر است
chatoyance تلالو متغیر سوسو زنی
differential equation معادله متغیر مشتق چیزی
bivariate دارای دوحالت متغیر وجدا از هم
total differential تغییرات کلی ممکنه در یک متغیر
multiple series condenser خازن متغیر چند اتصالی
argument [of a function] متغیر مستقل تابعی [ریاضی]
analog مقدار یا یک متغیر در حالت آنالوگ
variable inlet ورودی متغیر موتور مکنده هوا
piv variable speed transmission جعبه دنده با سرعت متغیر گیربکس "پی ای وی "
variable time fuse ماسوره زمانی متغیر VTF:abb
differential نماد متغیر انتگرال گیری [ریاضی]
variable speed d.c. motor موتور جریان دائم با سرعت متغیر
concatenate دستوری که دو داده یا متغیر را باهم ترکیب میکند
correlation جدول نسبت بین هزینههای متغیر تولید
unipolar که به عنوان کنتررل جریان متغیر به کار می رود.
inequality operator نشانه بیان عدم شادی دو متغیر یا دو مقدار
assignments معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
assignment معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
initials که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
initialling که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
declarative statement نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر بخصوص را میدهد
cross reference generator متغیر ها و اعداد ثابت با محل آنها در برنامه ایجاد میکند
crippled leapfrog test آزمایش استانداردی که از یک محل حافظه ونه محلهای متغیر استفاده میکند
On Thursday it will be variably cloudy [cloudy with sunny intervals] . پنجشنبه هوا بطور متغیر ابری و مدتی صاف خواهد بود.
graphs نمودار نمایش رابط ه بین دو یا چند متغیر به صورت خط یا مجموعهای نقاط
graph نمودار نمایش رابط ه بین دو یا چند متغیر به صورت خط یا مجموعهای نقاط
parameter اطلاعی که حدود یا عملیات چیزی مثل متغیر یا تابع یا برنامه را بیان کند
parameters اطلاعی که حدود یا عملیات چیزی مثل متغیر یا تابع یا برنامه را بیان کند
dollar sign که رد برخی زبانها برای بیان یک متغیر به عنوان نوع رشته به کار می رود
if/then/else یک نوع ساختار کنترل شاخهای است که متغیر یا داده راازمایش میکند تا ببیند
interword spacing فضای متغیر بین کلمات متن برای اینکه خط وط وسط و مرتب قرار گیرند
assignment دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
assignments دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
declarative statement نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
intercharacter spacing خصوصیت کلمه پرداز که حاوی فضاهای متغیر بین کلمات است تا خط در وسط قرار گیرد
assigned 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assign 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigning 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigns 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
waste silk ابریشم گجین [ابریشمی که از تفاله پیله سوراخ شده بدست می آید و دارای طول های متغیر است و کیفیت مطلوبی ندارد.]
analog نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
dependent غیر استاندارد یا چیزی که روی سخت افزار یا نرم افزار تولید کننده دیگر بدون متغیر قابل استفاده نیست
constant speed drive چرخدندهای با ضریبهای متغیر که برای ثابت نگه داشتن دور قسمت گردنده بین دو سیستم گرداننده و گردنده قرار میگیرد
proximity fuze ماسوره خودکار ماسوره زمان متغیر
variable area wing بالهایی باطول متغیر درهواپیماهای دوباله که هنگام جمع شدن بال پایینی در بال بالایی تغییر ملموس و چشم گیری ایجاد میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com