Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
damping factor
نسبت دامنه هر موج به موجهای بعدی
Other Matches
backwind
حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
subalpine
ساکن دامنه کوهستان الپ مربوط به دامنه کوه
projecting
تولید نمایش گرافیکی دو بعدی از یک صفحه سه بعدی تصویر
airwaves
موجهای هوایی
metric waves
موجهای متری
assault waves
موجهای هجوم
deep water waves
موجهای زیرابی
groundwave
موجهای رادیویی زمینی
tidal waves
موجهای پس از زمین لرزه
PHIGS
برنامه واسط استاندارد بین نرم افزار و آداپتور گرافیکی که از مجموعهای از دستورات استاندارد برای رسم و تغییر تصاویر دو بعدی و سه بعدی تشکیل شده است
blocking
گرفتگی مسیر جریان در تونل باد ناشی از موجهای ضربهای
gun
تخته بزرگ وسنگین موج سواری برای موجهای سنگین
guns
تخته بزرگ وسنگین موج سواری برای موجهای سنگین
leverage
نسبت بدهی به دارائی خالص تغییر نسبت غیر معین
lift fan
توربوفنی که با نسبت کنارگذارزیاد تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکاررود
ohm's law
جریان در یک مدار با ولتاژ نسبت مستقیم وبا مقاومت نسبت عکس دارد
preemptive multitasking
حالت چندکاره که سیستم عامل یک برنامه را برای مدت زمانی اجرا میکند و پس کنترل را به برنامه بعدی میدهد به طوری که برنامه بعدی وقت پردازنده را نخواهد گرفت
liftjet
توربوفن یا توربوجتی بسیارسبک وزنی با نسبت کنارگذرکم که تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکارمیرود
attributable
قابل نسبت دادن نسبت دادنی
prorata
برحسب نسبت معین بهمان نسبت
photovoltaic cell
مبدلی که مانند سلول فتوالکتریک تابشهای الکترومگنتیک را با طول موجهای مرئی و نزدیک ان به الکتریسیته تبدیل میکند
diamonds
شکل موجهای ضربهای که معمولا در جریان خروجی راکتها بصورت لوزیهای پشت سر هم قابل مشاهده است
material dispersion
پراکنده شدن پالس نورانی درداخل یک فیبر نوری در نتیجه طول موجهای مختلف ساطع شده از یک منبع
trimetrogon
عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
nationallism
مکتب ملیت اعتقاد به برتری یک ملت نسبت به ملل دیگر و لزوم وفاداری مطلق هر تابع نسبت به ملیت خود
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
huygen's principle
قانون عمومی مربوط به همه حرکتهای موجی : هر نقطه دلخواه در جبهه فاز یا جبهه موج میتواند خود منبع ثانویهای برای انتشار موجهای کروی باشد
amplitude
دامنه
talus
دامنه
slopes
دامنه
sloped
دامنه
slope
دامنه
tail
دامنه
range
دامنه
ranged
دامنه
ranges
دامنه
tailed
دامنه
tails
دامنه
hillsides
دامنه
hillside
دامنه
mountainsides
دامنه
scope
دامنه
mountainside
دامنه
brae
دامنه
magnitude
دامنه
skirt
دامنه
skirts
دامنه
foot
دامنه
skirted
دامنه
scope
دامنه رسیدگی
double amplitude
دامنه دوبل
combe
دامنه تپه
talus
دامنه تالیوز
class interval
دامنه طبقه
audio frequency
دامنه شنودپذیری
colluvial
دامنه کوهی
amplitude of vibration
دامنه ارتعاش
amplitude of oscillation
دامنه نوسان
criteria range
دامنه ملاک
restriction of range
محدودیت دامنه
amplitude modulation
مدولاسیون دامنه
response amplitude
دامنه پاسخ
range of stress
دامنه تنش
flank
دامنه جناح
flanked
دامنه جناح
flanking
دامنه جناح
discriminating range
دامنه افتراق
amplitude
دامنه بزرگی
midrange
میان دامنه
hillside
دامنه کوه
one tailed test
ازمون یک دامنه
interval confidence
دامنه اطمینان
hillsides
دامنه کوه
total amplitude of oscillation
دامنه کل نوسان
impluse amplitude
دامنه ایمپولز
vibration amplitude
دامنه ارتعاش
maximum amplitude
دامنه حداکثر
tooth flank
دامنه دندانه
tropic range
دامنه استوایی
two tailed test
ازمون دو دامنه
am
مدولاسیون دامنه
feet
پایین دامنه
range
دامنه
[ریاضی]
audibility range
دامنه شنودپذیری
wave amplitude
دامنه موج
range
دامنه تغییرات
pulse amplitude
دامنه تپش
f.of mountain
دامنه کوه
range expression
عبارت دامنه
range format
قالب دامنه
tolerances
دامنه تغییرات
tolerance
دامنه تغییرات
range name
نام دامنه
ranged
دامنه تغییرات
hill side
دامنه تپه
talus meterial
واریزه دامنه
talus
دامنه سنگلاخی
frequency response
خم دامنه- بسامد
ranges
دامنه تغییرات
range of motion
دامنه حرکت
unstart
انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
interquartile range
دامنه میان چالاکی
impluse amplitude
دامنه ضربه جریان
magnitude of alternating current
دامنه جریان متناوب
semi interquartile range
دامنه نیمه چارکی
tidal range
دامنه جذر و مد دریایی
lifts
بالارو دامنه بالابری
lifting
بالارو دامنه بالابری
domain of a function
دامنه یک تابع
[ریاضی]
foothill
تپه دامنه کوه
cylinder skirt
حاشیه یا دامنه سیلندر
domain of definition
دامنه تعریف
[ریاضی]
purview
دامنه شمول قانون
double apron fence
سیم خاردار دو دامنه
The matter assumed significant proportions.
دامنه کار با لاگرفت
modular range
دامنه تغییرات مدول
lift
بالارو دامنه بالابری
skirting armor
زره دامنه تانک
lifted
بالارو دامنه بالابری
ridges
پشته تپههای دامنه کوه
skirt
دامنه کوه حومه شهر
foot hill
تپه ای که در دامنه کوهی باشد.
sidehill
واقع در کنار تپه دامنه
skirted
دامنه کوه حومه شهر
ridge
پشته تپههای دامنه کوه
neap range
دامنه نوسان جزر و مدضعیف
skirts
دامنه کوه حومه شهر
daily range of soil temperature
دامنه تغییرات حرارت روزانه خاک
coves
خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
cove
خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
foehn
باد خشک وگرم دامنه کوه
infrasound
صدایی با توان و دامنه بسیارو فرکانس بسیار کم
fumarole
شکاف دامنه اتش فشان که از ان دود وبخارمتصاعد است
stepping
قراردادن دکل درحفره مخصوص شیب تند دامنه
step
قراردادن دکل درحفره مخصوص شیب تند دامنه
wave trough
نقطه می نیمم یا ماکزیمم منفی دامنه در نیمه راه بین دو قله موج
hook's law
تغییر شکل یک جسم الاستیک در دامنه الاستیسیته با تنش وارده متناسب است
one dimentional
یک بعدی
tridimensional
سه بعدی
one dimentional
تک بعدی
future
بعدی
three-dimensional
سه بعدی
serotine
بعدی
subsequent
بعدی
puisne
بعدی
three dimentional
سه بعدی
spatial
سه بعدی
three dimensional
سه بعدی
succeeding
بعدی
ulterior
بعدی
two-dimensional
دو بعدی
second thoughts
بعدی
unidimensional
یک بعدی
solids
سه بعدی
unidimensional
تک بعدی
solid
سه بعدی
further
بعدی
two dimensional
دو بعدی
furthers
بعدی
furthering
بعدی
furthered
بعدی
cubical
سه بعدی
omni axial nozzle
نازل موتور راکت که میتوانددر دامنه تعیین شده درراستاهای مختلف تنظیم شود
illusiansm
نقاشی سه بعدی
three dimensional polymer
بسپار سه بعدی
holographic image
نمایی از شی سه بعدی
three dimensional lattice
شبکه سه بعدی
versatile
چند بعدی
two dimensional lattice
شبکه دو بعدی
two dimensional array
ارایه دو بعدی
two demensional chromatography
کروماتوگرافی دو بعدی
multidimensional
چند بعدی
tridimensionality
حالت سه بعدی
hologram
تصویر سه بعدی
holograms
تصویر سه بعدی
three dimentional array
ارایه سه بعدی
one dimensional array
ارایه یک بعدی
latter day
روز بعدی
n cube
مکعب N بعدی
unidimensionality
یک بعدی بودن
multidimentional
چند بعدی
aftertastes
لذت بعدی
aftertaste
لذت بعدی
triaxial test
ازمایش سه بعدی
dosseret
بلوک سه بعدی
stereoscopic vision
دید سه بعدی
aftermath
عواقب بعدی
immediate destination
مقصد بعدی
t' other
نفر بعدی
after-effects
تاثیر بعدی
3D analysis
بررسی سه بعدی
after-effect
تاثیر بعدی
tother
نفر بعدی
tother
بعدی دیگر
subsere
توالی بعدی
succeeding generation
نسل بعدی
stereognosis
ادراک سه بعدی
space frame
قاب سه بعدی
stereoscope
سه بعدی نما
aftereffect
اثر بعدی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com