Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
English
Persian
time signature
نشان دیرند
Other Matches
puncuation
نشان گذاری نقطه و نشان هایی که برای بخش ها بکار میرود
garter
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
garters
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
discretionary
خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
silver star
نشان ستاره نقره یا عالیترین نشان خدمتی
scarry
دارای نشان داغ یا نشان جراحت وزخم
poniter
نشان دهنده نشان گیرنده
marking
نشان دار سازی نشان
markings
نشان دار سازی نشان
flags
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flag
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
supervisory
1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
to impress a mark on something
نشان روی چیزی گذاردن چیزیرا نشان گذاردن
marks
نشان کردن نشان
mark
نشان کردن نشان
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
indicator
نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
altitude azimuth
عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
icon
نشان
icons
نشان
marks
نشان
indice
نشان
impressed
نشان
impresses
نشان
indicium
نشان
mark
نشان
impressing
نشان
targets
نشان
ikons
نشان
traceless
بی نشان
tokens
نشان
token
نشان
traced
نشان
traces
نشان
brand
نشان
stamps
نشان
stamp
نشان
ear mark
نشان
attribute
نشان
trace
نشان
show
نشان
showed
نشان
trackless
بی نشان
untitled
بی نشان
vexillum
نشان
shows
نشان
grammalogue
نشان
presage
نشان
presaged
نشان
presages
نشان
presaging
نشان
attributes
نشان
impress
نشان
hallmarks
نشان
plaque
نشان
ensigns
نشان
refrigeratory
تب نشان
shew
نشان
tracts
نشان
tract
نشان
symbol
نشان
indication
نشان
plaques
نشان
ensign
نشان
hallmark
نشان
printless
بی نشان
emblems
نشان
emblem
نشان
hash mark
خط نشان
savorŠetc
نشان
refrigerent
تب نشان
benchmark
نشان
medals
نشان
banners
نشان
banner
نشان
signalled
نشان
signaled
نشان
signal
نشان
insigne
نشان
badge
نشان
badges
نشان
targetting
نشان
medal
نشان
target
نشان
targeted
نشان
targeting
نشان
targetted
نشان
cicatricle
نشان
symptoms
نشان
tracks
نشان
tallying
خط نشان
symptom
نشان
slurred
نشان
tally
خط نشان
tally
نشان
caret
نشان
tallying
نشان
tallies
خط نشان
tallies
نشان
tallied
خط نشان
chalked
نشان
brands
نشان
branding
نشان
cicatricial
نشان
cicatrice
نشان
track
نشان
tracked
نشان
slurs
نشان
slurring
نشان
slur
نشان
gong
[British E]
نشان
tallied
نشان
chalks
نشان
benchmarks
نشان
bench mark
نشان
scored
نشان
unmarked
بی نشان
score
نشان
awards
نشان
awarding
نشان
awarded
نشان
award
نشان
vestiges
نشان
vestige
نشان
vestigial
نشان
chalk
نشان
attributing
نشان
chalking
نشان
insignia
نشان
scores
نشان
antiphlogistic
اماس نشان
mark sense
نشان دریاب
instarred with gems
گوهر نشان
insignia
نشان افتخار
decorations
نشان خدمتی
mark condition
وضعیت نشان
insignia
نشان رسمی
fire extinguisher
اتش نشان
air medal
نشان پرواز
decoration
نشان خدمتی
point of interrogation
نشان پرسش
arborist
درخت نشان
asterism
نشان ستاره
fire extinguishers
اتش نشان
interogation mark
نشان پرسش
landmark
نشان اختصاصی
landmarks
نشان اختصاصی
is a monetary sign
نشان پول
antalgic
درد نشان
levelling monument
نشان ترازیابی
investiture
اعطای نشان
aimed
نشان هدف
aims
نشان هدف
pharmaceutical sign
نشان داروسازی
impression
نشان گذاری
pencil mark
نشان مدادی
rule
نشان راه
paludous
نوبه نشان
mementos
نشان یاداور
actuate
نشان دادن
aim
نشان هدف
phonogram
نشان صدا
asterisks
نشان ستاره
asterisk
نشان ستاره
vision
یا نشان دادن
visions
یا نشان دادن
memento
نشان یاداور
mementoes
نشان یاداور
characteristics
نشان ویژه
impressions
نشان گذاری
plate mark
نشان عیار
demonstrator
نشان دهنده
demonstrators
نشان دهنده
point
نشان میدهد
indicator
نشان دهنده
mark sensing
نشان یابی
adumbrate
نشان دادن
against nature
معجز نشان
symbolism
نشان پردازی
mark sensing
نشان گذاری
mark sensing
نشان دریابی
mark sense reader
نشان خوان
highlights
نشان شده
highlighted
نشان شده
characteristic
نشان ویژه
note of a
نشان شگفت
characteristically
نشان ویژه
mutton fist
نشان دست
investitures
اعطای نشان
medal of honor
نشان افتخار
mark sensing
نشان دریایی
highlight
نشان شده
mark sense
نشان گذار
insigne
نشان رسمی
foretoken
نشان پیش
slashes
نشان ممیز
run
نشان دادن
runs
نشان دادن
demonstrating
نشان دادن
demark
نشان گذاردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com