Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 69 (6 milliseconds)
English
Persian
prime meridian
نصف النهار مبداء
Search result with all words
prime meridian
نصف النهار مبداء یا گرینویچ
true origin
نقطه مبداء یا مبنای مختصات جغرافیایی نصف النهار مبداء مختصات جغرافیایی
Other Matches
base of origin
پایگاه مبداء منبع اصلی مبداء ارسال
meridians
نصف النهار
post meridiem
پس از نصف النهار
meridian
نصف النهار
line of longitude
نصف النهار
meridian
خط نصف النهار
meridians
خط نصف النهار
celestial equator
معدل النهار
ante meridiem
پیش از نصف النهار
true meridian
نصف النهار واقعی
reduction to the meridian
تعدیل به نصف النهار
prime meridian
نصف النهار مبدا
celestial meridian
نصف النهار اسمانی
celestial meridian
نصف النهار سماوی
magnetic meridian
نصف النهار مغناطیسی
lower branch of meridian
نصف النهار زیرین
geographical meridian
نصف النهار جغرافیایی
greenwich meridian
نصف النهار گرینیچ
meridian
مدار نصف النهار
meridian
خطوط نصف النهار
prime meridian
نصف النهار گرینویچ
meridians
مدار نصف النهار
meridians
خطوط نصف النهار
upper branch of meridian
نصف النهار برین
greenwich meridian
نصف النهار گرینویچ
datum line
خط مبداء
source code
کد مبداء
origin
مبداء
origins
مبداء
zeroes
مبداء
source
مبداء
zero
مبداء
zeros
مبداء
postmeridian
وابسته به بعد ازنصف النهار
hour circle
نصف النهار حلقه مدرج
source disk
دیسک مبداء
principal axis
محور مبداء
principle point
مبداء اصلی
refrence axis
محور مبداء
source program
برنامه مبداء
zero deflection
سمت مبداء
jumping off place
نقطه یا مبداء
home address
نشانی مبداء
source
مایه مبداء
afterbrain
مبداء نخاع
base of origin
مبداء اصلی
basic point
نقطه مبداء
bench mark
شاخص مبداء
certificate of origin
گواهی مبداء
certificate of origin
گواهینامه مبداء
country of origin
کشور مبداء
departure station
مبداء حرکت
domicile of origin
اقامتگاه مبداء
phase line
خط مبداء حرکت جنگی
extrinsic
دارای مبداء خارجی
magnetic meridians
دوایر نیمروز معناطیسی نصف النهار مغناطیسی
backstretch
خط سیرجهت مخالف مبداء مسابقه
time zone
منطقه جغرافیایی دارای ساعت یا نصف النهار معینی
time zones
منطقه جغرافیایی دارای ساعت یا نصف النهار معینی
reference station
ایستگاه مبداء سنجش جذر ومد دریایی
marshalling yard
محل تفکیک و طبقه بندی کالاها در مقصد یا مبداء حمل
christian era
مبداء تاریخ کشورهای مسیحی که از زمان تولد مسیح اغازمیگردد
free on rail
قراردادی که در ان فروشنده کالا را درایستگاه راه اهن کشور مبداء به خریدار تحویل میدهد
control surface angle
زاویه بین مبداء سنجش حرکت سطوح کنترل و وتر سطح ثابت یا محور طولی هواپیما
greenwich hour angle
زاویه ساعتی بین نصف النهارسماوی گرینویچ و نصف النهار محل
demurrage
بیکار و معطل نگهداشتن کشتی بیش از مدتی که جهت بارگیری یا تخلیه یا طی مسافت مبداء به مقصد لازم است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com