English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (5 milliseconds)
English Persian
prime meridian نصف النهار مبداء یا گرینویچ
Other Matches
greenwich meridian نصف النهار گرینویچ
prime meridian نصف النهار گرینویچ
prime meridian نصف النهار مبداء
true origin نقطه مبداء یا مبنای مختصات جغرافیایی نصف النهار مبداء مختصات جغرافیایی
greenwich hour angle زاویه ساعتی بین نصف النهارسماوی گرینویچ و نصف النهار محل
base of origin پایگاه مبداء منبع اصلی مبداء ارسال
greenwich گرینویچ
zulu time ساعت گرینویچ
zulu time وقت گرینویچ
greenwich sidereal time زمان نجومی گرینویچ
greenwich time ساعت یا زمان گرینویچ
Greenwich Mean Time معیار ساعت گرینویچ
post meridiem پس از نصف النهار
celestial equator معدل النهار
meridian نصف النهار
meridian خط نصف النهار
meridians نصف النهار
meridians خط نصف النهار
line of longitude نصف النهار
reduction to the meridian تعدیل به نصف النهار
prime meridian نصف النهار مبدا
celestial meridian نصف النهار سماوی
celestial meridian نصف النهار اسمانی
upper branch of meridian نصف النهار برین
true meridian نصف النهار واقعی
lower branch of meridian نصف النهار زیرین
magnetic meridian نصف النهار مغناطیسی
greenwich meridian نصف النهار گرینیچ
geographical meridian نصف النهار جغرافیایی
ante meridiem پیش از نصف النهار
meridians خطوط نصف النهار
meridians مدار نصف النهار
meridian خطوط نصف النهار
meridian مدار نصف النهار
origin مبداء
source مبداء
zero مبداء
source code کد مبداء
zeroes مبداء
zeros مبداء
origins مبداء
datum line خط مبداء
postmeridian وابسته به بعد ازنصف النهار
hour circle نصف النهار حلقه مدرج
source disk دیسک مبداء
bench mark شاخص مبداء
basic point نقطه مبداء
afterbrain مبداء نخاع
principal axis محور مبداء
principle point مبداء اصلی
home address نشانی مبداء
refrence axis محور مبداء
domicile of origin اقامتگاه مبداء
source مایه مبداء
departure station مبداء حرکت
source program برنامه مبداء
country of origin کشور مبداء
jumping off place نقطه یا مبداء
zero deflection سمت مبداء
certificate of origin گواهینامه مبداء
certificate of origin گواهی مبداء
base of origin مبداء اصلی
phase line خط مبداء حرکت جنگی
extrinsic دارای مبداء خارجی
magnetic meridians دوایر نیمروز معناطیسی نصف النهار مغناطیسی
backstretch خط سیرجهت مخالف مبداء مسابقه
time zones منطقه جغرافیایی دارای ساعت یا نصف النهار معینی
time zone منطقه جغرافیایی دارای ساعت یا نصف النهار معینی
reference station ایستگاه مبداء سنجش جذر ومد دریایی
christian era مبداء تاریخ کشورهای مسیحی که از زمان تولد مسیح اغازمیگردد
marshalling yard محل تفکیک و طبقه بندی کالاها در مقصد یا مبداء حمل
free on rail قراردادی که در ان فروشنده کالا را درایستگاه راه اهن کشور مبداء به خریدار تحویل میدهد
control surface angle زاویه بین مبداء سنجش حرکت سطوح کنترل و وتر سطح ثابت یا محور طولی هواپیما
demurrage بیکار و معطل نگهداشتن کشتی بیش از مدتی که جهت بارگیری یا تخلیه یا طی مسافت مبداء به مقصد لازم است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com