Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
mechanism of the organ
نظام تشکیلات
Other Matches
marxist economics
نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
dress left
از چپ نظام یا از راست نظام
system
تشکیلات
systems
تشکیلات
brigade
تشکیلات
brigades
تشکیلات
machinery
تشکیلات
organizations
تشکیلات
organisations
تشکیلات
organization
تشکیلات
reorganising
تشکیلات مجدد
reorganises
تشکیلات مجدد
reorganize
تشکیلات مجدد
reorganized
تشکیلات مجدد
reorganizes
تشکیلات مجدد
civil department
تشکیلات کشوری
formation
ساختمان تشکیلات
reorganised
تشکیلات مجدد
reorganizing
تشکیلات مجدد
organization
تشکیلات سازماندهی
organizations
تشکیلات سازماندهی
organisations
تشکیلات سازماندهی
trade association
تشکیلات صنفی
structure
تشکیلات دادن
structuring
تشکیلات دادن
enterprises
تشکیلات اقتصادی
enterprise
تشکیلات اقتصادی
structures
تشکیلات دادن
reorganization
تشکیلات مجدد
organizable
قابل تشکیلات دادن
formations
تشکیلات زمین شناسی
underground
تشکیلات محرمانه وزیرزمینی
telephone plant
تشکیلات مراکز تلفن خودکار
organizing
تشکیلات دادن درست کردن
organizes
تشکیلات دادن درست کردن
organize
تشکیلات دادن درست کردن
organising
تشکیلات دادن درست کردن
disorganizing
تشکیلات چیزی رابرهم زدن
disorganizes
تشکیلات چیزی رابرهم زدن
disorganize
تشکیلات چیزی رابرهم زدن
disorganising
تشکیلات چیزی رابرهم زدن
organises
تشکیلات دادن درست کردن
disorganises
تشکیلات چیزی رابرهم زدن
disorganised
تشکیلات چیزی رابرهم زدن
Our organization is just standing on its own feet.
تشکیلات ما تازه دارد جان می گیرد
syndicalism
سیستم اتحادیهای برای تشکیلات کارگری سندیکالیسم
welfare state
کشوردارای تشکیلات رفاه اجتماعی دستگیری از بینوایان
bilateral infrastructure
سازمان داخلی متشکل ازاعضای دو جانبه تشکیلات دوجانبه
Salvation Army
تشکیلات مسیحیان که هدفش تبلیغ دینی وکمک بفقرا است
refinancing
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
refinanced
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
refinances
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
refinance
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
left d.
نظام به چپ
chucks
سه نظام
chucked
سه نظام
chuck
سه نظام
trend
نظام
systems
نظام
military
نظام
system
نظام
trends
نظام
barter system
نظام تهاتری
banking system
نظام بانکداری
colonial system
نظام استعماری
binary system
نظام دو نمادی
collectivism
نظام اشتراکی
serfdom
نظام رعیتی
cognitive system
نظام شناختی
barter system
نظام پایاپای
serfdom system
نظام سرفی
boring chuck
سه نظام مته
closed system
نظام بسته
serfdom
نظام دهقانی
biosystem
نظام زیستی
capitalist system
نظام کاپیتالیسم
sensorium
نظام حسی
caste system
نظام کاستی
centralized system
نظام متمرکز
chuck wrench
اچار سه نظام
biological system
نظام زیستی
hand operated chuck
سه نظام دستی
class system
نظام طبقاتی
serfdom system
نظام رعیتی
communication system
نظام ارتباطی
modern system
نظام نوین
mnemonic system
نظام یادیار
factory system
نظام کارخانهای
mixed system
نظام مختلط
filing system
نظام بایگانی
miniature system
خرده نظام
foot infantry
پیاده نظام
market system
نظام بازار
man power
مشمولین نظام
landlordism
نظام اربابی
jaw chuck
سه نظام فک دار
incentive system
نظام تشویقی
household system
نظام تولیدخانوادگی
modern system
نظام جدید
musculature
نظام عضلانی
educational system
نظام اموزشی
communist system
نظام کمونیستی
conversational system
نظام محاورهای
credit system
نظام اعتباری
cutter chuck
سه نظام فرز
delusional system
نظام هذیانی
price system
نظام قیمتی
price system
نظام قیمت
open system
نظام باز
drill chuck
سه نظام مته
taylorism
نظام تیلور
dual price system
نظام دو قیمتی
dynamic system
نظام پویا
economic system
نظام اقتصادی
household system
نظام خانوادگی
chuck
دستگاه نظام
horse
سواره نظام
order
نظام معماری
socialism
نظام اشتراکی
value system
نظام ارزشها
underdetermined system
نظام نامعین
code
نظام نامه
double standard
نظام دو معیاری
communism
نظام اشتراکی
welfare system
نظام رفاهی
dragoon
سواره نظام
system
نظام سیستم
chuck
صفحه نظام
chucked
دستگاه نظام
chucked
صفحه نظام
chucks
دستگاه نظام
chucks
صفحه نظام
action system
نظام عمل
horseman
سواره نظام
yeomanry
سواره نظام
systems
نظام سیستم
feudalism
نظام زمینداری
social system
نظام اجتماعی
system dynamics
پویائی نظام
military service
نظام وفیفه
cavalry
سواره نظام
dragoons
سواره نظام
phonology
نظام صوتی
military
مربوط به نظام
infantry
پیاده نظام
service
نظام وفیفه
skirmisher
پیاده نظام
accounting system
نظام حسابداری
agrarian system
نظام ارضی
systematization
نظام دهی
serviced
نظام وفیفه
systems analysis
نظام شناسی
exemption
معافی نظام
conscription
نظام وفیفه
the military profession
کار نظام
tax system
نظام مالیاتی
regulations
نظام نامه
rationing system
نظام سهمیه بندی
janizary
سرباز پیاده نظام
ironside
نام سواره نظام
merit system
نظام شایستگی نگر
light infantry
پیاده نظام سبک
normal interval
فرمان از جلو نظام
rationing system
نظام جیره بندی
to bear arms
خدمت نظام کردن
regressive tax system
نظام مالیاتی کاهنده
regressive tax system
نظام مالیاتی نزولی
systems approach
رویکرد نظام نگر
right shoulder arms
فرمان ازراست نظام
selective service
خدمت داوطلبانه نظام
systematized delusions
هذیانهای نظام یافته
social security system
نظام تامین اجتماعی
to enter the military
داخل نظام شدن
quota system
نظام سهمیه بندی
national service
خدمت نظام وظیفه
phylarch
فرمانده سواره نظام
planning system
نظام برنامه ریزی
simultaneous equation system
نظام معادلات همزمانی
wage system
نظام پرداخت دستمزد
voting system
نظام رای گیری
progressive tax system
نظام مالیات تصاعدی
voluntaryist
مخالف نظام وفیفه
proportional tax system
نظام مالیات تناسبی
monarchical
هواداری نظام شاهی
constitution
نظام نامه مزاج
clamping chuck
سه نظام بست دار
closed system
نظام اقتصادی بسته
commercial banking system
نظام بانکداری تجارتی
conscription law
قانون نظام وفیفه
desert from military service
فراری از خدمت نظام
dogface
سرباز پیاده نظام
dough boy
سرباز پیاده نظام
foot soldier
سرباز پیاده نظام
cosmos
نظام عالم وجود
doughboy
سرباز پیاده نظام
dragonnades
بوسیله سواره نظام
drill socket
[مخروطی سه نظام مته]
chuck lathe
سه نظام ماشین تراش
cavalry unit
یکان سوار نظام
constitutions
نظام نامه مزاج
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com