Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 128 (7 milliseconds)
English
Persian
inspectional
نظری دیدنی
Other Matches
theorization
تحقیقات نظری استدلال نظری
visually
دیدنی
visual
دیدنی
seeable
دیدنی
to look in
دیدنی
visiting
دیدنی
visitable
دیدنی
visible
دیدنی
visuals
دیدنی
frequent visiting
دیدنی مکرر
frequent visiting
دیدنی زیاد
video games
بازی دیدنی
an early visit
دیدنی بموقع
video game
بازی دیدنی
visual arts
هنرهای دیدنی
caller
دیدنی کننده
callers
دیدنی کننده
scenic attractions
جاذبه های دیدنی
duty call
دیدنی ازروی اجباریاوفیفه
morning call
دیدنی بعداز فهر
perceivable
مشاهده کردنی دیدنی
to drop in
اتفاقا دیدنی کردن
spectacular
منظره دیدنی نمایش غیر عادی
to go places
گردش کردن
[رفتن به جاهای دیدنی]
spectaculars
منظره دیدنی نمایش غیر عادی
to run in to a person
دیدنی مختصر از کسی کردن بکسی سرزدن
visionary
نظری
armchairs
نظری
armchair
نظری
indiscrimination
بی نظری
theoretic
نظری
opinionative
نظری
visionaries
نظری
theoretical
نظری
theoretical chemistry
شیمی نظری
metapolitics
سیاسیات نظری
subjectivism
حالت نظری
theoretical frequency
بسامد نظری
sight check
مقابله نظری
revisionary
تجدید نظری
pure mathematics
ریاضیات نظری
provinciality
تنگ نظری
peninsularity
تنگ نظری
theoretical competition
رقابت نظری
notionalist
عالم نظری
narrow minddedness
کوتع نظری
theoretical mode
نمای نظری
theoretical plate
بشقابک نظری
theoretical rising
طلوع نظری
a priori
تئوری و نظری
parochialism
کوته نظری
unique in every sense of the word
از هر نظری بی مانند
objectivity
اصل بی نظری
objectivity
بیطرفی و بی نظری
theoretical value
مقدار نظری
theoretical type
سنخ نظری
theoretical span
دهانه نظری
theoretical setting
غروب نظری
span
دهانه نظری
theories
اصول نظری
expected value
مقدار نظری
erotics
عشق نظری
dogmatic theology
لاهوت نظری
oversights
اشتباه نظری
theory
تحقیقات نظری
oversight
اشتباه نظری
theory
علم نظری
theory
اصول نظری
theories
تحقیقات نظری
theories
علم نظری
spans
دهانه نظری
metaphsics
فلسفه نظری
spanned
دهانه نظری
in theory
درعلم نظری
illiberal views
تنگ نظری
spanning
دهانه نظری
insularism
تنگ نظری
latitudinarianism
وسیع نظری
notionalist
هواخواه استدلال نظری
theorises
تحقیقات نظری کردن
theorizing
تحقیقات نظری کردن
theorising
تحقیقات نظری کردن
theorises
استدلال نظری کردن
notionalist
متخصص علوم نظری
visionary
وابسته بدلایل نظری
theorist
طرفدار استدلال نظری
theorised
استدلال نظری کردن
theorised
تحقیقات نظری کردن
A comparison of theory and practice.
مقایسه ای از نظری و عمل.
visionaries
وابسته بدلایل نظری
theorize
استدلال نظری کردن
theoretics
تحقیقات نظری در علوم
short sighted
ناشی از کوته نظری
that is a good idea
خوب نظری است
theorists
طرفدار استدلال نظری
theorizes
تحقیقات نظری کردن
dogmatics
علم الهیات نظری
theorising
استدلال نظری کردن
theorizing
استدلال نظری کردن
theorize
تحقیقات نظری کردن
theorized
استدلال نظری کردن
theorized
تحقیقات نظری کردن
theorizes
استدلال نظری کردن
theorists
متخصص علوم نظری نگرشگر
doctrinal
عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
theorist
متخصص علوم نظری نگرشگر
height equivalent of theroretical plate
ارتفاع معادل بشقابک نظری
short sight
نزدیک بینی کوتاه نظری
hull speed
حداکثر سرعت نظری قایق
to theorize
[about something]
استدلال نظری کردن
[در باره چیزی]
to theorise
[about something]
[British E]
استدلال نظری کردن
[در باره چیزی]
pedantry or pedantism
پیروی ازعلم کتابی یا قواعد نظری
to make a remark
حرفی زدن افهار نظری کردن
There is no disagreement among us.
اختلاف نظری بین ماوجود ندارد
pedantize
پیروی علم کتاب یاقواعد نظری کردن
I don't want to say anything about that.
من نمی خواهم در باره آن مورد نظری بدهم.
kinetic theory of heat
عقیده نظری نسبت باینکه گرماازجنبش ذرات پیدامیشود
thermostatics
اصول نظری یا فرضیه علمی درباره موازنه گرما
I wI'll not comment on this issue.
درباره این مطلب اظهار نظری نمی کنم
h.e.t.p
plate theoretical equivalentof height ارتفاع معادل بشقابک نظری
inquisitions
نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
inquisition
نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
refresh
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshed
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshes
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
What does Main Street think of this policy?
بازاریها و خانواده های متوسط چه نظری در باره این سیاستمداری دارند؟
to wait
کردن دیدنی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com