Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
galilee
نماز خانه کوچک نزدیک کلیسا شهرستان جلیل در فلسطین
Other Matches
parish
قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
parishes
قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
small country town
شهرستان کوچک
almonry
صدقه خانه کلیسا
ara
محراب کلیسا
[در خانه های شخصی برای توسل به خدا]
maisonette
خانه کوچک
maisonettes
خانه کوچک
cabana
خانه کوچک
hutches
کلبه خانه کوچک
hunting box or lodge
خانه کوچک شکارگران
hutch
کلبه خانه کوچک
nazarene
اهل ناصره جلیل در یهودیه نصرانی
pill box
خانه کوچک اشیان مسلسل
shack
خانه کوچک وسردستی ساخته شده کاشانه
shacks
خانه کوچک وسردستی ساخته شده کاشانه
sculleries
اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
scullery
اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
Caen
[سنگ نرم با دانه های کوچک در منطقه ی کان نزدیک نرمندی]
exonarthex
[هشتی ورودی کلیسا خارج از نمای اصلی کلیسا]
lararium
[اتاق کوچک در خانه های رومی برای عبادت شخصی]
prebendary
دریافت مقرری از کلیسا وفیفه خوار کلیسا
Palestine
فلسطین
Samaritans
سامره فلسطین نیکوکار
sabra
اسرائیلی بومی فلسطین
samaria
سامریه در فلسطین قدیم
Samaritan
سامره فلسطین نیکوکار
elder
ارشد کلیسا شیخ کلیسا
judea
یهودیه که قسمتی از جنوب فلسطین بوده
Zionist
طرفدار نهضت تمرکز یهود در فلسطین صهیونیست
whisker
کریستال منفرد کوچک عدسی شکلی که استحکام یا استقامت ان به بیشترین مقداری که به صورت تئوریک قابل دستیابی است بسیار نزدیک است
township
شهرستان
provincial city
شهرستان
provincial town
شهرستان
townships
شهرستان
country town
شهرستان
eparchy
شهرستان
county
شهرستان
counties
شهرستان
court of first instance
دادگاه شهرستان
parishes
محله شهرستان
parish
محله شهرستان
find touch
بیرون فرستادن توپ نزدیک خط دروازه برای تجمع نزدیک
rape
شهرستان تجاوز به ملک غیر در جنگل
raping
شهرستان تجاوز به ملک غیر در جنگل
raped
شهرستان تجاوز به ملک غیر در جنگل
rapes
شهرستان تجاوز به ملک غیر در جنگل
insides
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
inside
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
closest
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closes
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closer
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
close
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
tripartite declaration of 0
اعلامیه سه جانبه 0591 اعلامیهای که در ان دولتهای امریکا و انگلستان و فرانسه امامیت ارضی اسرائیل و نیزوضع موجود فلسطین راتضمین کردند
lady help
زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole
کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy
خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
it is but a step to my house
تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
mansion house
خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
point bland
بسیار نزدیک در مسافت نزدیک
inshore
نزدیک کرانه نزدیک ساحل
rrayer
نماز
d. service
نماز
devotions
نماز
nocturnal prayer
نماز شب
divine service
نماز
prayer
نماز
prayers
نماز
houndstooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
honeycombs
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
our neighbour door
کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
honeycomb
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
toft
عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
tricotine
پارچه زبر لباسی خانه خانه
homebody
ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
hound's tooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
requiem
نماز وحشت
sext
نماز ساعت شش
eclipse prayer
نماز ایات
evening pragen
نماز مغرب
menstruating
بی نماز شونده
evening pragen
نماز شامه
miaasl
کتاب نماز
missal
کتاب نماز
To rinse the prayer carpet .
<proverb>
جا نماز آب کشیدن .
vespers
نماز مغرب
matins
نماز صبح
morning prayer
نماز بامداد
funeral prayer
نماز میت
friday prayer
نماز جمعه
formulary
کتاب نماز
fear prayer
نماز وحشت
nocturnal prayer
نماز شبانه
requiem
نماز میت
requiems
نماز وحشت
requiescat
نماز میت
evensong
نماز شام
prayer book
نماز نامه
prayer books
کتاب نماز
prayerful
نماز خوان
prayer books
نماز نامه
liturgies
ایین نماز
prayerless
نماز نخوان
archpriest
پیش نماز
liturgies
اداب نماز
liturgy
ایین نماز
prayer book
کتاب نماز
requiems
نماز میت
peayer
نماز گزار
liturgy
اداب نماز
prayer in congregation
نماز جماعت
mass book
کتاب نماز
Honey comb design
طرح خانه زنبوری
[یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
prayerfulness
عادت نماز خوانی
mass book
کتاب نماز سالیانه
liturgist
عالم در ایین نماز
mystagogy
نماز عشاء ربانی
vesperal
شامگاهی نماز مغرب
miaasl
کتاب نماز سالیانه
officiating priest
کشیش پیش نماز
rubrician
کتاب نماز دارد
call to prayer
اقامه قبل از نماز
hours of worship
ساعات پرستش یا نماز
canonical hours
ساعات رسمی نماز یا عقد
little office
نماز مخصوص حضرت مریم
service
اطاعت و فرمانبرداری عبادت و نماز
serviced
اطاعت و فرمانبرداری عبادت و نماز
approach
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approached
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approaches
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
cellular
لانه زنبوری خانه خانه
garde manger
سرد خانه اشپز خانه
bagnio
فاحشه خانه جنده خانه
weigh house
قپاندار خانه ترازودار خانه
prays
نماز خواندن بدرگاه خدا استغاثه کردن خواستارشدن
prayed
نماز خواندن بدرگاه خدا استغاثه کردن خواستارشدن
praying
نماز خواندن بدرگاه خدا استغاثه کردن خواستارشدن
pray
نماز خواندن بدرگاه خدا استغاثه کردن خواستارشدن
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
cells
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cell
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house
خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
mid wicket
توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
formulae
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
ranges
یک خانه یا تعدادی خانه
range
یک خانه یا تعدادی خانه
ranged
یک خانه یا تعدادی خانه
honey comb
خانه خانه کردن
church
کلیسا
churches
کلیسا
bethel
کلیسا
stair towers turrets
کلیسا
churchgoer
کلیسا رو
churchgoers
کلیسا رو
kirk
کلیسا
the house is in my possession
خانه در تصرف من است خانه در دست من است
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
kirk
به کلیسا رفتن
chancel
محراب کلیسا
ecclesiastical
منسوب به کلیسا
churchyards
حیاط کلیسا
churchyards
حصار کلیسا
ambulacrum
صحن کلیسا
naves
رواق کلیسا
nave
رواق کلیسا
transepts
جناح کلیسا
transepts
بازویی کلیسا
transept
جناح کلیسا
transept
بازویی کلیسا
churchman
نگهبان کلیسا
churchmen
نگهبان کلیسا
churchyard
حیاط کلیسا
kirkman
عضو کلیسا
undercroft
اتاق کلیسا
sexton
خادم کلیسا
sextons
خادم کلیسا
steeple
مناره کلیسا
steeple
برج کلیسا
steeples
مناره کلیسا
tympanum
جبهه کلیسا
tympanon
جبهه کلیسا
tympan
جبهه کلیسا
steeples
برج کلیسا
crypt
سرداب کلیسا
crypts
سرداب کلیسا
churchyard
حصار کلیسا
territoriality
کلیسا سالاری
territorialism
کلیسا سالاری
god's acre
محوطه کلیسا
Ecclesilogy
کلیسا شناسی
double church
کلیسا دو طبقه
crowde
سرداب کلیسا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com