Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
terminal emulation
نمایه سازی پایانه
Other Matches
profiled
نمایه
indexes
نمایه
indexed
نمایه
index
نمایه
indice
نمایه
profiling
نمایه
profiles
نمایه
profile
نمایه
salt index
نمایه نمک
imagesetter
نمایه ساز
indexed
راهنما نمایه
index
راهنما نمایه
plasticity index
نمایه خمیری
bottom profile
نمایه بستر
reliability index
نمایه پایانی
indexes
راهنما نمایه
rainfall index
نمایه باران
precision index
نمایه دقت
air pollution index
نمایه الودگی هوا
termial
پایانه
terminals
پایانه
terminal
پایانه
terminuses
پایانه
terminus
پایانه
terminals
پایانه پایانی
central terminal
پایانه مرکزی
local terminal
پایانه محلی
terminal
پایانه پایانی
display terminal
پایانه نمایشگر
user terminal
پایانه کاربر
terminal unit
واحد پایانه
smart terminal
پایانه هوشیار
video terminal
پایانه تصویری
negative terminal
پایانه منفی
nerve ending
پایانه عصبی
data termianl
پایانه دادهای
reset terminal
پایانه بازنشانی
connection terminal
پایانه اتصال
full screen terminal
پایانه تمام صفحه
remote terminal
پایانه راه دور
remote terminal
پایانه دور دست
free nerve ending
پایانه ازاد عصب
stacked
آدرس ابتدا پایانه پشته
stack
آدرس ابتدا پایانه پشته
stacks
آدرس ابتدا پایانه پشته
dumb terminal
پایانه صامت ترمینال غیر هوشمند
to tap
با پایانه در وسط مداراتصال دادن
[الکترونیک یا مهندسی برق]
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
vdt
Terminal Display Video ترمینال نمایش ویدئویی پایانه نمایشگر
california bearing ratio
اندیس مقاومت کالیفرنی نمایه کالیفرنی
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustration
خنثی سازی محروم سازی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
externals
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
repk lection
پر سازی
individualization
تک سازی
flection
خم سازی
retortion
خم سازی
padding
له سازی
retortion
کج سازی
local anasthesia
سر سازی
flooring
کف سازی
individualizing
تک سازی
individualized
تک سازی
pavement
کف سازی
pavements
کف سازی
individualizes
تک سازی
truncation
بی سر سازی
individualising
تک سازی
individualises
تک سازی
individualize
تک سازی
individualised
تک سازی
individuation
تک سازی
idolization
بت سازی
stylization
مد سازی
deflexion
خم سازی
bridgework
پل سازی
compaction
تو پر سازی
bridge building
پل سازی
machine building
ماشین سازی
divestiture
برهنه سازی
humanization
مردمی سازی
microsoft
بهنگام سازی
minimalization
کمینه سازی
enrichment
غنی سازی
divestiture
بی بهره سازی
compaction
فشرده سازی
fading
محو سازی
microminiaturization
ریز سازی
assimilation
درون سازی
assimilation
همگون سازی
magnifcation
بزرگ سازی
malting
مالت سازی
manumission
ازاد سازی
materialization
مادی سازی
maximization
بیشینه سازی
industrialization
صنعتی سازی
nationalization
ملی سازی
milling
ارد سازی
mealing
نرم سازی
compactions
فشرده سازی
arching
طاق سازی
minimization
کمینه سازی
miseenscene
صحنه سازی
rejuvenation
جوان سازی
displacement
جانشین سازی
packing
فشرده سازی
crystallization
بلور سازی
modeller
قالب سازی
depletion
تهی سازی
inflexion
خم سازی خمیدگی
countersink
خزینه سازی
computer simulation
شبیه سازی
conceptualization
مفهوم سازی
confectionary
شیرینی سازی
smoothing
صاف سازی
discolourment
بدرنگ سازی
coordination
هماهنگ سازی
cooperage
چلیک سازی
cooperage
پیت سازی
mortar mixing
ملات سازی
exclusion
محروم سازی
bookbinding
کتاب سازی
refreshment
تازه سازی
enthralment
بنده سازی
inspissation
غلیظ سازی
intensification
پر قوت سازی
channelization
تنگه سازی
christianization
عیسوی سازی
strangling
خفه سازی
inurement
معتاد سازی
invalidation
باطل سازی
irksomeness
کسل سازی
refreshments
تازه سازی
infuriation
خشمگین سازی
fitting
جفت سازی
individualization
منفرد سازی
formulation
قاعده سازی
individualization
فرد سازی
ceiling construction
سقف سازی
channelization
ترعه سازی
floor
کف سازی کردن
individuation
جدا سازی
inebriation
مست سازی
channelization
مجرا سازی
wearisomeness
کسل سازی
domestication
اهلی سازی
liquefaction
ابگونه سازی
coking period
زمان کک سازی
coking time
زمان کک سازی
machicolation
مزغل سازی
neutralization
بی اثر سازی
neutralization
خنثی سازی
insulating
عایق سازی
insulates
عایق سازی
insulate
عایق سازی
seduction
گمراه سازی
levigation
نرم سازی
irreticence
فاش سازی
divestment
بی بهره سازی
coking chamber
اطاقک کک سازی
lamponery
هجونامه سازی
lancination
مجروح سازی
lancination
پاره سازی
landscape painting
منظره سازی
lapidation
سنگسار سازی
lapidification
سنگ سازی
latticing
شبکه سازی
pacification
ارام سازی
wording
عبارت سازی
forgery
سند سازی
forgeries
صورت سازی
forgeries
سند سازی
ostosis
استخوان سازی
deep foundation
پی سازی در عمق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com