Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (42 milliseconds)
English
Persian
unveil
نمودار کردن پرده برداری
unveiled
نمودار کردن پرده برداری
unveiling
نمودار کردن پرده برداری
unveils
نمودار کردن پرده برداری
Other Matches
vector diagram
نمودار برداری
arrow diagram
نمودار برداری
xerographic
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerography
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
block diagram
نمودار بلوکی نمودار کلی
stencils
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
membranaceous
دارای غشاء پرده پرده غشایی
hectograph
ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
to make a
نمودار کردن
surveys
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
foreshortens
کوتاه نمودار کردن
foreshorten
کوتاه نمودار کردن
foreshortened
کوتاه نمودار کردن
stripping
نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
exploiting
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
visualising
در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualizing
در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualised
در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualises
در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
to meet the eye
چشم نظر را جلب کردن نمودار بودن
visualizes
در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualize
در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualized
در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
to screen
[from]
[با پرده]
محافظت کردن
[از]
to blanch over
پرده پوشی کردن
To pay money. To make a payment.
بی پرده صحبت کردن
to speak candidly
<idiom>
بی پرده صحبت کردن
operated
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operate
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operates
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
mapping
نقشه برداری کردن
tapping
بهره برداری کردن از
defrauds
کلاه برداری کردن
utilised
بهره برداری کردن
utilises
بهره برداری کردن
utilize
بهره برداری کردن
defraud
کلاه برداری کردن
defrauding
کلاه برداری کردن
utilising
بهره برداری کردن
defrauded
کلاه برداری کردن
utilizes
بهره برداری کردن
utilizing
بهره برداری کردن
tapped
بهره برداری کردن از
sample
نمونه برداری کردن
exploiting
بهره برداری کردن از
sampled
نمونه برداری کردن
exploit
بهره برداری کردن از
exploits
بهره برداری کردن از
tap
بهره برداری کردن از
safing
چاشنی برداری کردن
photo imagery
عکس برداری کردن از زمین
sampling
نمونه برداری مزه کردن
operates
عمل کردن بهره برداری کردن
operate
عمل کردن بهره برداری کردن
operated
عمل کردن بهره برداری کردن
To take an invevtory.
صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
geodesy
نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
tone and semitone
پرده ونیم پرده
tapestry
[قالیچه های پرده ای پودنما جهت آویزان کردن در سر درب ها]
utilizes
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilised
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
common control
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
drapery rug
قالیچه های پرده ای
[جهت آویزان کردن در سر درب ورودی اتاق]
tringle
چوب پرده میل پرده چوب دیرک
beach diagram
طرح نمودار بارانداز ساحلی طرح نمودار قسمت ساحلی
geodetic datum
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
trig list
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
phototostat
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
bessel method
پیدا کردن محل توقفگاه به روش بسل سیستم نقشه برداری بسل
redundancy
نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
redundancies
نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
salami technique
کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
map
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
survey station
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
graphs
نمودار
graph
نمودار
indicator
نمودار
charts
نمودار
diagram
نمودار
x y graph
نمودار x-y
h r diagram
نمودار اچ . ار
plot
نمودار
conspectus
نمودار
plots
نمودار
plotted
نمودار
chart
نمودار
charting
نمودار
venn diagram
نمودار ون
network
نمودار
abac
نمودار
networks
نمودار
charted
نمودار
diagrams
نمودار
nomogram
نمودار
alignment chart
نمودار
rieke diagram
نمودار ریکه
block diagram
نمودار کندهای
IHS
نمودار مسیح
detail diagram
نمودار جزئیات
cumulative record
نمودار تراکمی
system chart
نمودار سیستم
transition diagram
نمودار گذارها
scattergram
نمودار پراکندگی
creep curve
نمودار خزش
scatterplot
نمودار پراکندگی
block diagram
نمودار کلی
block diagram
نمودار بلوکی
logic diagram
نمودار منطقی
tree diagram
نمودار درخت
phase diagram
نمودار فاز
Venn's diagram
نمودار ون
[ریاضی]
elementary diagram
نمودار ابتدایی
picture graph
نمودار تصویری
scatter diagram
نمودار پراکندگی
pie graph
نمودار گرد
diagrammatic
به شکل نمودار
electrical schematic
نمودار الکتریکی
current graph
نمودار فعلی
x y chart
نمودار مختصاتی
pictograph
نمودار تصویری
correlation diagram
نمودار همبستگی
bar graph
نمودار میلهای
schema
خلاصه نمودار
graphic
نمودار مقیاس
bar diagram
نمودار میلهای
sloped
شیب نمودار
logarithmic graph
نمودار لگاریتمی
slope
شیب نمودار
pie chart
نمودار کلوچهای
bar chart
نمودار میلهای
load diagram
نمودار بار
organization chart
نمودار سازمانی
pie graph
نمودار مدور
schematic diagram
نمودار اجمالی
interconnection of diagram
نمودار اتصال
schemata
خلاصه نمودار
barchart
نمودار میلهای
slopes
شیب نمودار
scatter program
نمودار پراکنده
organization scheme
نمودار سازمانی
graphics
فن استعمال نمودار
histogram
نمودار ستونی
line chart
نمودار خطی
line graph
نمودار خطی
equilibrtum diagram
نمودار تعادل
area chart
نمودار مساحت
state diagram
نمودار حالات
flow diagram
نمودار جریان
flow sheet
نمودار جریان
grid chart
نمودار شبکهای
circle graph
نمودار دایرهای
Venn diagram
نمودار ون
[ریاضی]
potential diagram
نمودار پتانسیل
nomograph
نمودار محاسباتی
frequency graph
نمودار بسامد
frequency diagram
نمودار بسامد
activity chart
نمودار فعالیت
diagrammatically
استفاده از نمودار
expectancy chart
نمودار انتظار
free body diagram
نمودار ایستایی
structure chart
نمودار ساختار
flow diagram
نمودار گردشی
dual y axis graph
نمودار با دو محور y
nomogram
نمودار محاسباتی
area graph
نمودار ناحیهای
network chart
نمودار شبکه
psychograph
نمودار روانی
field form
نمودار میدان
column graph
نمودار ستونی
gantt chart
نمودار گانت
stress curve
نمودار تنش
profile chart
نمودار نیمرخ
set up digram
نمودار برپایی
set diagram
[e.g. Euler or Venn diagram]
نمودار مجموعه
[ریاضی]
frequency histogram
نمودار ستونی بسامد
strain curve
نمودار تغییر شکل
tension test diagram
نمودار ازمایش کشش
functional diagram
نمودار وفیفه مندی
tanabe sugano diagram
نمودار تانابه- سوگانو
dataflow diagram
نمودار گردش داده
orthoscopic
درست نمودار کننده
selectivity diagram
نمودار گزینش پذیری
paired bar graph
نمودار میلهای مزدوج
tablature
شرح روشن و نمودار
index
نمودار انگشت سبابه
indexed
نمودار انگشت سبابه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com