English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
structured flowchart نمودار گردش کار ساخت یافته
Other Matches
flowchart template یک راهنمای پلاستیکی که حاوی بریده هایی از علائم گردش کار بوده و در تهیه یک نمودار گردش کار بکاربرده میشود
structured ساخت یافته
structured english انگلیسی ساخت یافته
structured walkthroughs بررسیهای ساخت یافته
structured programming برنامه نویسی ساخت یافته
structures coding برنامه نویسی ساخت یافته
flowchart نمودار گردش کار
dataflow diagram نمودار گردش داده
flow chart نمودار گردش کار
flow charts نمودار گردش کار
detail flowchart نمودار جزئیات گردش برنامه
arrays ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
array ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
elegant programming نوشتن برنامه ساخت یافته با استفاده از کمترین تعداد دستور است
flowchart text اطلاعات توضیحی که مربوط است به علائم نمودار گردش کار
structured programming برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
hierarchy plus input process output یک روش طراحی و مستندسازی برنامه که ساختارعملیاتی و گردش اطلاعات رادر سه نوع نمودار نشان میدهد
c زبان برنامه نویسی سطح بالا برای برنامه نویس ساخت یافته
flowcharting symbol علامتی برای نمایش عملیات داده ها روند کار یا وسائل روی یک نمودار گردش کاربکار برده میشود
databases مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
database مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
system flowchart نمودار گردش سیستم روندنمای سیستم
reverses روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverse روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversing روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversed روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
pascal زبان برنامه نویسی ساخت یافته سطح بالا که برای میکروها و آموزش برنامه نویسی به کار می رود
databank 1-حجم بزرگی از داده که به صورت ساخت یافته ذخیره شده است . 2-رکوردهای شخصی که در کامپیوتر ذخیره شده اند
work in progress کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
work in process کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
Visual Basic ابزار برنامه نویسی ساخت ماکروسافت که باعث ساخت برنامههای کاربردی ویندوز به آسانی میشود
block diagram نمودار بلوکی نمودار کلی
constant displacement pump پمپی با خروجی ثابت که درهر دور گردش مقدار ثابتی سیال جابجا میکند و مقدارجریان تنها بستگی به سرعت گردش ان دارد
os/ سیستم عامل چندکاره برای کامپیوترهای PC ساخت IBM و ماکروسافت که ساخت آن توسط IBM ادامه دارد تا تغییری در ویندوز ماکروسافت باشد
equation of exchange همچنین نگاه کنید به "رابطه فیشر "معادله مبادلات بیان رابطه بین حجم پول در گردش سرعت گردش پول
beach diagram طرح نمودار بارانداز ساحلی طرح نمودار قسمت ساحلی
finding یافته
findings یافته
mature economy تکامل یافته
awakened اگاهی یافته
endrgized انرژی یافته
installed <adj.> <past-p.> گسترش یافته
inserted <adj.> <past-p.> گسترش یافته
deployed <adj.> <past-p.> گسترش یافته
appointed <adj.> <past-p.> گسترش یافته
applied <adj.> <past-p.> گسترش یافته
due out خاتمه یافته
downfallen زوال یافته
matched تطبیق یافته
abroad گسترش یافته
deployed گسترش یافته
nascent پیدایش یافته
instinct with life روح یافته
instinct with force نیرو یافته
allocated اختصاص یافته
porrect بسط یافته
done وقوع یافته
nee تولد یافته
extended تمدید یافته
linked پیوند یافته
past پایان یافته
glorified تجلیل یافته
depauperate تقلیل یافته
organized سازمان یافته
full fledged تکامل یافته
waney کاهش یافته
expanded بسط یافته
wany کاهش یافته
tuned وفق یافته
transmissive انتقال یافته
transferred انتقال یافته
full-fledged تکامل یافته
generalized تعمیم یافته
inning زمین باز یافته
reborn تولد تازه یافته
formatted display نمایش شکل یافته
organising بازار سازمان یافته
contd مخفف ادامه یافته
organized market بازار سازمان یافته
mature economy اقتصاد رشد یافته
reduced mass جرم کاهش یافته
reduced form فرم تقلیل یافته
generalized routine روال تعمیم یافته
allopatric بتنهایی وقوع یافته
diminished : تقلیل یافته کاسته
linked subroutine زیربرنامه پیوند یافته
redivivus تولد تازه یافته
mature soil خاک تکامل یافته
organizing بازار سازمان یافته
development system سیستم توسعه یافته
structured design طراحی ساختار یافته
centralized design طراحی تمرکز یافته
elaborated code رمز بسط یافته
find چیز یافته مکشوف
endarch از مرکزبخارج امتداد یافته
generalized force نیروی تعمیم یافته
finds چیز یافته مکشوف
systematized delusions هذیانهای نظام یافته
diminished [قوس تقلیل یافته]
organises بازار سازمان یافته
sort merge program پردازش تعمیم یافته
generalized coordinates مختصات تعمیم یافته
extended memory حافظه توسعه یافته
bimanual بادودست انجام یافته
organize بازار سازمان یافته
organizes بازار سازمان یافته
developed contries ممالک توسعه یافته
twice born تولدتازه روحانی یافته
extended precision دقت توسعه یافته
salvaging اموال نجات یافته از خطر
salvages اموال نجات یافته از خطر
regenerated زندگی تازه و روحانی یافته
generalized reinforcer تقویت کننده تعمیم یافته
regenerate زندگی تازه و روحانی یافته
salvaged اموال نجات یافته از خطر
regenerates زندگی تازه و روحانی یافته
regenerating زندگی تازه و روحانی یافته
less developed countries کشورهای کمتر توسعه یافته
extendeo core حافظه چنبرهای توسعه یافته
crumblings فاسد شده زوال یافته
fully formed character کاراکتر تمام شکل یافته
extended character set مجمگعه کاراکترهای توسعه یافته
generalized inhibitory potential پتانسیل بازداشتی تعمیم یافته
content addressed نشامی یافته از روی محتوی
generalized planning برنامه ریزی تعمیم یافته
human oriented language زبان ارایش یافته بشری
salvage اموال نجات یافته از خطر
reborn تغییر حالت روحانی یافته
ranker افسر ترفیع یافته افسرصفی
completed خاتمه یافته یا کامل شده
complete خاتمه یافته یا کامل شده
completing خاتمه یافته یا کامل شده
well ordered بنحو اکمل انجام یافته
completes خاتمه یافته یا کامل شده
the developed world جهان توسعه یافته [پیشرفته]
ramus قسمت بر امده واطاله یافته
Distribution تابع تعمیم یافته [ریاضی]
That is despised which is cheaply obtained. <proverb> ارزان یافته خوار است .
generalized function تابع تعمیم یافته [ریاضی]
substantiative بادلیل اثبات شده تجسم یافته
generation توسعه یافته که هنوز هم استفاده می شوند
generations توسعه یافته که هنوز هم استفاده می شوند
developed market economy countries کشورهای توسعه یافته ازنظر اقتصادی
blasetocyst جنین تکامل یافته حیوانات پستاندار
newton محدوده PDAتوسعه یافته توسط Apple
after image یک کپی از داده که تغییر یافته است.
new born زاییده شده تازه تولد یافته
airborne بوسیله هوا نقل وانتقال یافته
abended خاتمه یافته بطور غیر عادی
deployed مستقر گسترش یافته در روی زمین
ox man کسیکه در دانشگاه OXFORDپرورش یافته است
diagram نمودار
conspectus نمودار
charted نمودار
chart نمودار
network نمودار
networks نمودار
venn diagram نمودار ون
plot نمودار
plots نمودار
plotted نمودار
diagrams نمودار
indicator نمودار
graphs نمودار
abac نمودار
x y graph نمودار x-y
graph نمودار
alignment chart نمودار
charting نمودار
charts نمودار
h r diagram نمودار اچ . ار
nomogram نمودار
ebcdic کدمبادله اطلاعات اعشاری با کددودوئی توسعه یافته
extending قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
alma mater مدرسه یا دانشگاهی که شخص در آن پرورش یافته است
extend قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
extends قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
deformed reinforcing steel فولاد تقویت شده تغییر شکل یافته
elementary diagram نمودار ابتدایی
block diagram نمودار کندهای
Venn's diagram نمودار ون [ریاضی]
block diagram نمودار بلوکی
block diagram نمودار کلی
sloped شیب نمودار
tree diagram نمودار درخت
to make a نمودار کردن
vector diagram نمودار برداری
slope شیب نمودار
bar graph نمودار میلهای
electrical schematic نمودار الکتریکی
bar diagram نمودار میلهای
transition diagram نمودار گذارها
barchart نمودار میلهای
system chart نمودار سیستم
dual y axis graph نمودار با دو محور y
slopes شیب نمودار
circle graph نمودار دایرهای
column graph نمودار ستونی
Venn diagram نمودار ون [ریاضی]
arrow diagram نمودار برداری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com