Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 257 (13 milliseconds)
English
Persian
scope
نوسان نما
oscillograph
نوسان نما
oscilloscope
نوسان نما
Search result with all words
swinger
نوسان دار
swingers
نوسان دار
resonance
وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
resonances
وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
modulate
فرکانس ثابت و سیگنال نوسان که در یک حالت بخش شده برای ارسال داده به کار می رود
modulates
فرکانس ثابت و سیگنال نوسان که در یک حالت بخش شده برای ارسال داده به کار می رود
modulating
فرکانس ثابت و سیگنال نوسان که در یک حالت بخش شده برای ارسال داده به کار می رود
vibration
لرزه نوسان
vibration
نوسان
vibrator
وسیله نوسان
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
vibrator
نوسان ساز ویبراتور
vibrator
نوسان گیر ویبراتور
vibrators
وسیله نوسان
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
vibrators
نوسان ساز ویبراتور
vibrators
نوسان گیر ویبراتور
buzz
نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
buzzed
نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
buzzes
نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
buzzing
نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
shake
لرزش نوسان
shakes
لرزش نوسان
shaking
لرزش نوسان
swing
تاب نوسان
swing
نوسان کردن
swing
نوسان
swings
تاب نوسان
swings
نوسان کردن
swings
نوسان
swivelling
نوسان دار
jib
نوسان کردن واخوردن
jibbed
نوسان کردن واخوردن
jibbing
نوسان کردن واخوردن
jibs
نوسان کردن واخوردن
pendulum
پاندول نوسان
pendulums
پاندول نوسان
hunting
نوسان سرعت
hunting
نوسان دادن انتن رادار درردیابی
dead beat
بی نوسان
oscillation
نوسان
oscillation
نوسان سازی
oscillations
نوسان
oscillations
نوسان سازی
variation
نوسان متناوب پراکندگی
variations
نوسان متناوب پراکندگی
amplified
افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
amplifies
افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
amplify
افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
amplifying
افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
undulate
نوسان داشتن
undulated
نوسان داشتن
undulates
نوسان داشتن
vibrate
جنبیدن نوسان کردن
vibrated
جنبیدن نوسان کردن
vibrates
جنبیدن نوسان کردن
vibrating
جنبیدن نوسان کردن
lurch
نوسان
lurched
نوسان
lurches
نوسان
lurching
نوسان
vacillate
مردد بودن نوسان کردن
vacillated
مردد بودن نوسان کردن
vacillates
مردد بودن نوسان کردن
vacillating
مردد بودن نوسان کردن
varies
نوسان کردن
vary
نوسان کردن
buff
نوسان کردن
buffs
نوسان کردن
waver
نوسان کردن
wavered
نوسان کردن
wavering
نوسان کردن
wavers
نوسان کردن
oscillate
نوسان کردن
oscillated
نوسان کردن
oscillates
نوسان کردن
reciprocate
نوسان کردن
reciprocated
نوسان کردن
reciprocates
نوسان کردن
fading
نوسان صدا
surge
تموج سریع برق نوسان شدید
surged
تموج سریع برق نوسان شدید
surges
تموج سریع برق نوسان شدید
swivel
نوسان کردن
swivel
روی محورگرداندن یا گردیدن چرخیدن نوسان
swivelled
نوسان کردن
swivelled
روی محورگرداندن یا گردیدن چرخیدن نوسان
swivels
نوسان کردن
swivels
روی محورگرداندن یا گردیدن چرخیدن نوسان
fluctuate
نوسان داشتن
fluctuate
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuate
نوسان
fluctuated
نوسان داشتن
fluctuated
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuated
نوسان
fluctuates
نوسان داشتن
fluctuates
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuates
نوسان
fluctuation
نوسان
fluctuation
ترقی و تنزل نوسان
Other Matches
voltage swing
نوسان فشار الکتریکی نوسان ولتاژ
vibrometer
نوسان نگار نوسان سنج
vibrograph
نوسان نگار نوسان سنج
oscilloscope
نوسان بین نوسان نما
oscillograph
نوسان سنج نوسان نگار
oscillogram
نوسان سنج نوسان نگار
pulsation
نوسان
libration
نوسان
oscillatory motion
نوسان
head nystagmus
نوسان سر
swayed
نوسان
see-saw
نوسان
sways
نوسان
see-sawed
نوسان
to-ing and fro-ing
نوسان
see-saws
نوسان
vibrancy
نوسان
sway
نوسان
see-sawing
نوسان
undulation
نوسان
ascillation
نوسان
yo-yo
در نوسان
yo-yos
در نوسان
light fluctuation
نوسان نور
natural vibration
نوسان ازاد
intermediate oscillation
نوسان میانی
line voltage variation
نوسان ولتاژ
amplitude
میدان نوسان
light fluctuation
نوسان روشنایی
vacillation
اونگ نوسان
natural vibration
نوسان طبیعی
librate
نوسان کردن
multivibrator
نوسان ساز
load variation
نوسان بار
line voltage variation
نوسان شبکه
goniometer
نوسان سنج
generation of oscillations
تولید نوسان
bulid up
نوسان کردن
damped oscillation
نوسان میرا
damped osillation
نوسان میرا
barkhausen oscillation
نوسان بارکهاوزن
back swing
نوسان به عقب
boom swing
حیطه نوسان
quenching frequency
فرکانس نوسان
aperiodic phenomenon
پدیده بی نوسان
amplitude of oscillation
دامنه نوسان
downward swing
نوسان رو به پایین
economic fluctuation
نوسان اقتصادی
electron vibrations
نوسان الکترونها
floating axle
محور نوسان
fluctuation of load
نوسان بار
free oscillation
نوسان ازاد
frequency of oscillations
فرکانس نوسان
vibrometer
نوسان سنج
vacillant
نوسان کننده
total amplitude of oscillation
دامنه کل نوسان
torsional vibration
نوسان پیچشی
swivelling feature
قابلیت نوسان
swingy
نوسان دار
swing bridge
پل نوسان دار
swayer
نوسان دار
stable oscillation
نوسان پایدار
vibratility
لرزه نوسان
vibration damper
میراکننده نوسان
vibration damping
میرایی نوسان
see-saws
نوسان کردن
see-sawing
نوسان کردن
see-sawed
نوسان کردن
see-saw
نوسان کردن
whirling mode
نوسان شفت
vibrograph
نوسان نگار
vibrograph
رسام نوسان
vibrational
لرزه نوسان
vibration excitation
تحریک نوسان
sides way
نوسان عرضی
self excited/induced vibration
نوسان خودالقایی
oscillograph
نوسان نگار
oscillogram
نوسان نگاشت
oscillogram
نوسان نگاره
oscillator
نوسان ساز
oscillator
نوسان کننده
oscillography
نوسان نگاری
periodic fluctuation
نوسان دورهای
oscilloscope
نوسان نگار
oscillometry
نوسان سنجی
oscillometer
نوسان سنج
oscillating circuit
مدار نوسان
oscilloscope
نوسان سنج
modulation
نوسان صدا
modulation
نوسان فرکانس
unvocal
بدون نوسان صدا
vibratory testing machine
دستگاه ازمایش نوسان
swing bucket
جراثقال نوسان دار
tilting furnace
کوره نوسان دار
tilting screen
صفحه نوسان کننده
tilting table
میز نوسان دار
screamer
نوسان ساز صوتی
relaxation oscillator
نوسان ساز رلاکسیون
per vibration
نوسان داخلی بتن
upward swing
نوسان به سمت بالا
vibration absorption
میرایی نوسان یا ارتعاش
swivel table
میز نوسان دار
downswing
نوسان بطرف پایین
high frequency oscillation
نوسان فرکانس بالا
rocks
جنباندن نوسان کردن
grid tank
مدار نوسان شبکه
body sway test
ازمون نوسان بدن
tilted
نوسان کردن کجی
sways
در نوسان بودن تاب
fluctutaion of water table
نوسان سفره اب زیرزمینی
swayed
در نوسان بودن تاب
bistable multivibrator
نوسان ساز دوپایا
sway
در نوسان بودن تاب
fluctuating rate
نرخ دارای نوسان
crystal oscillator
نوسان ساز کریستالی
astable noltivibrator
نوسان ساز ناپایا
fluctuant
دارای نوسان وتغییر
floating bearing
یاطاقان نوسان دار
frequency variation
تغییر یا نوسان فرکانس
induced oscillation
نوسان القاء شده
tilt
نوسان کردن کجی
oscillator
تحریک کننده نوسان
oscillating universe
جهان نوسان کننده
magnetic variation
تغییر یا نوسان مغناطیسی
mains voltage variation
نوسان ولتاژ شبکه
lurcher
دارای نوسان یا تلوتلو
tilts
نوسان کردن کجی
rock
جنباندن نوسان کردن
rocked
جنباندن نوسان کردن
grid sweep
تغییر یا نوسان ولتاژ شبکه
swing saw
اره کانهای نوسان دار
grid voltage swing
تغییر یا نوسان ولتاژ شبکه
cathode ray oscilloscope
نوسان نمای اشعه کاتدی
alternating stress
تنش نوسان دار دائمی
neap range
دامنه نوسان جزر و مدضعیف
oscillograph
دستگاه ثبت نوسان امواج
fluctuating arc
قوس الکتریکی نوسان دار
aperiodic magnetic compass
قطب نمای مغناطیسی بدون نوسان
oscilloscope
دستگاه نشان دهنده نوسان امواج
swing frame grinder
دستگاه سنگ زنی نوسان دار
fishtail
نوسان یافتن عقب ماشین درپیچها
to wobble
[move unsteadily]
در نوسان بودن
[تلوتلو خوردن]
[اصطلاح روزمره]
one to zero ratio
نرخ بین نوسان خروجی دودویی یک و صفر
ornithopter
هواپیمایی که در ان بالهاحول محوری نوسان میکنندولی دوران نمیکنند
klystron
لوله الکترون نوسان ساز باسرعت مدوله شده
sway bar
میله فلزی وصل به محوربرای جلوگیری از نوسان پیچها
virtual inertia
قسمتی از نیروی اینرسی که روی جسم در حال نوسان اثرمیکند
undamped
نوسان ازاد که تنها به نیروهای داخلی اینرسی الاستیک و وزن بستگی دارد
quadrature amplitude modulation
بیت در ثانیه , RAM. تقیسم فاز و تفسیم نوسان را ترکیب میکند تا نرخ ارسال داده را افزایش دهد
bumblebees
تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
surge protector
محافظ تغییر ناگهانی ولتاژ محافظ نوسان برق
bumblebee
تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
accelerator winding
سیم پیچی سری که در تنظیم کنندههای ولتا از نوع نوسان ساز با باز شدن دوسر پلاتین میدان مغناطیسی را به سرعت کاهش میدهد وباعث بسته شدن هرچه سریعتر پلاتین میشود
variable stroke
پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com