English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 220 (15 milliseconds)
English Persian
lacrosse نوعی موشک زمین به زمین
Search result with all words
sprint نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
sprinted نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
sprints نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
tartar نوعی موشک زمین به هوای دریایی غیر اتمی
tartars نوعی موشک زمین به هوای دریایی غیر اتمی
gimlet نوعی موشک ازاد هوا به زمین با پرههای تاشونده
gimlets نوعی موشک ازاد هوا به زمین با پرههای تاشونده
typhoon نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه
typhoons نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه
terrier نوعی موشک زمین به هوا باسوخت جامد و هدایت شونده
terriers نوعی موشک زمین به هوا باسوخت جامد و هدایت شونده
bull pup نوعی موشک هدایت شونده هوا به زمین
hercules نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
honest john نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
jupiter نوعی موشک زمین به هواست
little john موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
regulus نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
styx نوعی موشک زمین به زمین دریایی
talos نوعی موشک دریایی زمین به هوا
Other Matches
sergeants گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeant گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
redstone موشک زمین به زمین رداستون
pershing موشک زمین به زمین پرشینگ
surface missile موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
surface to surface missile موشک زمین به زمین
air to surface missile موشک هوا به زمین
fire bee نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
surface to air missile موشک زمین به هوا موشکهای ضد هوایی
surface to surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface-to-surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
hound dog موشک هوا به زمین مخصوص هواپیماهای ب-25 با کلاهک اتمی
redeye موشک زمین به هوای ردای که از روی دوش تیراندازی میشود
andesite نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
diabase نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
dunite نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
syenite نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
clown دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
ground return انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowning دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
inductive earthing زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
center field قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancakes در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancake در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
geotaxis گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
frost heave برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
off side سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
nap of the earth از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
bow line نوعی گره برای متصل کردن هواپیما به زمین
street hockey نوعی هاکی در زمین یا کوچه بدون کفش اسکیت
tap dance نوعی رقص که در ان پنجه وپاشنه پا را به سرعت به زمین می زنند
geognosy زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
tellurian ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
perelotok زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
rolling terrain زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
covenant runing with land شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
re entry vehicle نوعی رسانگرهای فضایی که برای ورود به اتمسفر زمین در بخش پایانی مسیر خودطراحی شده اند
contour flying پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pervious ground زمین تراوا زمین نفوذپذیر
biosphere قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
contour flight پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
talik زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
drop گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
chasse نوعی حرکت با پاها بصورت یک پا روی زمین و یک پای دیگر روی هوا
compass rose دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
permafrost لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
critical point نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
Hanbel [نوعی گلیم مراکشی که صرفا جهت مفروش نمودن زمین بافته شده، و دارای خطوط موازی و رنگین با نقشه های پرکار می باشد.]
topography نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
geomagnetism نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
hydrographer نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
ground resolution قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
everglade قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
He had a nast fall. بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
Brontide نوعی صدا [صدایی خفه شده و آرام که در برخی از مناطق زلزله خیز، به خصوص در امتداد سواحل و روی دریاچه ها شنیده میشود و تصور میرود که به دلیل لرزشهای ضعیف زمین باشد.]
sidewinder نوعی موشک ضد هوایی
pgm نوعی موشک هدایت شونده
terne نوعی موشک ضد زیردریایی نروژی
nike ajax نوعی موشک ضد هوایی هدایت شونده
earth's attraction جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
sparrows نوعی موشک هوا به هوای هدایت شونده
sparrow نوعی موشک هوا به هوای هدایت شونده
zero length launching نوعی روش پرتاب موشک بااولین نیروی حرکت جت
thor نوعی موشک یک مرحلهای اتمی بالیستیکی برد متوسط
titans نوعی موشک دو طبقه قاره پیمای بالیستیکی مجهز به کلاهک اتمی
titan نوعی موشک دو طبقه قاره پیمای بالیستیکی مجهز به کلاهک اتمی
minuteman نوعی موشک سه مرحلهای قاره پیمایی که کلاهک اتمی حمل میکند
mauler نوعی موشک هدایت شونده باسکوی خود کششی مخصوص پدافند هوایی
quail نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
quails نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
mace نوعی موشک هدایت شونده که با انرژی جنبشی هدایت میشود
maces نوعی موشک هدایت شونده که با انرژی جنبشی هدایت میشود
ground line خط زمین
cinder tracks زمین دو
cinder track زمین دو
real estate زمین
grazes زمین
graze زمین
grass roots کف زمین
floored کف زمین
this earthly round زمین
earths زمین
aerospace جو زمین
grazed زمین
tellus زمین
norland زمین
ground surface کف زمین
soiling زمین
fields زمین
soil زمین
globe زمین
field زمین
terrain زمین
globes زمین
lackland بی زمین
floors کف زمین
floor کف زمین
soils زمین
earth زمین
domains زمین
domain زمین
land n زمین
ground کف زمین
ground زمین
acres زمین
ground [British] [floor] کف زمین
earthing زمین
extra terrestrial زمین
ground : زمین
acre زمین
floor کف زمین
land زمین
rooter زمین کن
fielded زمین
geodetically زمین
measuring rod گز زمین پیمایی
geophysics زمین فیزیک
levelling rod زمین پیمایی
rolling country زمین پوشیده
rear court انتهای زمین
soiling خاک زمین
salle d'armes زمین شمشیربازی
protective earthing زمین محافظ
marsh land زمین ماندابی
public d. زمین خالصه
marchland زمین مرزی
punner زمین سفت کن
mallet field زمین چوگان
aloft در بالای زمین
lowland زمین پست
low land پستی زمین
low land زمین پست
losse earth زمین خوره
quick ground زمین سست
punner زمین کوب
loose ground زمین سست
rammer زمین کوب
pronely روبه زمین
level land زمین مسطح
land restoration بازسازی زمین
land reclamation عمران زمین
land reclamation ابادانی زمین
shell قشر زمین
shelling قشر زمین
shells قشر زمین
wastelands زمین بایر
land of promise زمین موعود
ground level سطح زمین
land measurer زمین پیما
wasteland زمین بایر
land grading تسطیح زمین
land capacity کاراوری زمین
west مغرب زمین
land tax مالیات زمین
playing field زمین بازی
lared of the covenant زمین موعود
territory زمین ملک
route به زمین نشاندن
routes به زمین نشاندن
landed a ملک زمین
soil خاک زمین
public domain زمین خالصه
baselines خط انتهای زمین
baseline خط انتهای زمین
playing fields زمین فوتبال
playing fields زمین بازی
land tax مالیات بر زمین
playing field زمین فوتبال
terrene زمین سرزمین
land alide لغزش زمین
soils خاک زمین
soil strain فشار زمین
moors زمین بایر
original ground زمین بکر
original ground زمین طبیعی
orbit of the earth مدار زمین
open country زمین باز
occident مغرب زمین
oblique compartment زمین مورب
physical characteristics خصوصیات زمین
nutation اهتزاز زمین
profile line نیمرخ زمین
tectonic زمین ساخت
tectonic زمین ساختی
rootle زمین راباپوزکندن
foreground زمین جلوعمارت
moored زمین بایر
moor زمین بایر
pervious ground تراوا زمین
permeable ground زمین تراوا
stamp one's foot پا به زمین زدن
soil species نوع زمین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com