English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
monographist نویسنده شرح مفصل در باره یک موضوع
Other Matches
I'll speak at length on this subject. دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
to talk something over with somebody با کسی در باره چیزی مفصل گفتگو کردن
It deals with ... موضوع در باره ... است.
penster نویسنده بویژه نویسنده مزدور
glenoid fossa or cavity گودی مفصل کاسه مفصل
queues فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queueing فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queued فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queue فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
sequential access فایل ترتیبی اندیس دار که موضوع به موضوع در بافر خوانده میشود
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
red herrings شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
red herring شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
that is not the proposition موضوع چیز دیگر است موضوع این نیست
reversing روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverses روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversed روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverse روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
circular فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
circulars فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
craftsmen نویسنده
composers نویسنده
scrivener نویسنده
craftsman نویسنده
wordsmith نویسنده
author نویسنده
scribbler نویسنده بد
authors نویسنده ها
writers نویسنده ها
quill driver نویسنده
composer نویسنده
penman نویسنده
penwoman زن نویسنده
writer نویسنده
authoress نویسنده زن
writers نویسنده
the present writer نویسنده
fantast نویسنده خیالپرست
hacked نویسنده مزدور
hack نویسنده مزدور
devil نویسنده مزدور
report writer نویسنده گزارش
garreteer نویسنده بی نوا
drafter نویسنده پیام
devils نویسنده مزدور
author نویسنده موسس
hacks نویسنده مزدور
technical writer نویسنده فنی
neoteric نویسنده تازه
auctorial منسوب به نویسنده یا مولف
authorial موبوط به مصنف یا نویسنده
pen-names نام مستعار نویسنده
mannerisms سبک بخصوص نویسنده
idem همان نویسنده در همانجا
librettists نویسنده اشعار اپرا
bel esprit سخنران یا نویسنده باذوق
encyclopaedist نویسنده دایره المعارف
headliner نویسنده سرمقاله روزنامه
to make good as a writer نویسنده موفقی شدن
hagiologist نویسنده تاریخ اولیاوپیغمبران
nomographer نویسنده کتاب درباره
miscellanist نویسنده مطالب مختلف
reporter جمله ساز نویسنده ناصادق
pen name نام مستعار نویسنده
librettist نویسنده اشعار اپرا
matthew نویسنده انجیل متی
pen-name نام مستعار نویسنده
mannerism سبک بخصوص نویسنده
screenwriter نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
hagiographer نویسنده شرح حال مقدسین
screenwriters نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
magazin نویسنده مقاله برای مجله
He fabcies himself as a writer (author). به خیال خودش نویسنده است
posthumous منتشر شده پس از مرگ نویسنده
wanted clerks دبیر یا نویسنده لازم است
city editor نویسنده خیرمالی یاتجارتی درروزنامه
comedist نویسنده نمایشهای خنده دار
memorialist نویسنده یاد بود یا لوحه
phraseologist جمله ساز نویسنده ناصادق
tragedian نویسنده یا بازیگر نمایشهای تراژدی ومحزون
belletrist نویسنده شعر و اثارادبی زیبا ادیب
dramaturge نویسنده داستانهای نمایشی شبیه ساز
pornographer نویسنده مطالب قبیح یا شهوت انگیز
heading تاریخ ونشانی نویسنده کاغذ باسرتوپ زدن
headings تاریخ ونشانی نویسنده کاغذ باسرتوپ زدن
think piece مقاله خبری امیخته باافکار وتفسیرات نویسنده
interactive سازمان تخصصی که موضوعاتی شامل زبان نویسنده
free lance مفرد کار کردن نویسنده غیر وابسته
in relation to در باره
one-offs یک باره
lake rampart اب باره
in regard to در باره
rampart باره
one-off یک باره
rampire باره
ter سه باره
inventorial مفصل
linkage point مفصل
copulas مفصل
sockets مفصل
articulation مفصل
jointless بی مفصل
pivot مفصل
copula مفصل
coupling مفصل
inarticulate بی مفصل
baom joomok یک مفصل
anarthrous بی مفصل
socket مفصل
copious مفصل
commissure مفصل
pivots مفصل
pivoted مفصل
Hinduism مفصل
joint مفصل
juncture مفصل
fulsome مفصل
spacious مفصل
hinge مفصل
hinges مفصل
fine drawn مفصل
voluminous مفصل
ethic روش اخلاقی یک نویسنده یامکتب علمی یا ادبی و یاهنری
Impressionism در باره ادراک
one-night stands برنامهی یک باره
tartars باره دندان
on بالای در باره
here در این باره
tartar باره دندان
regard باره نسبت
regarded باره نسبت
regards بابت باره
regarded بابت باره
regard بابت باره
to sputter [about] تف پراندن [در باره ]
regards باره نسبت
herein در این باره
one-night stand برنامهی یک باره
scape مفصل اصلی
arthritis اماس مفصل
clip مفصل کابل
high tea عصرانه مفصل
swivel مفصل گردنده
luncheon غذای مفصل
clippings مفصل کابل
arthritis التهاب مفصل
swivel مفصل گردان
swivelled مفصل گردنده
articulation مفصل لولا
luncheons غذای مفصل
trunnion مفصل افقی
universal joint مفصل چرخنده
toggle joint مفصل زانویی
articulation مفصل بندی
steering swivel مفصل فرمان
swivel joint مفصل گردان
palaver گفتگوی مفصل
juncture پیوستگی مفصل
synarthrosis مفصل بی حرکت
synosteology مفصل شناسی
clipped مفصل کابل
choke joint مفصل چوکی
facet بند مفصل
disjoint از مفصل دراوردن
joint مفصل پیوندگاه
gimmal مفصل لولا
in great detail با جزئیات مفصل
articulate مفصل دارکردن
articulates مفصل دارکردن
articulating مفصل دارکردن
pigtails مفصل دم خوکی
pigtail مفصل دم خوکی
facets بند مفصل
ample فراوان مفصل
ball and socket joint مفصل ساچمه ای
arthrology مفصل شناسی
ankylosis جمود مفصل
sleeve موف مفصل
sleeves موف مفصل
abarticulation مفصل متحرک
detail part قسمت مفصل
diarthrosis مفصل متحرک
glene کاسه مفصل
ginglymus مفصل لولایی
hip مفصل ران
splicing مفصل بافته
spliced مفصل بافته
splice مفصل بافته
largo اهسته و مفصل
multiple cable joint مفصل انشعاب
splices مفصل بافته
swivels مفصل گردان
clips مفصل کابل
hips مفصل ران
knee joint مفصل زانو
swivels مفصل گردنده
swivelled مفصل گردان
hinge joint مفصل لولایی
hip joint مفصل ران
publicist نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com