Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (15 milliseconds)
English
Persian
momentum
نیروی حرکت انی
Search result with all words
catch
نیروی اولیه بازوی شناگر در شروع حرکت ماهی گرفتن
locomotive
حرکت دهنده نیروی محرکه
locomotives
حرکت دهنده نیروی محرکه
coriolis force
نیروی اینرسی فاهری که روی یک جسم با سرعت زاویهای داخل یک سیستم دوار در حرکت است
drag force
نیروی مقاوم حرکت
electrophoresis
حرکت ذرات معلق مایع بوسیله نیروی برق
man handle
با نیروی انسان حرکت دادن بدرفتاری کردن
poomse
نتیجه حرکت فکری ارادی باتوجه به ایستادن سرعت شتاب و نیروی اولیه
self propulsion
حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
zero length launching
نوعی روش پرتاب موشک بااولین نیروی حرکت جت
Other Matches
reenforceŠetc
نیروی تازه فرستادن برای با نیروی امدادی تقویت کردن
magneto electricity
نیروی کهربایی که بوسیله نیروی اهن ربایی تولید میشود
blue water school
انانی که نیروی دریایی انگلیس راتنها نیروی کافی ان میدانند
juggernauts
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
juggernaut
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
torque
نیروی گردنده درقسمتی از دستگاه ماشین نیروی گشتاوری
e.m.f
force electromotive نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
expeditionary
نیروی اعزامی به خارج نیروی سرکوبگر خارجی
air force personnel with the army
پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
electromotive force
نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
army landing forces
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
attack force
نیروی تک کننده به ساحل نیروی تک
threat force
نیروی دشمن نیروی مخالف
buoyancy
نیروی بالابر نیروی شناوری
counter force
نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
free gyroscope
نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
naval aviation
قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
allocated manpower
نیروی انسانی واگذار شده سهمیه نیروی انسانی
waved
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinted
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
cruising
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
fish tailing
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
strokes
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruises
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroke
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tape
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroked
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tapes
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroking
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruise
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
move off the ball
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
transferring
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
counter clockwise
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
Marine Corps
نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
army aircraft
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
dragged
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
skull
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skulls
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
commandant of marine corps
فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
travelling overwatch
راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
node
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch
حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
nodes
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
quadrature encoding
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
eagle flight
نیروی هوا روی در حال اماده باش نیروی هوا روی اماده
stabile
بدون حرکت بی حرکت
attached strength
استعداد نیروی زیر امر نیروی زیر امر
aerodynamics
مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
rate of march
سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
angular momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
moment of momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
convoy schedule
برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
raster
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
hamilton's equations of motion
معادلات هامیلتونی حرکت معادلات حرکت هامیلتونی معادلات بندادی حرکت
jet propulsion
نیروی جت
total force
نیروی کل
jet
نیروی جت
jetting
نیروی جت
jetted
نیروی جت
jets
نیروی جت
move on
ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
convoy route
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
power traverse
مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
k day
روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
militia
نیروی نظامی
compressive force
نیروی تراکمی
damping force
نیروی میران
naval forces
نیروی دریایی
net force
نیروی برایند
net force
نیروی خالص
work force
نیروی کار
conservation force
نیروی باقی
shearing force
نیروی برشی
friendliest
نیروی خودی
friendly
نیروی خودی
electrostatic force
نیروی الکتروستاتیکی
impetus
نیروی جنبش
impetus
نیروی محرک
service component
نیروی مسلح
electromotive force
نیروی الکتروموتوری
drag force
نیروی کششی
muscularly
با نیروی ماهیچه
shear load
نیروی برشی
radiant energy
نیروی موجی
air forces
نیروی هوایی
air force
نیروی هوایی
nonaxial force
نیروی غیرمحوری
vital force
نیروی حیاتی
vital energy
نیروی زندگی
force
نیروی نظامی
electromotive force
نیروی برقرانی
resutant force
نیروی خالص
resutant
نیروی برایند
resutant force
نیروی برایند
concurrent force
نیروی همرس
militias
نیروی نظامی
drifting force
نیروی وزش
cutting thrust
نیروی برش
soldiery
نیروی نظامی
specified command
نیروی اختصاصی
forcing
نیروی نظامی
waterpower
نیروی ابی
resutant
نیروی خالص
friendlies
نیروی خودی
retentiveness
نیروی نگاهداری
yoghurts
نیروی ذخیره
yoghurt
نیروی ذخیره
marine forces
نیروی تفنگدار
yoghourts
نیروی ذخیره
mechanized force
نیروی مکانیزه
explosive force
نیروی انفجار
reserve force
نیروی احتیاط
labour
نیروی انسانی
yogurts
نیروی ذخیره
destrudo
نیروی ویرانگری
momentum
نیروی حرکتی
mailed fist
نیروی مسلح
external force
نیروی خارجی
retentive power or memory
نیروی ضبط
man power
نیروی مردانه
man power
نیروی انسانی
mana
نیروی جادویی
external force
نیروی بیرونی
restoring force
نیروی بازگرداننده
resistive force
نیروی مقاوم
exchange force
نیروی تبادلی
forces
نیروی نظامی
water power
نیروی ابی
dissipative force
نیروی اتلافی
screening force
نیروی پوششی
cohesive force
نیروی همچسبی
screening force
نیروی پوشاننده
security force
نیروی تامینی
cohesive force
نیروی چسبندگی
sediment dislodging force
نیروی کشش
static
نیروی ثابت
cohesive force
نیروی همدوسی
HP
نیروی اسب
equilibrant
نیروی متعادل
emf
نیروی برقرانی
workforce
نیروی کار
friendlier
نیروی خودی
labors
نیروی انسانی
labored
نیروی انسانی
repulsion force
نیروی دافعه
dispersion force
نیروی پاشیدگی
rotor force
نیروی روتور
seed stock
نیروی ذخیره
electric force
نیروی الکتریکی
constabularies
نیروی شهربانی
dynamically
نیروی درونی
power of production
نیروی تولید
retentivity
نیروی حفظ
propulsion
نیروی محرکه
stamina
نیروی حیاتی
staying power
نیروی پایداری
to gauge wind
نیروی بادراسنجیدن
strike force
نیروی ضربتی
coriolis force
نیروی کوریولیس
counterbalances
نیروی برابر
counterbalanced
نیروی برابر
police power
نیروی پلیس
paratroop
نیروی چترباز
people forces
نیروی پایداری
constabulary
نیروی شهربانی
counterbalance
نیروی برابر
lifeblood
نیروی حیاتی
vitality
نیروی حیاتی
dynamic
نیروی درونی
dynamic
نیروی مستقر
police power
نیروی انتظامی
tide rising force
نیروی کشنداور
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com