Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
external force
نیروی خارجی
Search result with all words
expeditionary
نیروی اعزامی به خارج نیروی سرکوبگر خارجی
Other Matches
positive externalities
صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
exterior angle
زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
impurity
جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
external symbol dictionary
فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
outwork
استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
foreign exchange
پول خارجی ارز خارجی
reenforceŠetc
نیروی تازه فرستادن برای با نیروی امدادی تقویت کردن
blue water school
انانی که نیروی دریایی انگلیس راتنها نیروی کافی ان میدانند
magneto electricity
نیروی کهربایی که بوسیله نیروی اهن ربایی تولید میشود
juggernauts
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
e.m.f
force electromotive نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
torque
نیروی گردنده درقسمتی از دستگاه ماشین نیروی گشتاوری
juggernaut
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
air force personnel with the army
پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
electromotive force
نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
wilson
پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies
عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
army landing forces
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
attack force
نیروی تک کننده به ساحل نیروی تک
threat force
نیروی دشمن نیروی مخالف
buoyancy
نیروی بالابر نیروی شناوری
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
self propulsion
حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
counter force
نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
naval aviation
قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
free gyroscope
نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
allocated manpower
نیروی انسانی واگذار شده سهمیه نیروی انسانی
army aircraft
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
Marine Corps
نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
commandant of marine corps
فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
back berm
سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
eagle flight
نیروی هوا روی در حال اماده باش نیروی هوا روی اماده
international line
خط خارجی
outboard
خارجی
extras
خارجی
extraneous
خارجی
outsides
خارجی
extra
خارجی
extern
خارجی
outsider
خارجی
peripheral
خارجی
exoteric
خارجی
exosphere
خارجی
extra-
خارجی
oversea
خارجی
exogenous
خارجی
outsiders
خارجی
outside
خارجی
external
خارجی
outer
خارجی
exteriors
خارجی
gringos
خارجی
gringo
خارجی
outward
خارجی
abextra
خارجی
externals
خارجی
foreign
خارجی
exterior
خارجی
exotic
خارجی
aliens
خارجی
alien
خارجی
external storage
انباره خارجی
external reference
ارجاع خارجی
external load
بار خارجی
external reference
مرجع خارجی
external symbol
علامت خارجی
external interrupt
وقفه خارجی
spillover benefits
منافع خارجی
external pressure
فشار خارجی
external operation
عملیات خارجی
spillover costs
هزینههای خارجی
spillover effects
اثرات خارجی
external storage
حافظه خارجی
external store
انباره خارجی
outward opening
دهانه خارجی
incarnations
صورت خارجی
incarnation
صورت خارجی
external menory
حافظه خارجی
load
بار خارجی
external label
برچسب خارجی
loads
بار خارجی
external security
امنیت خارجی
superior conjunction
مقارنه خارجی
slough
پوسته خارجی
external memory
حافظه خارجی
superior planets
سیارههای خارجی
external reperence
ارجاع خارجی
external sort
جورکردن خارجی
inflow of foreign funds
ورودسرمایههای خارجی
foreign loan
وام خارجی
foreign law
حقوق خارجی
foreign trade
تجارت خارجی
foreign exchange
تعویض خارجی
foreign exchange
پول خارجی
foreign exchange
ارز خارجی
foreign exchange
مبادله خارجی
foreign national
ملیت خارجی
foreign national
تبعه خارجی
foreign deposit
سپرده خارجی
outboard profile
نیمرخ خارجی
outer fix
رمپ خارجی
foreign particle
جسم خارجی
foreign policy
سیاست خارجی
immission
انتشار خارجی
imbody
صورت خارجی
load curve
خم بار خارجی
impurity
اتم خارجی
landfalls
بویه خارجی
landfall
بویه خارجی
acrotic
بیرونی خارجی
actine
قسمت خارجی
foreign trade
بازرگانی خارجی
foreign reserves
ذخائر خارجی
negative externalities
زیانهای خارجی
outer planets
سیارات خارجی
outer wall
دیوار خارجی
extrinsic
بیرونی خارجی
guests
انگل خارجی
guest
انگل خارجی
alien enemy
دشمن خارجی
exteroceptive
محرک خارجی
renvoi
تبعیدشخص خارجی
externalization
خارجی کردن
angle of emergence
زاویه خارجی
externalities
اثرات خارجی
outer connection
اتصال خارجی
externalities
پی امدهای خارجی
external variable
متغیر خارجی
external transaction
معاملات خارجی
extrinsic factor
عامل خارجی
foreign aid
کمک خارجی
outness
کیفیت خارجی
outside caliper
کولیس خارجی
outside cause
علت خارجی
outside diameter
قطر خارجی
adventitious
خارجی الحاقی
foreign currency
ارز خارجی
outside power
جریان خارجی
outside view
نمای خارجی
foreign currencies
پولهای خارجی
outwork
سنگر خارجی
overseas agent
نماینده خارجی
foreign bill
برات خارجی
overseas trade
معاملات خارجی
external thread
دنده خارجی
apophyge
منحنی خارجی
concrete object
عین خارجی
external armature
ارمیچر خارجی
exterior varnish
لاک خارجی
externalizes
خارجی کردن
external benefits
فواید خارجی
strange
خارجی غریبه
strangest
خارجی غریبه
outside view
منظره خارجی
faces
نمای خارجی
externalized
خارجی کردن
externalizing
خارجی کردن
exterior ballistics
بالیستیک خارجی
exterior varnish
جلای خارجی
ectoparasite
انگل خارجی
externalised
خارجی کردن
externalises
خارجی کردن
externalising
خارجی کردن
externalize
خارجی کردن
apothesis
منحنی خارجی
apophysis
منحنی خارجی
face
نمای خارجی
facades
نمای خارجی
external command
فرمان خارجی
external control
کنترل خارجی
arris
زاویه خارجی
external delay
تاخیر خارجی
exosphere
قسمت خارجی جو
fanades
نمای خارجی
external docuhentation
مستندات خارجی
external cost
هزینه خارجی
external combustion
احتراق خارجی
facade
نمای خارجی
facade
نمای خارجی
external circuit
مدار خارجی
attached strength
استعداد نیروی زیر امر نیروی زیر امر
peak power
بار خارجی بیشینه
pecuniary externalities
پی امدهای خارجی پولی
foreign investment
سرمایه گذاری خارجی
adscititious
مشتق از عامل خارجی
pericardium
غشاء خارجی قلب
adscititious
دارای منبع خارجی
pericranium
قسمت خارجی جمجمه
exocrine
غدهء مترشحهء خارجی
outboard
سمت خارجی کشتی
import
بازیگر خارجی تیم
exoskeleton
استخوان بندی خارجی
outside influence
نفوذ بیرونی یا خارجی
foreign currency
پول کشور خارجی
foreign bill
حواله ارز خارجی
foreign aid program
برنامه کمک خارجی
peak load
بار خارجی بیشینه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com