English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
rear party نیروی پوششی عقب نشینی یا عقب دار
Other Matches
covering force نیروی پوششی
screening force نیروی پوششی
setback نیروی عقب نشینی توپ
setbacks نیروی عقب نشینی توپ
jet propulsion نیروی عقب نشینی حاصله از فشار گازفشار خروج گاز
withdrawals عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
withdrawal عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
backpedal عقب نشینی در مقابل حریف عقب نشینی
tegumentary پوششی
integumentary پوششی
covering letters نامه پوششی
hedging تبدیل پوششی
sheeting پوششی لفاف
caul غشاء پوششی
tegmentum غشاء پوششی
covering letter نامه پوششی
coverage دفاع پوششی
tunica غشاء پوششی
fullback دفاع پوششی
screening effect اثر پوششی
covering barrier مانع پوششی
screening fire اتش پوششی
lap joint اتصال پوششی
tegumnentum غشاء پوششی
covering troops یکانهای پوششی
full back مدافع پوششی
reenforceŠetc نیروی تازه فرستادن برای با نیروی امدادی تقویت کردن
magneto electricity نیروی کهربایی که بوسیله نیروی اهن ربایی تولید میشود
blue water school انانی که نیروی دریایی انگلیس راتنها نیروی کافی ان میدانند
coating پوششی از یک لایه رنگ یا گچ
epithelialize بافت پوششی شدن
epithelize بافت پوششی شدن
fascias لایه پوششی فیبری
fascia لایه پوششی فیبری
torque نیروی گردنده درقسمتی از دستگاه ماشین نیروی گشتاوری
juggernauts نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
juggernaut نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
e.m.f force electromotive نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
landaulet n گردونه کوچکی که پوششی دارد
air force personnel with the army پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
expeditionary نیروی اعزامی به خارج نیروی سرکوبگر خارجی
acanthoma اماس سلولهای خارداربافت پوششی مالپیقی
slipcover پوششی که بسرعت پوشیده یاخارج شود
recoilless جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
variable recoil سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
electromotive force نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
wing covert پر پوششی روی پرهای مخصوص پرواز پرنده
intima درونی ترین غشاء پوششی رگها و سایررباطهای بدن
no man's land زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
hydathode ساختمان پوششی گیاهان عالی که دارای عمل تراوش مایع میباشند
army landing forces نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
attack force نیروی تک کننده به ساحل نیروی تک
threat force نیروی دشمن نیروی مخالف
buoyancy نیروی بالابر نیروی شناوری
self propulsion حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
antistatic mat پوششی در قسمت جلوی یک دستگاه مانند یک واحد دیسک که به حالت سکون حساس است لایی ناایستا
counter force نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
allocated manpower نیروی انسانی واگذار شده سهمیه نیروی انسانی
free gyroscope نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
geomagnetism نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
naval aviation قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
soirees شب نشینی
waked شب نشینی
evening party شب نشینی
sedimentation ته نشینی
retrocedence پس نشینی
wake شب نشینی
recoil پی نشینی
wakes شب نشینی
recoiled پی نشینی
subsidence ته نشینی
recoiling پی نشینی
nightlife شب نشینی
deposit ته نشینی
recoils پی نشینی
sedimentary ته نشینی
settling ته نشینی
precipitation ته نشینی
soiree شب نشینی
illuviation ته نشینی
soirTes شب نشینی
deposits ته نشینی
sedimentation ته نشینی
adsorption رو نشینی
sedinentation ته نشینی
an eveing party شب نشینی
urbanization شهر نشینی
electrostatic procipitation ته نشینی الکترواستاتیک
seclusion گوشه نشینی
retreating عقب نشینی
urbanism شهر نشینی
recoils عقب نشینی
sanctuaries حق بست نشینی
break ground عقب نشینی
retreat عقب نشینی
retreated عقب نشینی
sanctuary حق بست نشینی
fallback عقب نشینی
retreats عقب نشینی
suburbia حومه نشینی
recoil عقب نشینی
recess عقب نشینی
recoiled عقب نشینی
to burn the midnighoil شب نشینی کردن
recoiling عقب نشینی
recesses عقب نشینی
to burn the midnight oil شب نشینی کردن
nomadism کوچ نشینی
cotenancy هم اجاره نشینی
tenantry اجاره نشینی
katabasis عقب نشینی
solitariness گوشه نشینی
ruralize ده نشینی کردن
silting رسوب ته نشینی
hypostatic ناشی از ته نشینی
hutment کلبه نشینی
line of retreat خط عقب نشینی
settlement ته نشینی مسکن
sequestered life گوشه نشینی
sedimentation pond حوضچه ته نشینی
settlements ته نشینی مسکن
reclvsion گوشه نشینی
eremitism گوشه نشینی
retrocession عقب نشینی
retrocedence عقب نشینی
eremitic life گوشه نشینی
Marine Corps نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
army aircraft هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
sounded پوششی که صدا را در چاپگر پر و صدا قط ع میکند
soundest پوششی که صدا را در چاپگر پر و صدا قط ع میکند
sounds پوششی که صدا را در چاپگر پر و صدا قط ع میکند
sound پوششی که صدا را در چاپگر پر و صدا قط ع میکند
retreats عقب نشینی کردن
retreated عقب نشینی کردن
recoil mechanism مکانیسم عقب نشینی
retreating عقب نشینی کردن
drop back <idiom> عقب نشینی کردن
scuttled عقب نشینی روزنه
to beat a retreat کوس عقب نشینی
scuttle عقب نشینی روزنه
scuttles عقب نشینی روزنه
scuttling عقب نشینی روزنه
rocket propulsion فشارعقب نشینی موشک
long recoil عقب نشینی طولانی
urbanistic وابسته بشهر نشینی
to sound the retreat شیپورعقب نشینی زدن
urbanist وابسته بشهر نشینی
subornation زیر پا نشینی اغواء
retirement عقب نشینی اختیاری
To retreat. To withdraw. عقب نشینی کردن
to lose ground عقب نشینی کردن
to give ground عقب نشینی کردن
to fall back عقب نشینی کردن
recoil mechanism دستگاه عقب نشینی
setbacks فشار عقب نشینی
withdraws عقب نشینی کردن
pull away عقب نشینی کردن
withdraw عقب نشینی کردن
backblast شعله عقب نشینی
ebb current عقب نشینی اب دریا
companionship مصاحبت پهلو نشینی
sinks ته نشینی حفره یاگودال
back pressure فشار عقب نشینی
colonial معماری کوچ نشینی
sink ته نشینی حفره یاگودال
forced withrawal عقب نشینی اجباری
short recoil عقب نشینی کوتاه
setback فشار عقب نشینی
retreat عقب نشینی کردن
give ground <idiom> عقب نشینی کردن
to beat a retreat عقب نشینی کردن
blowback ضربه عقب نشینی
sedimentation analysis تجزیه بروش ته نشینی
blowback عقب نشینی خودکار
backblast موج عقب نشینی
recoil عقب نشینی کردن توپ
cloister صومعه گوشه نشینی کردن
recoiled عقب نشینی کردن توپ
long recoil طول عقب نشینی زیاد
recoils عقب نشینی کردن توپ
breakdown ته نشینی مواد معلق دردوغاب
alluvial ته نشینی مربوط به رسوب و ته نشین
insula دستگاه عمارت اجاره نشینی
variable slide طول عقب نشینی متغیر
obmutescence خاموش نشینی سکوت عمدی
breakdowns ته نشینی مواد معلق دردوغاب
cloisters صومعه گوشه نشینی کردن
to sound the retire شیپور عقب نشینی زدن
retreated عقب نشینی اجباری بازگشتن
hermitic وابسته بگوشه نشینی زهدامیز
a white collar job کار پشت میز نشینی
retreats عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreat عقب نشینی کناره گیری
retreats عقب نشینی کناره گیری
retreating عقب نشینی اجباری بازگشتن
recoil operated مجهز به دستگاه عقب نشینی
retreating عقب نشینی کناره گیری
they are in full retreat سخت عقب نشینی می کنند
retreated عقب نشینی کناره گیری
retreat عقب نشینی اجباری بازگشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com