English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
wand هدف باریک و دراز چوبی
wands هدف باریک و دراز چوبی
Other Matches
weedy دراز و باریک
toboggan سورتمه دراز و باریک
spindles دراز و باریک شدن
toboggans سورتمه دراز و باریک
johnboat قایق دراز و باریک
spindle دراز و باریک شدن
hackle پر دراز و باریک وصل به طعمه ماهیگیری
stick bridge پل دراز چوبی و فلزی کمکی برای رسیدن به گوی بیلیارد
shells قایق دراز و باریک مخصوص مسابقه با پارو ژاکت سبک ضد باران
shelling قایق دراز و باریک مخصوص مسابقه با پارو ژاکت سبک ضد باران
shell قایق دراز و باریک مخصوص مسابقه با پارو ژاکت سبک ضد باران
spoiler صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
ninepins یکجور بازی با نه میله چوبی که انهارابا گوی چوبی می خوابانند
stake ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
staked ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
stakes ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
noggin سطل چوبی لیوان چوبی
noggins سطل چوبی لیوان چوبی
naggin سطل چوبی لیوان چوبی
swath ردیف باریک راه باریک
swathes ردیف باریک راه باریک
swathe ردیف باریک راه باریک
trenail میخ بزرگ چوبی با میخ چوبی یا گوه بهم کوبیدن
treenail میخ بزرگ چوبی با میخ چوبی یا گوه بهم کوبیدن
croquet بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
gavel [چکش چوبی قضات] چکش چوبی حراج کنندگان یاروسای انجمن ها چکش حراجی
soricine موش پوزه دراز شبیه موش پوزه دراز
longest دراز
dolichomorphic دراز تن
longs دراز
longer دراز
long- دراز
long دراز
to be prolonged دراز
to eke out دراز
oblong دراز
oblongated دراز
oblongs دراز
toom دراز
to piece out دراز
macro دراز
longish دراز
longheaded دراز سر
verbose دراز
prolix دراز
lengthy دراز
long headed سر دراز
lengthwise دراز
longed دراز
linear دراز
drag on <idiom> دراز کردن
long run دراز مدت
long-time دراز مدت
long-drawn-out دور و دراز
lanky دراز وباریک
string چسبناک دراز
stretch دراز کردن
stretched دراز کردن
stretches دراز کردن
gangling طولانی و دراز
prolixity دراز نویسی
prolongate دراز کردن
lantern jawed چانه دراز
pintail اردک دم دراز
in the long run در دراز مدت
at full length دراز کشیده
proboscises پوزه دراز
proboscis پوزه دراز
morella cherry گیلاس دم دراز
narrow دراز وباریک
tender fleshed cherry گیلاس دم دراز
narrowed دراز وباریک
narrowest دراز وباریک
longevity دراز عمری
oblonated دراز :درازنا
inductile دراز نشو
oblong دراز پهنا
ileum روده دراز
lengthens دراز کردن
elongates دراز کردن
elongates دراز شدن
lengthening دراز شدن
elongating دراز کردن
elongating دراز شدن
lengthening دراز کردن
lengthened دراز شدن
lengthened دراز کردن
lengthen دراز شدن
elongate دراز شدن
elongate دراز کردن
lengthens دراز شدن
oblongs دراز پهنا
protract دراز کردن
elongation دراز شدگی
streek دراز کردن
verbalization دراز گویی
wader مرغ دراز پا
to stretch out دراز کردن
snipe نوک دراز
sniped نوک دراز
sniping نوک دراز
extend دراز کردن
lengthen دراز کردن
narrower دراز وباریک
blue moon زمان دراز
long run [American E] <adj.> دراز مدت
long term <adj.> دراز مدت
long shunt شنت دراز
long winded دراز نفس
long-winded دراز نفس
lanternjaws چانه دراز
longer-term دراز مدت
codlin یکجورسیب دراز
far fetched دور و دراز
far-fetched دور و دراز
long term دراز مدت
snipes نوک دراز
longhead کله دراز
long eared گوش دراز
long-life عمر دراز
long bone استخوانهای دراز
long-term دراز مدت
long life عمر دراز
long necked گردن دراز
couchant دراز کشیده
long bill نوک دراز
long billed نوک دراز
long wind دراز نفسی
codling یکجورسیب دراز
long range دراز مدت
longeval دراز عمر
coach built چوبی
wooden چوبی
stockade سد چوبی
stockades سد چوبی
xyloid چوبی
ligneous چوبی
block-house دژ چوبی
arboreous چوبی
timber dam سد چوبی
tusks دندان دراز وتیز
tusk دندان دراز وتیز
prolate دوک وار دراز
weed دراز و لاغر پوشاک
proboscis monley بوزینه دراز بینی
tractile لوله شو دراز شدنی
ileac وابسته به روده دراز
repose دراز کشیدن غنودن
porrect دراز کردن جلوگذاردن
long term memory حافطه دراز مدت
long necked flask بالن گردن دراز
long horned grasshopper ملخ شاخک دراز
deferred liability دیون دراز مدت
weeded دراز و لاغر پوشاک
weeding دراز و لاغر پوشاک
longer-term دوره دراز مدت
tirades سخنرانی دراز وشدیداللحن
tirade سخنرانی دراز وشدیداللحن
ileal وابسته به روده دراز
secular trend روند دراز مدت
scolopax جنس نوک دراز
grallatorial وابسته به دراز پایان
scoldpaceous مانند نوک دراز
to make old bones عمر دراز کردن
godwit نوک دراز ابی
to live a long life عمر دراز کردن
ileitis اماس روده دراز
ringtail تلیله نوک دراز
reach دراز کردن دست
rangy ولگرد پا دراز و لاغر
longevous دارای عمر دراز
hatchet face صورت دراز وباریک
full bottomed دارای دنباله دراز
long lived دارای عمر دراز
chatterboxes ادم روده دراز
mongoose میمون پوزه دراز
mygale موش پوزه دراز
long haul <idiom> مسافت دراز یا سفرکردن
mongooses میمون پوزه دراز
kick around <idiom> دراطراف دراز کشیدن
gibbon میمون دراز دست
interminably بطور بسیار دراز
chaises longues نوعی نیمکت دراز
paidle یکجوربیل دسته دراز
orangutan بوزینه دست دراز
windbag نطاق روده دراز
long lived دراز عمر معمر
long-lived دارای عمر دراز
windbags نطاق روده دراز
verbosity دراز نویسی پرگویی
extended pole piece قطبک دراز شده
chatterbox ادم روده دراز
lanternjaws ارواره دراز و لاغر
orangoutang بوزینه دست دراز
abusive ناسزاوار زبان دراز
verbose دراز نویس درازگو
chaise longue نوعی نیمکت دراز
longicorn دارای شاخک دراز
longhorn گاو شاخ دراز
daddy-long-legs بابا لنگ دراز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com