Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
All is not gold that glitters.
<proverb>
هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
Other Matches
unwanted
آنچه لازم نیست
used
آنچه جدید نیست
lightweight
آنچه سنگین نیست
lightweights
آنچه سنگین نیست
hidden
آنچه قابل دیدن نیست
comparable
آنچه قابل مقایسه نیست
irretrievable
آنچه قابل بازگشت نیست
peripheral
آنچه ضروری نیست یا متصل به چیز دیگری است
illegal
آنچه قانونی نیست یا مخالف قانون و قوانین باشد
winchester disk
دیسک سخت کوچک در یک واحد بسته که وقتی پر است یا لازم نیست , قابل جدا شدن از کامپیوتر نیست
step frame
استفاده از رشته ویدیویی به صورت یک فریم در هر لحظه برای زمانی که کامپیوتر قوی نیست یا آن قدر سریع نیست که تصاویر بلادرنگ را نشان دهد
transparent
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparently
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
leaving files open
به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
his parentage isunknown
اصل و نسبتش معلوم نیست پدرو مادرش معلوم نیست کی هستند
fixes
داده نوشته شده روی فایل یا صفحه نمایش برای اطلاع رسانی یا بیان مشخصات و آنچه قابل تغییر توسط کاربر نیست
fix
داده نوشته شده روی فایل یا صفحه نمایش برای اطلاع رسانی یا بیان مشخصات و آنچه قابل تغییر توسط کاربر نیست
it is past all hope
جای هیچ امیدواری نیست هیچ امیدی نیست
it is inexpedient to reply
پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
storage
می نیست
isn't
نیست
secondary
نیست
it is well enough
بد نیست
temporary storage
می نیست
Plug and Play
یچ نیست
aint
نیست
he takes no notice of it
نیست
he is not of our number
از ما نیست
It's not new.
نو نیست.
auxiliaries
نیست
auxiliary
نیست
you are written
حق با شما نیست
my health is tolerable
حالم بد نیست
niet le fait
کار او نیست
no hurry
عجلهای نیست
Such is not the case . That is not so.
اینطور نیست
It is all right . It is o. k.
طوری نیست
sacred cow
<idiom>
چارهای نیست
no sweat
<idiom>
مشکلی نیست
There is nothing wrong with you . You are all right .
هیچیت نیست
I dont remember ( recall ) .
یادم نیست
it's only me
کسی نیست
He is not man enough to do it . He is not the man for it . He hasnt got the guts to do it .
مردش نیست
it needs not
لازم نیست
it lies beyond his competence
در صلاحیت او نیست
ought not
شایسته نیست
no wonder
<idiom>
تعجبی نیست
It is not advisable . It is inexpedient.
صلاح نیست
needn't
لازم نیست
It's not new.
جدید نیست.
There is no hot water
آب گرم نیست.
to make no mention of
ذکری از ان نیست
thereis no end to it
انراپایانی نیست
It cant be helped.
چاره ای نیست
there is no hurry
شتابی نیست
there is no hurry
عجلهای نیست
the ice is treach erous
یخ محکم نیست
that is wrong
درست نیست
that is not it
این نیست
that depends
معلوم نیست
He goes on and on . He is most persistent .
ول کن معامله نیست
static
که پویا نیست
no trouble
زحمتی نیست
he is a bad husband
صرفه جو نیست
he is out of huomor
سر دماغ نیست
inextinct
نیست نشده
he knows a thing or two
بی تجربه نیست
he is rather i. than sick
ناخوش نیست
Nevermind!
مهم نیست !
cold is merely privative
گرما نیست
close the door please
اگرزحمت نیست
it has escaped my remembrance
یاد نیست
he is out of huomor
سر خلق نیست
he is not in it
داخل نیست
he has nothing in him
کسی نیست
he is none of my friends
او از دوستان من نیست
it is immaterial
چیزی نیست
he is not willing to go
نیست برود
he is out of his senses
بهوش نیست
no object
چیزی نیست
no matter
چیزی نیست
dont mention it
چیزی نیست
it is not half bad
هیچ بد نیست
nihilism
نیست انگاری
it is not in good workingorder
دایر نیست
it is unnecessary
لازم نیست
it is nothing out of the way
غریب نیست
it is unsuitable
مناسب نیست
i do not have it in me
از من ساخته نیست
if you please
اگرزحمت نیست
walnut
درخت گردو چوب گردو
walnuts
درخت گردو چوب گردو
i dont care a pin
مرا پروایی نیست
he is indisposed to go
اماده رفتن نیست
There is no reason (cause) for worry (concern)
جای نگرانی نیست
iam pretty well
نسبه حالم بد نیست
There is no room for doubt.
جای تردید نیست
It is not known yet . It is not settled yet .
هنوز معلوم نیست
It might be a good idea for you to come .
بد نیست شما هم بیایید
He is nobody. He is a nonentity.
داخل آدم نیست
It cant be all that bad.
نه بابا اینقدر هم بد نیست
he is not of that stamp
ازان جنس نیست
he is nod
اهل انظباط نیست
if you dont object
اگر مانعی نیست
The subject under discrssion .
موضوعی که مطرح نیست
He does not belong here.
جای ؟ واینجا نیست
It is nothing to speak of .
چیز قابلی نیست
It is not possible ( feasible , practicable) .
اینکار عملی نیست
She takes no thought for tomorrow .
بفکر فردایش نیست
It is not to your advantage.
مقرون بصرفه نیست
It cannot be trifled with . It is no joking matter.
شوخی بردار نیست
oughtn't
نبایستی شایسته نیست
I dont have the slightest(faintest)idea.
روحم خبردار نیست
he is unable to speak
قادربسخن گفتن نیست
She couldnt care less . she is totally unconcerned .
عین خیالش نیست
It is beyond repair. It cannot be put right.
درست شدنی نیست
He couldnt care less. He doesnt give (care)a damn.
عین خیالش نیست
he is unequal to the task
مرد اینکار نیست
His honest is beyond question.
دردرستی اوحرفی نیست
I cant help it. It is beyond my control.
دست خودم نیست
She is romantically inclined. She i8s game.
از دو حال خارج نیست
To her , abI'llon tomans is a mere trifle .
قابل نوشیدن نیست
This isn't fresh.
این تازه نیست.
i am out of sorts
حالم خوب نیست
it is unsatisfactory
رضایت بخش نیست
it is not a picnic
کار اسانی نیست
it is never the worse
دیگر بدتر که نیست
clara
هدف موجود نیست
no one is here
هیچکس اینجا نیست
it is never the worse
هیچ بدتر نیست
rast
هیج همچوچیزی نیست
it is inadvisable to say that
گفتن ان مقتضی نیست
it is inadvisable to say that
گفتن ان مصلحت نیست
he is not willing to go
مایل برفتن نیست
that in nothing to me
پیش من چیزی نیست
i am out of sorts
خلقم بجا نیست
needle point to say
لازم نیست بشمابگویم که
wrongs
پیام صحیح نیست
wronging
پیام صحیح نیست
wrong
پیام صحیح نیست
it tells its own tale
نیازمند به توضیح نیست
an illegible writing
خطی که خوانا نیست
it is not very hard
چندان سخت نیست
it is not subject to review
دران روا نیست
means are not a
وسایل فراهم نیست
needle point to say
احتیاج بگفتن نیست
it is not a to go tncre
رفتن انجامصلحت نیست
that is no bed of roses
اش دهن سوزی نیست
that is no great work
کار بزرگی نیست
there is no question but that.
شکی نیست که) .00000
it does not s. the condition
واجدان شرایط نیست
thereis no end to it
انتهای برای ان نیست
it does not befit me to
شایسته من نیست که مرانشاید که
to put out of the way
سربه نیست کردن
it does not befit his state
در خور شان او نیست
isn't he there
ایا او اینجا نیست
is it not
ایا چنین نیست
you need not fear
لازم نیست بترسید
It is not fair that . . .
آخر انصاف نیست که …
there is no mistaking
جای اشتباه نیست
it goes without saying
نیازمند بگفتن نیست
that is not fair
این انصاف نیست
this is not fair
این انصاف نیست
it is beyond retrieve
جبران پذیر نیست
that is not my a
این کارمن نیست
that is not the case
مطلب چنین نیست
that is not the question
موضوع این نیست
that is not the word for it
لغتش این نیست
that is taken for granted
محتاج بدلیل نیست
the house is occupied
خانه خالی نیست
it goes without saying
محتاج بذکر نیست
he is indisposed to go
مایل نیست برود
There's more to come.
<idiom>
این همش نیست.
you're telling me
<idiom>
احتیاج نیست به من بگی
He is not to blame for this.
تقصیر او
[مرد ]
نیست.
no reply necessary
[NRN]
نیازی به پاسخ نیست.
He is a quitter .
مرد میدان نیست
It is not economical.
مقرون به صرفه نیست.
There are plenty of other fish in the sea.
<idiom>
<proverb>
آدم قحطی نیست.
This isn't mine.
این مال من نیست.
This isn't clean.
این تمیز نیست.
The scales are not even .
ترازو میزان نیست
That's not so!
داستان اینطوری نیست!
no such thing
هیچ همچو چیزی نیست
nothing of the sort
هیچ همچو چیزی نیست
nothing of that sort
هیچ همچو چیزی نیست
ne'er do well
ادمی که امیدبهبودی برایش نیست
None of your business.
[این]
به شما مربوط نیست.
It's not about you!
این در مورد شما نیست!
libertine
کسیکه پابند مذهب نیست
libertines
کسیکه پابند مذهب نیست
nojoy
موفقیتی نیست موفق نشدم
there is no occasion for fear
جای هیچ ترس نیست
they are of a doubtful paterni
اصل انها معلوم نیست
no two leaves are identical
هیچ دوبرگی یکجور نیست
thereis not a p of truth init
ذرهای راستی دران نیست
that is no bed of roses
شیره گلو سوزی نیست
he has an axe to grind
سلام لربی طمع نیست
there is no limit to it
حدی بران متصور نیست
not at all
هیچ همچو چیزی نیست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com