English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 161 (9 milliseconds)
English Persian
dock dues هزینههای لنگرگاه
Search result with all words
docl pass گواهی که پس از پرداخت هزینههای لنگرگاه به صاحب کشتی داده میشود
Other Matches
tangible costs هزینههای محسوس هزینههای مرئی هزینههای عینی
differential cost analysis تحلیل هزینههای تفاضلی سیستمی که در ان هزینههای روشهای مختلف برسی میگردد
business expenses هزینههای کار و کسب هزینههای شرکت
production overheads هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
capital outlays هزینههای تاسیساتی هزینههای سرمایهای
ordering costs هزینههای سفارش هزینههای مربوط به سفارش
aggregate expenditures هزینههای کل
harboring لنگرگاه
harbored لنگرگاه
berths لنگرگاه
harbourage لنگرگاه
berthing لنگرگاه
harbors لنگرگاه
harbours لنگرگاه
harbouring لنگرگاه
harboured لنگرگاه
harbour لنگرگاه
berthed لنگرگاه
harborage لنگرگاه
anchorage لنگرگاه
dockage لنگرگاه
haven لنگرگاه
port لنگرگاه
piers لنگرگاه
pier لنگرگاه
anchorages لنگرگاه
port complex لنگرگاه
berth لنگرگاه
docks لنگرگاه
docked لنگرگاه
dock لنگرگاه
harbor لنگرگاه
increasing cost هزینههای فزاینده
on costs هزینههای غیرمستقیم
increasing cost هزینههای صعودی
incidental expenses هزینههای واقعی
government expenditures هزینههای دولت
implicit costs هزینههای ضمنی
fixed costs هزینههای سرمایهای
design costs هزینههای طراحی
implicit costs هزینههای نامرئی
fixed costs هزینههای ثابت
financial expenses هزینههای مالی
joint costs هزینههای مشترک
material costs هزینههای مواد
preliminary expenses هزینههای ابتدائی
prime costs هزینههای اولیه
real costs هزینههای واقعی
selling costs هزینههای فروش
standard costs هزینههای استاندارد
standard costs هزینههای نرمال
storage costs هزینههای انبارداری
sunk cost هزینههای اضافی
supplementary costs هزینههای مکمل
preliminary expenses هزینههای مقدماتی
pilot charges هزینههای راهنما
national expenditures هزینههای ملی
operational costs هزینههای عملیاتی
overhead costs هزینههای بالاسری
supplementary costs هزینههای اضافی
overhead costs هزینههای اضافی
overhead costs هزینههای حاشیهای
overhead costs هزینههای عمومی
personal outlays هزینههای شخصی
transaction costs هزینههای معاملاتی
competition cost هزینههای رقابتی
capital charges هزینههای سرمایه
overheads هزینههای بالاسری
overheads هزینههای عمومی
capital expenditure هزینههای سرمایهای
capital expenditures هزینههای سرمایهای
consumption expenditures هزینههای مصرفی
capital outlays هزینههای تاسیساتی
comparative costs هزینههای نسبی
building costs هزینههای ساختمان
bank charges هزینههای بانکی
bank charge هزینههای بانکی
anchor dues هزینههای لنگر
spillover costs هزینههای خارجی
deferred charges هزینههای انتقالی
freight charges هزینههای حمل
aerial port لنگرگاه هوایی
levee بند لنگرگاه
longshoremen باربر لنگرگاه
anchorage buoy بویه لنگرگاه
longshoreman باربر لنگرگاه
longshorement باربر لنگرگاه
roadstead لنگرگاه باز
dock yard محوطه لنگرگاه
anchorages باج لنگرگاه
docker کارگر لنگرگاه
dock receipt رسید لنگرگاه
dockers کارگر لنگرگاه
anchorage باج لنگرگاه
dock warrant رسید لنگرگاه
stevedoring charges هزینههای بارگیری وباراندازی
recurring costs هزینههای تکرار شونده
opportunity cost هزینههای کالای تولیدی
outlays هزینههای سرمایهای مخارج
selling costs هزینههای فروش کالا
surcharge درصد هزینههای اضافی
unliquidated obligation هزینههای پرداخت نشده
surcharges درصد هزینههای اضافی
taxation of costs ارزیابی هزینههای دعوی
increasing cost industry صنایع با هزینههای افزایشی
loading participation in profits هزینههای مشارکت در سود
handling charges هزینههای جابجایی کالا
constant cost industry صنعت هزینههای ثابت
avoidable costs هزینههای قابل اجتناب
cost category هزینههای انجام شده
berths اطاق کشتی لنگرگاه
berthing اطاق کشتی لنگرگاه
berthed اطاق کشتی لنگرگاه
berth اطاق کشتی لنگرگاه
wharf لنگرگاه لنگر انداختن
advanced fleet anchorage لنگرگاه مقدم ناوگان
wharves لنگرگاه لنگر انداختن
roadstead لنگرگاه دور از ساحل
roadstead لنگرگاه بدون حفاظ
wharfinger صاحب لنگرگاه یابارانداز
leave the anchorage ترک کردن لنگرگاه
wharfs لنگرگاه لنگر انداختن
pad the bill <idiom> اضافه شدن هزینههای کاذب
contango هزینههای دیرکرد خرید سهم
cost analysis تجزیه تحلیل هزینههای کار
unforeseen expenses هزینههای پیش بینی نشده
analysis یات هزینههای محصول جدید
privy purse اعتبارمخصوص هزینههای خصوصی پادشاه
life cycle costs هزینههای دوره عمر یک محصول
average cost میانگین هزینههای تولیدی هر واحد
secondary costs هزینههای غیر مستقیم یاثانوی
ordering costs هزینههای مربوط به سفارش کالا
dry dock استخر تعمیر کشتی در لنگرگاه
dry docks استخر تعمیر کشتی در لنگرگاه
harbour master مسئول بندر متصدی لنگرگاه
docl pass گواهی ورود به لنگرگاه یاخروج از ان
dock charges هزینههای حوض dock-dues : syn
fixed costs هزینههای که وابسته به حجم تولید نمیباشد
discounted cash flow ارزش فعلی پرداختها و هزینههای اتی
wharfinger مامور اسکله یا برانداز رئیس لنگرگاه
correlation جدول نسبت بین هزینههای متغیر تولید
dock warrant سند مالکیت کالای موجود در انبار لنگرگاه
marina لنگرگاه یاحوضچه مخصوص توقف قایقهای تفریحی
marinas لنگرگاه یاحوضچه مخصوص توقف قایقهای تفریحی
contingent fund اعتبار هزینههای پیش بینی نشده ذخیره احتیاطی
loading for contingencies کارمزدی که بابت هزینههای احتمالی به حق بیمه اضافه میشود
boat train ترنی که کارش بردن مسافر به لنگرگاه کشتیها است
boat trains ترنی که کارش بردن مسافر به لنگرگاه کشتیها است
dock receipt رسیدی که مسئول لنگرگاه پس ازدریافت کالا صادر میکند
direct materials costs هزینههای مواد اولیهای که مستقیما در کالا بکار برده میشود
deferred expense هزینههای پیش بینی شدهای که هنوز موعد پرداختشان نرسیده است
crowding out effect نرخ بهره را بالامیبرد و سبب کاهش هزینههای سرمایه گذاری خصوصی در اقتصاد میشود
demurrage هزینه معطلی در حمل با قطار یا کشتی هزینههای معطلی
engels law ارتباط بین درامدو هزینههای مصرفی که اولین بار بوسیله امارشناس المانی قرن نوزدهم ارنست انگل مورد بررسی قرار گرفت
berthing capacity فرفیت تخلیه بار لنگرگاه فرفیت اسکله
cost fraction نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
holding area منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
piled ستون ستون لنگرگاه
pile ستون ستون لنگرگاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com