English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 50 (4 milliseconds)
English Persian
prima ballerina هنرپیشه اول بالت
prima ballerinas هنرپیشه اول بالت
Other Matches
choreographing طرح رقص یا بالت را ریختن درحال رقص یا بالت بودن
choreographs طرح رقص یا بالت را ریختن درحال رقص یا بالت بودن
choreographed طرح رقص یا بالت را ریختن درحال رقص یا بالت بودن
choreograph طرح رقص یا بالت را ریختن درحال رقص یا بالت بودن
ballet بالت
ballets بالت
danseuse رقاصه بالت
ballerinas رقاصه بالت
ballerina رقاصه بالت
glissade سرخوردن در بالت
balletomane شیفته رقص بالت
balletomania عشق یا جنون نسبت به بالت
actor هنرپیشه
actors هنرپیشه
thespian هنرپیشه
thespians هنرپیشه
an aspiring actress هنرپیشه ای [زن] نامجو
scene stealer هنرپیشه خودنما
playact هنرپیشه شدن
craftsmen هنرپیشه صنعت گر
premiering هنرپیشه برجسته
artists هنرپیشه صنعتگر
artist هنرپیشه صنعتگر
craftsman هنرپیشه صنعت گر
premiered هنرپیشه برجسته
premieres هنرپیشه برجسته
premiers هنرپیشه برجسته
premier هنرپیشه برجسته
premiere هنرپیشه برجسته
stand-in جانشین هنرپیشه شدن
stand in جانشین هنرپیشه شدن
player هنرپیشه بازیکن ورزشی
mimer هنرپیشه مقلد وکمیک
stand-ins جانشین هنرپیشه شدن
auditions ازمایش هنرپیشه سامعه
auditioning ازمایش هنرپیشه سامعه
auditioned ازمایش هنرپیشه سامعه
audition ازمایش هنرپیشه سامعه
comedian هنرپیشه نمایشهای خنده دار
comedians هنرپیشه نمایشهای خنده دار
tiring room محل تعویض لباس هنرپیشه
tiring house محل تعویض لباس هنرپیشه
mummer هنرپیشه صامت بازیگر نقابدار ایام نوئل
leading man هنرپیشه مرد اول نمایش یافیلم سینمایی
divertissement بالت یا نمایش بین پردههای نمایش
character actor هنرپیشه ای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
understudy هنرپیشه علی البدل شدن عضو علی البدل
understudies هنرپیشه علی البدل شدن عضو علی البدل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com