Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
colubrine
وابسته بخانواده مارهای بی زهر
Other Matches
psittaceous
وابسته بخانواده طوطی
psittaccous
وابسته بخانواده طوطی
meloid
وابسته بخانواده سوسکهای روغنی
fringilline
وابسته بخانواده سهره سهرهای
cornaceous
وابسته بخانواده زغال اخته
batrachian
وابسته بخانواده غوک ذوحیات
coniferous
جوزاور- جوزدار- وابسته بخانواده کاج
reduviid
وابسته بخانواده نیم بالان خون اشاک
mamba
مارهای زهردارمناطق گرمسیر
constrictor
انواع مارهای >بوا<
king's yellow
مارهای صیادجوندگان امریکای مرکزی
king snake
انواع مارهای جنس Lampropeltis
mongoose or mun
که مارهای زهردارمی کشد و بخودش اسیبی نمیرسد
clanship
پیوستگی بخانواده خود
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associates
وابسته وابسته کردن
associating
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
contingents
وابسته
elysian
وابسته به
federating
وابسته
of kin
وابسته
appurtenant
وابسته
syncop
وابسته به غش
subordinated
وابسته
attributable
وابسته به
subordinate
وابسته
subordinating
وابسته
subordinates
وابسته
diphtheric
وابسته به
relative
وابسته
attendants
وابسته
dependants
وابسته
congenerous
وابسته
plantar
وابسته به کف پا
affiliating
وابسته
cephalic
وابسته به سر
affiliated
وابسته
affiliate
وابسته
related
وابسته
dependant
وابسته
dependent
وابسته
attendant
وابسته
tuitionary
وابسته به
belonging
وابسته ها
comprador
وابسته
affiliates
وابسته
thereof
وابسته به ان
commissarial
وابسته به
aquatic
وابسته به اب
riverrine
وابسته به
monitorial
وابسته به
pertinent
وابسته
thereof=of that
وابسته به ان
elfin
وابسته به جن
attache
وابسته
messianic
وابسته به
wedded
وابسته
sexual organs
وابسته به
pertianing
وابسته
cantabrigian
وابسته به
levitical
وابسته به
akin
وابسته
interdependent
وابسته
adjectives
وابسته
pyrexic
وابسته به تب
pyrexial
وابسته به تب
attached
وابسته
adjective
وابسته
pyretic
وابسته به تب
israelitish
وابسته به
contingent
وابسته
pertaining
وابسته
correspondents
وابسته
correspondent
وابسته
febile
وابسته به تب
federate
وابسته
federated
وابسته
federates
وابسته
hanger on
وابسته
relevant
وابسته
germane
وابسته
carpal
وابسته به مچ
surgical
وابسته به جراحی
rectorial
وابسته به rector
piscatorial
وابسته به ماهیگیری
associated company
شرکت وابسته
periclean
وابسته به پریکلس
aesculapian
وابسته به دارگونه طب
astronautical
وابسته به فضانوردان
aerological
وابسته بهواشناسی
affiliated company
شرکت وابسته
ranine
وابسته به وزغ
rectal
وابسته به مقعد
air attache
وابسته هوایی
altitudinal
وابسته به اوج
attache
وابسته نظامی
photic
وابسته به تولیدنور
matrimonial
وابسته به عروسی
maritime
وابسته بدریانوردی
aortal
وابسته بشاهرگ
peruvian
وابسته به پرو
petiolar
وابسته به برگدم
petrologic
وابسته به سنگ
aortic
وابسته بشاهرگ
pharyngal
وابسته به گلوگاه
oracular
وابسته به وحی
pharmacologic
وابسته بداروشناسی
sexed
وابسته به تذکیروتانیث
archimedean
وابسته به ارشمیدس
perlitic
وابسته به مروارید
perigeal
وابسته به حضیضی
perigean
وابسته به حضیضی
analphabetic
وابسته به بیسوادی
jugular
وابسته بوریدوداجی
army attache
وابسته زمینی
army attache
وابسته نظامی
jugulars
وابسته بوریدوداجی
photic
وابسته به نوروروشنایی
anginal
وابسته به گلودرد
antichristian
وابسته به دجال
pharisaic
وابسته به فریسی
pygmean
وابسته به پیگمی ها
human
وابسته بانسان
humans
وابسته بانسان
pythian
وابسته به "اپولو"
structural
وابسته به ساختمان
structural
وابسته به بنا
homicidal
وابسته به ادمکشی
structurally
وابسته به ساختمان
structurally
وابسته به بنا
subversion
وابسته به خرابکاری
social
وابسته بجامعه
presbyterial
وابسته به کشیش ها
planetary
وابسته به سیاره
focal
وابسته بکانون
press attache
وابسته مطبوعاتی
pygmaean
وابسته به پیگمی ها
oratorical
وابسته به سخنرانی
programmatic
وابسته به پروگرام
promethean
وابسته به پرومیتوس
pyrrhic
وابسته به " پیروس "
menstrual
وابسته به قاعده گی
vital
وابسته بزندگی
vital
وابسته به زندگی
investigatory
وابسته به رسیدگی
scientific
وابسته بعلم
pubertal
وابسته به بلوغ
puberal
وابسته به بلوغ
porcine
وابسته بخوک
psychologic
وابسته به روانشناسی
psychiatric
وابسته به روانپزشکی
municipal
وابسته بشهرداری
seminal
وابسته به منی
provencal
وابسته بشهر
ethnic
وابسته به نژادشناسی
ethnicity
وابسته به نژادشناسی
prefectorial
وابسته به اداری
prefectoral
وابسته به اداری
pocky
وابسته به ابله
plumbous
وابسته به سرب
generic
وابسته به تیره
solar
وابسته بخورشید
photographic
وابسته به عکاسی
pleural
وابسته به شامه شش
platinic
وابسته به پلاتین
landed
وابسته بزمین
emotive
وابسته به احساسات
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com