English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
proboscidean وابسته بخرطوم داران عاجدار
proboscidian وابسته بخرطوم داران عاجدار
Other Matches
ctenophoran وابسته بشانه داران جانور شانه دار
vertebrata مهره داران
proboscidean or ian خرطوم داران
ctenophora شانه داران
men of property ملک داران
ctenophore شانه داران
farmers مزرعه داران
moneyed interest پول داران
arthropoda بند داران
the faithful ایمان داران
euciliate مژه داران حقیقی
riflecorps تفنگ داران داوطلب
joint tenants اجاره داران مشترک
intervertebral بین مهره داران
thallophyte از جنس ریسه داران
centrum مرکز بدن مهره داران
class q allotment کسورات حق مسکن درجه داران
troop housing کوی درجه داران یا افراد
naris سوراخ بینی مهره داران
toes انگشت پای مهره داران جای پا
toe انگشت پای مهره داران جای پا
Wall Street مرکز بانکها و سرمایه داران نیویورک
premaxilla استخوان جلو ارواره زیرین مهره داران
reefers لباس دانشجویان و درجه داران نیروی دریایی یخچال
reefer لباس دانشجویان و درجه داران نیروی دریایی یخچال
stalag بازداشتگاه افسران و درجه داران زمان جنگ درالمان
baltic exchange اتحادیه کشتی داران و تجار وواسطههای ذغال و الوار ودانه
leet دادگاهی که تیول داران سالی یا ششماه یکبار برپا می کردند
germinal area قسمتی از پلاستودرم که جنین اصلی مهره داران را تشکیل میدهد
yaght club باشگاه تفریحی قایق داران برای انجام مسابقه بین اعضا
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
micronucleus یکی از دوهسته کوچکتر مرکزی مژه داران که رویش جانور را تحت کنترل دارد
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
shoulder patch درجه روی بازوی درجه داران
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
dictatorship of proletariat اصطلاحی است که بوسیله کارل مارکس برای توصیف مرحلهای از سوسیالیسم بکار برده شد .در این مرحله طبقه بورژوا یا سرمایه داران قدرت را از دست می دهند و کارگران قدرت را دراختیار می گیرند .
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
associated وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
tuitionary وابسته به
commissarial وابسته به
comprador وابسته
congenerous وابسته
attendants وابسته
attributable وابسته به
attendant وابسته
belonging وابسته ها
dependent وابسته
pertaining وابسته
elfin وابسته به جن
pyrexic وابسته به تب
pyretic وابسته به تب
monitorial وابسته به
dependant وابسته
dependants وابسته
diphtheric وابسته به
attached وابسته
pyrexial وابسته به تب
germane وابسته
elysian وابسته به
of kin وابسته
sexual organs وابسته به
plantar وابسته به کف پا
federate وابسته
federated وابسته
affiliating وابسته
federating وابسته
affiliates وابسته
affiliated وابسته
affiliate وابسته
attache وابسته
related وابسته
pertinent وابسته
syncop وابسته به غش
appurtenant وابسته
pertianing وابسته
cephalic وابسته به سر
interdependent وابسته
carpal وابسته به مچ
adjective وابسته
adjectives وابسته
cantabrigian وابسته به
akin وابسته
thereof=of that وابسته به ان
federates وابسته
aquatic وابسته به اب
riverrine وابسته به
thereof وابسته به ان
levitical وابسته به
wedded وابسته
correspondents وابسته
relative وابسته
subordinated وابسته
subordinating وابسته
correspondent وابسته
israelitish وابسته به
subordinates وابسته
hanger on وابسته
subordinate وابسته
febile وابسته به تب
relevant وابسته
contingents وابسته
messianic وابسته به
contingent وابسته
landed وابسته بزمین
internuptial وابسته به عروسی
interoceptive وابسته به احشاء
emotive وابسته به احساسات
pancreatic وابسته به لوزالمعده
degenerative وابسته به انحطاط
piscatory وابسته به صیدماهی
acoustical وابسته به شنوایی
gular وابسته به مری
gutturo nasal وابسته بگلووبینی
naval وابسته به کشتی
inspectoral وابسته به بازرس ها
predial or prae وابسته به زمین
maritime وابسته بدریانوردی
marine وابسته به دریانوردی
marines وابسته به دریانوردی
connubial وابسته به زناشویی
intercollegiate وابسته بکالج ها
potamic وابسته به رودها
materialistic وابسته به مادیات
paralytic وابسته به فلج
generic وابسته به تیره
haemic وابسته بخون
paralytics وابسته به فلج
interferential وابسته به دخالت
inner directed درون وابسته
pocky وابسته به ابله
adipic وابسته به چربی
piscatorial وابسته به ماهیگیری
analphabetic وابسته به بیسوادی
glandulose وابسته به غدد
anginal وابسته به گلودرد
antichristian وابسته به دجال
aortal وابسته بشاهرگ
aortic وابسته بشاهرگ
isthmic وابسته به باریکه
photic وابسته به تولیدنور
gerontic وابسته به پیری
photic وابسته به نوروروشنایی
archimedean وابسته به ارشمیدس
army attache وابسته نظامی
army attache وابسته زمینی
pharyngal وابسته به گلوگاه
piscatorial وابسته به صیدماهی
glandulous وابسته به غدد
isthmian وابسته به باریکه
plumbous وابسته به سرب
gregorian وابسته به گریگوری
interrogatory وابسته به سئوال
aesculapian وابسته به دارگونه طب
affiliated company شرکت وابسته
pleural وابسته به شامه شش
air attache وابسته هوایی
platinic وابسته به پلاتین
altitudinal وابسته به اوج
iranian وابسته به ایران
iraqi وابسته به عراق
pistillary وابسته به مادگی گل
piscatory وابسته به ماهیگیری
gnomonic وابسته به شاخص
irrigational وابسته به ابیاری
pharmacologic وابسته بداروشناسی
inhibitive وابسته به جلوگیری
aerological وابسته بهواشناسی
investigatory وابسته به رسیدگی
hyperbolic وابسته به هذلولی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com