Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
choric
وابسته بدسته خوانندگان
Other Matches
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
franciscan
وابسته بدسته راهبان فرقه فرانسیس مقدس
the a of a book
خوانندگان کتابی
chorale
دسته خوانندگان
choir
دسته خوانندگان
quire
دسته خوانندگان
choral
دسته خوانندگان
choir
گروه خوانندگان
chorale
دسته سرایندگان مجموعه خوانندگان
chorused
هم سرایی کردن دسته خوانندگان
choruses
هم سرایی کردن دسته خوانندگان
chorusing
هم سرایی کردن دسته خوانندگان
chorus
هم سرایی کردن دسته خوانندگان
chorister
اوازه خوان جزو دسته خوانندگان
octet
دسته خوانندگان یانوازندگان هشت نفری
choristers
اوازه خوان جزو دسته خوانندگان
karaite
عضو تیرهای ازیهودکه تنهانص توریه راقبول دارند....یعنی خوانندگان
agony aunt
شخصیکهدر ستونیاز روزنامه مطلبمینویسد کهدر آن پاسخ مشکلات و نامههای خوانندگان طرح میشود
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
Netscape Navigator
یکی از جستجوگران معروف www که هنوز هم در بازار مط رح است شامل خصوصیات بسیاری از قبیل خوانندگان جدید و نیز تامین برنامههای java است
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associating
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
subordinate
وابسته
interdependent
وابسته
cantabrigian
وابسته به
pertinent
وابسته
levitical
وابسته به
elfin
وابسته به جن
attache
وابسته
cephalic
وابسته به سر
adjective
وابسته
subordinated
وابسته
subordinates
وابسته
subordinating
وابسته
appurtenant
وابسته
akin
وابسته
thereof=of that
وابسته به ان
adjectives
وابسته
dependant
وابسته
dependants
وابسته
related
وابسته
aquatic
وابسته به اب
comprador
وابسته
pertianing
وابسته
pyrexial
وابسته به تب
syncop
وابسته به غش
pyrexic
وابسته به تب
attendants
وابسته
attendant
وابسته
commissarial
وابسته به
congenerous
وابسته
tuitionary
وابسته به
carpal
وابسته به مچ
affiliate
وابسته
affiliated
وابسته
affiliates
وابسته
hanger on
وابسته
affiliating
وابسته
pertaining
وابسته
germane
وابسته
riverrine
وابسته به
israelitish
وابسته به
relative
وابسته
of kin
وابسته
contingents
وابسته
elysian
وابسته به
correspondent
وابسته
federate
وابسته
federated
وابسته
febile
وابسته به تب
dependent
وابسته
correspondents
وابسته
monitorial
وابسته به
diphtheric
وابسته به
plantar
وابسته به کف پا
belonging
وابسته ها
attached
وابسته
messianic
وابسته به
pyretic
وابسته به تب
wedded
وابسته
attributable
وابسته به
sexual organs
وابسته به
relevant
وابسته
federates
وابسته
contingent
وابسته
federating
وابسته
thereof
وابسته به ان
municipal
وابسته بشهرداری
structurally
وابسته به بنا
corneal
وابسته به قرنیه
stomatic
وابسته بدهان
stomatal
وابسته به دهان
tutelary
وابسته بقیمومت
subversion
وابسته به خرابکاری
subordinate class
طبقه وابسته
focal
وابسته بکانون
planetary
وابسته به سیاره
commercial attache
وابسته تجاری
subunits
یکانهای وابسته
communistic
وابسته بکمونیسم
eleemosynary
وابسته به صدقه
scientific
وابسته بعلم
compunctious
وابسته به پشیمانی
undersurface
وابسته بزیرسطح
congestive
وابسته به تراکم
sudanese
وابسته به سودان
social
وابسته بجامعه
cufic
وابسته به کوفه
seminal
وابسته به منی
structurally
وابسته به ساختمان
specie
وابسته بسکه
human
وابسته بانسان
dependent variable
متغیر وابسته
dominical
وابسته بخداوند
dermatic
وابسته به زیرپوست
dipteran
وابسته به دوبالان
diphtheritic
وابسته به خناق
diaconal
وابسته بشماس
sculptural
وابسته به هنرپیکرتراشی
dioecious
وابسته به مگ س گیران
humans
وابسته بانسان
structural
وابسته به بنا
dependant variable
متغیر وابسته
deltaic
وابسته به دلتا
deathy
وابسته بمردن
eleemosinary
وابسته به صدقه
sorcerous
وابسته به جادوگری
ethnic
وابسته به نژادشناسی
diametral
وابسته بقطر
ethnicity
وابسته به نژادشناسی
soudanese
وابسته به soudan
cuticular
وابسته به پوست
cuttural attache
وابسته فرهنگی
cycloidal
وابسته به دایره
device dependent
وابسته به دستگاه
dramaturgic
وابسته به فن نمایش
stimulus bound
محرک- وابسته
darky
وابسته به نژادسیاه
structural
وابسته به ساختمان
attache
وابسته نظامی
aortic
وابسته بشاهرگ
time dependent
وابسته به زمان
tonsorial
وابسته به سلمانی
antichristian
وابسته به دجال
toplogic
وابسته به مکانشناسی
anginal
وابسته به گلودرد
analphabetic
وابسته به بیسوادی
altitudinal
وابسته به اوج
tibial
وابسته بدرشت نی
trigonometric
وابسته به مثلثات
thermometric
وابسته به گرماسنجی
astronautical
وابسته به فضانوردان
therof
وابسته بان
associated company
شرکت وابسته
army attache
وابسته زمینی
army attache
وابسته نظامی
archimedean
وابسته به ارشمیدس
trophic
وابسته بتغذیه
air attache
وابسته هوایی
totemic
وابسته به توتم
affiliated company
شرکت وابسته
landed
وابسته بزمین
trachean
وابسته به نای
marine
وابسته به دریانوردی
marines
وابسته به دریانوردی
connubial
وابسته به زناشویی
generic
وابسته به تیره
paralytics
وابسته به فلج
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com