Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
pliocene
وابسته بدوره پلیوسن
Other Matches
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
prepuberal
وابسته بدوره قبل از بلوغ
prebubertal
وابسته بدوره قبل از بلوغ
postglacial
وابسته بدوره بعد از عصریخ بندان
permian
وابسته بدوره زمین شناسی پرمیان
mesozoic
وابسته بدوره زمین شناسی بین " پرمیان " و " دوره سوم "
mesolithic
وابسته بدوره بین عصر حجر قدیم وجدید میانسنگی
preschool
وابسته بدوره پیش کودکستان کودکستان
pliocene
دوره پلیوسن
pithecanthropus
انسان اولیه میمون نمای دورهء پلیوسن که جمجمه اش در جاوه کشف شده
triassic
مربوط بدوره تریاسه
to hand down
بدوره بعدانتقال دادن
ci devant
متعلق بدوره سابق
Elizabethan
مربوط به بدوره ملکه الیزابت
prescientific
مربوط بدوره قبل از علوم جدید
Jacobean
مربوط بدوره سلطنت جیمزاول و دوم در انگلیس
kame
تپه کوچک متشکله ازسنگ وخاک اب اورد متعلق بدوره یخبندان
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associating
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
contingents
وابسته
attributable
وابسته به
affiliated
وابسته
affiliate
وابسته
contingent
وابسته
related
وابسته
subordinate
وابسته
of kin
وابسته
syncop
وابسته به غش
commissarial
وابسته به
plantar
وابسته به کف پا
pertinent
وابسته
affiliates
وابسته
thereof
وابسته به ان
congenerous
وابسته
belonging
وابسته ها
diphtheric
وابسته به
aquatic
وابسته به اب
dependent
وابسته
comprador
وابسته
dependant
وابسته
affiliating
وابسته
subordinated
وابسته
subordinates
وابسته
elysian
وابسته به
dependants
وابسته
subordinating
وابسته
monitorial
وابسته به
hanger on
وابسته
wedded
وابسته
israelitish
وابسته به
akin
وابسته
attached
وابسته
pertianing
وابسته
appurtenant
وابسته
cephalic
وابسته به سر
adjective
وابسته
pyrexic
وابسته به تب
pyrexial
وابسته به تب
adjectives
وابسته
attache
وابسته
relative
وابسته
interdependent
وابسته
cantabrigian
وابسته به
thereof=of that
وابسته به ان
sexual organs
وابسته به
federated
وابسته
relevant
وابسته
pyretic
وابسته به تب
pertaining
وابسته
carpal
وابسته به مچ
febile
وابسته به تب
correspondent
وابسته
correspondents
وابسته
germane
وابسته
attendant
وابسته
attendants
وابسته
tuitionary
وابسته به
riverrine
وابسته به
levitical
وابسته به
federating
وابسته
elfin
وابسته به جن
messianic
وابسته به
federate
وابسته
federates
وابسته
piscatorial
وابسته به صیدماهی
air attache
وابسته هوایی
adipic
وابسته به چربی
analphabetic
وابسته به بیسوادی
attache
وابسته نظامی
affiliated company
شرکت وابسته
aesculapian
وابسته به دارگونه طب
auditive
وابسته به شنوایی
peruvian
وابسته به پرو
aerological
وابسته بهواشناسی
pistillary
وابسته به مادگی گل
petiolar
وابسته به برگدم
archimedean
وابسته به ارشمیدس
pharmacologic
وابسته بداروشناسی
piscatorial
وابسته به ماهیگیری
pharyngal
وابسته به گلوگاه
photic
وابسته به نوروروشنایی
photic
وابسته به تولیدنور
aortal
وابسته بشاهرگ
aortic
وابسته بشاهرگ
natatory
وابسته به شنا
piscatory
وابسته به ماهیگیری
piscatory
وابسته به صیدماهی
associated company
شرکت وابسته
astronautical
وابسته به فضانوردان
petrologic
وابسته به سنگ
altitudinal
وابسته به اوج
army attache
وابسته زمینی
army attache
وابسته نظامی
pharisaic
وابسته به فریسی
anginal
وابسته به گلودرد
antichristian
وابسته به دجال
pocky
وابسته به ابله
vital
وابسته بزندگی
vital
وابسته به زندگی
investigatory
وابسته به رسیدگی
pythian
وابسته به "اپولو"
pyrrhic
وابسته به " پیروس "
scientific
وابسته بعلم
pubertal
وابسته به بلوغ
puberal
وابسته به بلوغ
psychologic
وابسته به روانشناسی
municipal
وابسته بشهرداری
seminal
وابسته به منی
provencal
وابسته بشهر
ethnic
وابسته به نژادشناسی
ethnicity
وابسته به نژادشناسی
promethean
وابسته به پرومیتوس
human
وابسته بانسان
humans
وابسته بانسان
menstrual
وابسته به قاعده گی
pygmaean
وابسته به پیگمی ها
rhinal
وابسته به بینی
jugular
وابسته بوریدوداجی
jugulars
وابسته بوریدوداجی
matrimonial
وابسته به عروسی
oracular
وابسته به وحی
surgical
وابسته به جراحی
rectorial
وابسته به rector
rectal
وابسته به مقعد
photographic
وابسته به عکاسی
solar
وابسته بخورشید
ranine
وابسته به وزغ
radio ulnar
وابسته به زندبالاوزندپائین
radio carpal
وابسته به زندبالاومچ
homicidal
وابسته به ادمکشی
psychiatric
وابسته به روانپزشکی
porcine
وابسته بخوک
pygmean
وابسته به پیگمی ها
programmatic
وابسته به پروگرام
structural
وابسته به بنا
potamic
وابسته به رودها
naval
وابسته به کشتی
maritime
وابسته بدریانوردی
marine
وابسته به دریانوردی
marines
وابسته به دریانوردی
connubial
وابسته به زناشویی
materialistic
وابسته به مادیات
paralytic
وابسته به فلج
paralytics
وابسته به فلج
generic
وابسته به تیره
landed
وابسته بزمین
plumbous
وابسته به سرب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com