Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
theological
وابسته بعلوم الهی
Other Matches
celestial
الهی
divine
الهی
divined
الهی
divines
الهی
divining
الهی
charisma
عطیه الهی
oracle
الهام الهی
theology
حکمت الهی
precepts of god
احکام الهی
oracles
الهام الهی
providence
مشیت الهی
agape
عشق الهی
acts of God
مشیت الهی
divine compassion
رحمت الهی
god's ordinace
مشیت الهی
doctor of d.
حکیم الهی
theosophy
حکمت الهی
act of God
مشیت الهی
jurisprudence
حقوق الهی
afflatus
وحی الهی
grace of god
موهبت الهی
monad
جوهر الهی
semidivine
نیمه الهی
under the shdow of god
بسایه خدا در فل الهی
free grace
توفیق بی منت الهی
numen
وجود الهی خدا
theologian
حکیم الهی خداشناس
theologians
حکیم الهی خداشناس
charism
عطیه الهی جذبه روحانی
providentially
از مشیت الهی من جانب الله
graced
فیض الهی بخشیدن تشویق کردن
physico theology
حکمت الهی موافق اصول طبیعی
graces
فیض الهی بخشیدن تشویق کردن
grace
فیض الهی بخشیدن تشویق کردن
gracing
فیض الهی بخشیدن تشویق کردن
absolutist
کسیکه معتقدبه قوای نامحدود الهی است
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
systematic theology
بخشی از علوم الهی که مذاهب مختلفه را جزئی ازیک حقیقت کل میداند
erastianism
سیستم فکری که وجود هرنوع منشاء الهی و اسمانی رابرای سلطنت و کلیسا نفی میکند
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associating
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
federate
وابسته
thereof
وابسته به ان
tuitionary
وابسته به
affiliating
وابسته
dependent
وابسته
elysian
وابسته به
syncop
وابسته به غش
attache
وابسته
subordinating
وابسته
hanger on
وابسته
related
وابسته
affiliates
وابسته
affiliated
وابسته
affiliate
وابسته
federated
وابسته
dependant
وابسته
attached
وابسته
pertinent
وابسته
federates
وابسته
federating
وابسته
appurtenant
وابسته
cantabrigian
وابسته به
attendant
وابسته
diphtheric
وابسته به
attendants
وابسته
plantar
وابسته به کف پا
dependants
وابسته
congenerous
وابسته
riverrine
وابسته به
pertaining
وابسته
carpal
وابسته به مچ
interdependent
وابسته
germane
وابسته
febile
وابسته به تب
israelitish
وابسته به
messianic
وابسته به
levitical
وابسته به
attributable
وابسته به
elfin
وابسته به جن
wedded
وابسته
cephalic
وابسته به سر
comprador
وابسته
commissarial
وابسته به
relative
وابسته
akin
وابسته
thereof=of that
وابسته به ان
of kin
وابسته
sexual organs
وابسته به
adjectives
وابسته
adjective
وابسته
relevant
وابسته
pertianing
وابسته
pyretic
وابسته به تب
pyrexial
وابسته به تب
aquatic
وابسته به اب
pyrexic
وابسته به تب
contingents
وابسته
contingent
وابسته
monitorial
وابسته به
correspondent
وابسته
correspondents
وابسته
subordinate
وابسته
belonging
وابسته ها
subordinates
وابسته
subordinated
وابسته
nasal
وابسته به بینی
nasal
وابسته به منخرین
ethnologic
وابسته به نژادشناسی
pessimistic
وابسته به بدبینی
mission
وابسته به ماموریت
metatarsal
وابسته بمشط پا
structural
وابسته به بنا
structurally
وابسته به بنا
focal
وابسته بکانون
ethnical
وابسته به نژادشناسی
planetary
وابسته به سیاره
oratorical
وابسته به سخنرانی
structurally
وابسته به ساختمان
programmatic
وابسته به پروگرام
social
وابسته بجامعه
subversion
وابسته به خرابکاری
missions
وابسته به ماموریت
cardiac
وابسته بدل
mantic
وابسته به پیشگویی
manurial
وابسته بکود
fetal
وابسته به جنین
jugular
وابسته بوریدوداجی
jugulars
وابسته بوریدوداجی
matrimonial
وابسته به عروسی
marian
وابسته به مریم
oracular
وابسته به وحی
surgical
وابسته به جراحی
machine dependent
وابسته ماشین
rhinal
وابسته به بینی
faunistic
وابسته به جانوران
photographic
وابسته به عکاسی
solar
وابسته بخورشید
rectorial
وابسته به rector
rectal
وابسته به مقعد
cosmic
وابسته بگیتی
aesthetically
وابسته به زیبایی
aesthetic
وابسته به زیبایی
machine dependent
وابسته به ماشین
sculptural
وابسته به هنرپیکرتراشی
anatomic
وابسته به کالبدشناسی
anatomical
وابسته به کالبدشناسی
toxicological
وابسته به زهرشناسی
floricultural
وابسته به گلکاری
scribal
وابسته به کتابت
viral
وابسته به ویروس
scolopendrine
وابسته به هزارپاها
scientail
وابسته به علم
scansorial
وابسته بصعود
flexional
وابسته به صرف
microscopic
وابسته به میکروسکپ
malarial
وابسته به مالاریا
saturnian
وابسته بزحل
satellitory
وابسته به اقمارسیارات
homicidal
وابسته به ادمکشی
ranine
وابسته به وزغ
municipal
وابسته بشهرداری
puberal
وابسته به بلوغ
seminal
وابسته به منی
psychologic
وابسته به روانشناسی
exegetic
وابسته به تفسیر
memory dependent
وابسته حافظه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com