English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
rurban وابسته بناحیه مسکونی مزروعی
Other Matches
parochialism امور مربوط بناحیه یابخش کلیسایی
arability مزروعی
farmed زمین مزروعی
farms زمین مزروعی
farm زمین مزروعی
tilth زمین مزروعی
cultivated areas مناطق مزروعی
cadastral مربوط به املاک مزروعی
residential مسکونی
habitable مسکونی
residental مسکونی
iceland poppy انواع خشخاش مزروعی چندساله
emblements منافع حاصله اززمین مزروعی
farm out اجاره دادن زمین مزروعی
arable قابل زرع زمین مزروعی
dwelling house خانه مسکونی
house building ساختمان مسکونی
dwelling house منزل مسکونی
inhabitant place محل مسکونی
manse خانه مسکونی
residential area ناحیه مسکونی
home building ساختمان مسکونی
manses خانه مسکونی
residental quarter منطقه مسکونی
cadastre مامور ثبت وممیزی املاک مزروعی وغیر منقول
caravan trailer تریلر واگن مسکونی راه اهن
This is a good residential are ( neighbourhood ) . اینجا محل ( محله ) مسکونی خوبی است
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
residential investments سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associate وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
related وابسته
pertinent وابسته
attache وابسته
germane وابسته
affiliated وابسته
pyrexic وابسته به تب
interdependent وابسته
affiliate وابسته
israelitish وابسته به
subordinating وابسته
pertianing وابسته
hanger on وابسته
adjective وابسته
affiliating وابسته
affiliates وابسته
akin وابسته
thereof=of that وابسته به ان
pyrexial وابسته به تب
attributable وابسته به
pyretic وابسته به تب
attendant وابسته
plantar وابسته به کف پا
monitorial وابسته به
thereof وابسته به ان
federate وابسته
federated وابسته
federates وابسته
attached وابسته
federating وابسته
adjectives وابسته
attendants وابسته
belonging وابسته ها
diphtheric وابسته به
elysian وابسته به
dependent وابسته
tuitionary وابسته به
appurtenant وابسته
dependant وابسته
dependants وابسته
syncop وابسته به غش
subordinates وابسته
correspondent وابسته
aquatic وابسته به اب
elfin وابسته به جن
sexual organs وابسته به
riverrine وابسته به
comprador وابسته
of kin وابسته
febile وابسته به تب
relative وابسته
wedded وابسته
commissarial وابسته به
levitical وابسته به
relevant وابسته
contingent وابسته
contingents وابسته
subordinated وابسته
subordinate وابسته
correspondents وابسته
congenerous وابسته
messianic وابسته به
cephalic وابسته به سر
cantabrigian وابسته به
pertaining وابسته
carpal وابسته به مچ
toxicological وابسته به زهرشناسی
structurally وابسته به بنا
scientail وابسته به علم
scolopendrine وابسته به هزارپاها
viral وابسته به ویروس
structural وابسته به بنا
structurally وابسته به ساختمان
satellitory وابسته به اقمارسیارات
microscopic وابسته به میکروسکپ
saturnian وابسته بزحل
memory dependent وابسته حافظه
scansorial وابسته بصعود
machine dependent وابسته ماشین
structural وابسته به ساختمان
subversion وابسته به خرابکاری
social وابسته بجامعه
cardiac وابسته بدل
flexional وابسته به صرف
neural وابسته بعصب
nasal وابسته به منخرین
lukan وابسته به لوقا
eponymic وابسته به سرخاندان
nasal وابسته به بینی
pulmonary وابسته به ریه
floricultural وابسته به گلکاری
pessimistic وابسته به بدبینی
maximal وابسته به حداکثر
mensal وابسته به میز
menopausal وابسته به یائسگی
sculptural وابسته به هنرپیکرتراشی
ethnologic وابسته به نژادشناسی
promethean وابسته به پرومیتوس
programmatic وابسته به پروگرام
anatomical وابسته به کالبدشناسی
anatomic وابسته به کالبدشناسی
planetary وابسته به سیاره
focal وابسته بکانون
scribal وابسته به کتابت
macaronic وابسته به ماکارونی
oratorical وابسته به سخنرانی
ethnical وابسته به نژادشناسی
ethnicity وابسته به نژادشناسی
humans وابسته بانسان
menstrual وابسته به قاعده گی
far eastern وابسته بخاوردور
manurial وابسته بکود
scientific وابسته بعلم
solar وابسته بخورشید
masticatory وابسته به جویدن
photographic وابسته به عکاسی
pygmean وابسته به پیگمی ها
pygmaean وابسته به پیگمی ها
mantic وابسته به پیشگویی
rhinal وابسته به بینی
rectorial وابسته به rector
investigatory وابسته به رسیدگی
vital وابسته به زندگی
facultative وابسته به faculty
porcine وابسته بخوک
psychiatric وابسته به روانپزشکی
radio carpal وابسته به زندبالاومچ
radio ulnar وابسته به زندبالاوزندپائین
ranine وابسته به وزغ
marian وابسته به مریم
rectal وابسته به مقعد
homicidal وابسته به ادمکشی
vital وابسته بزندگی
surgical وابسته به جراحی
pythian وابسته به "اپولو"
psychologic وابسته به روانشناسی
mayoral وابسته به شهردار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com