English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
priapic وابسته به الت ذکور
Other Matches
males ذکور
the males ذکور
pricked الت ذکور
son فرزد ذکور
phalli الت ذکور
phallus الت ذکور
phalluses الت ذکور
pricks الت ذکور
prick الت ذکور
pricking الت ذکور
sons فرزد ذکور
men جنس ذکور
spear side سلاله ذکور
pizzle الت ذکور حیوان
the male sex جنس ذکور مردان وپسران
Prince of Wales ولیعهد ذکور وارث تاج وتخت انگلیس
primogeniture حق فرزند ارشد ذکور نسبت به تمام ارث (در قدیم)
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associates وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
subordinates وابسته
subordinated وابسته
subordinate وابسته
dependent وابسته
subordinating وابسته
related وابسته
belonging وابسته ها
aquatic وابسته به اب
diphtheric وابسته به
monitorial وابسته به
pertianing وابسته
elysian وابسته به
attributable وابسته به
attendant وابسته
attendants وابسته
of kin وابسته
tuitionary وابسته به
cephalic وابسته به سر
carpal وابسته به مچ
appurtenant وابسته
interdependent وابسته
adjective وابسته
adjectives وابسته
thereof=of that وابسته به ان
akin وابسته
federated وابسته
federates وابسته
affiliating وابسته
dependant وابسته
dependants وابسته
federate وابسته
affiliates وابسته
affiliated وابسته
affiliate وابسته
pertinent وابسته
plantar وابسته به کف پا
thereof وابسته به ان
congenerous وابسته
comprador وابسته
commissarial وابسته به
syncop وابسته به غش
federating وابسته
attache وابسته
levitical وابسته به
correspondents وابسته
pyretic وابسته به تب
correspondent وابسته
relative وابسته
sexual organs وابسته به
febile وابسته به تب
attached وابسته
relevant وابسته
pyrexial وابسته به تب
pertaining وابسته
messianic وابسته به
hanger on وابسته
cantabrigian وابسته به
elfin وابسته به جن
contingent وابسته
wedded وابسته
pyrexic وابسته به تب
israelitish وابسته به
contingents وابسته
germane وابسته
riverrine وابسته به
pubertal وابسته به بلوغ
homicidal وابسته به ادمکشی
scientific وابسته بعلم
analphabetic وابسته به بیسوادی
porcine وابسته بخوک
radio carpal وابسته به زندبالاومچ
pyrrhic وابسته به " پیروس "
menstrual وابسته به قاعده گی
aortic وابسته بشاهرگ
anginal وابسته به گلودرد
pygmaean وابسته به پیگمی ها
pygmean وابسته به پیگمی ها
photic وابسته به تولیدنور
vital وابسته بزندگی
antichristian وابسته به دجال
vital وابسته به زندگی
investigatory وابسته به رسیدگی
photic وابسته به نوروروشنایی
aortal وابسته بشاهرگ
pythian وابسته به "اپولو"
pharyngal وابسته به گلوگاه
radio ulnar وابسته به زندبالاوزندپائین
surgical وابسته به جراحی
associated company شرکت وابسته
perlitic وابسته به مروارید
astronautical وابسته به فضانوردان
oracular وابسته به وحی
matrimonial وابسته به عروسی
jugulars وابسته بوریدوداجی
jugular وابسته بوریدوداجی
rhinal وابسته به بینی
cosmic وابسته بگیتی
perigean وابسته به حضیضی
aesthetically وابسته به زیبایی
aesthetic وابسته به زیبایی
rectorial وابسته به rector
rectal وابسته به مقعد
ranine وابسته به وزغ
psychiatric وابسته به روانپزشکی
solar وابسته بخورشید
catabolic وابسته به فروساخت
photographic وابسته به عکاسی
pharmacologic وابسته بداروشناسی
pharisaic وابسته به فریسی
petrologic وابسته به سنگ
petiolar وابسته به برگدم
archimedean وابسته به ارشمیدس
army attache وابسته نظامی
army attache وابسته زمینی
peruvian وابسته به پرو
altitudinal وابسته به اوج
puberal وابسته به بلوغ
predial or prae وابسته به زمین
connubial وابسته به زناشویی
oratorical وابسته به سخنرانی
materialistic وابسته به مادیات
paralytic وابسته به فلج
paralytics وابسته به فلج
focal وابسته بکانون
pocky وابسته به ابله
planetary وابسته به سیاره
generic وابسته به تیره
social وابسته بجامعه
subversion وابسته به خرابکاری
structurally وابسته به بنا
structurally وابسته به ساختمان
presbyterial وابسته به کشیش ها
marines وابسته به دریانوردی
preemptive وابسته به حق شفعه
preemptive وابسته به پیشدستی
prefectoral وابسته به اداری
missions وابسته به ماموریت
mission وابسته به ماموریت
pessimistic وابسته به بدبینی
nasal وابسته به منخرین
nasal وابسته به بینی
prefectorial وابسته به اداری
potamic وابسته به رودها
naval وابسته به کشتی
maritime وابسته بدریانوردی
marine وابسته به دریانوردی
structural وابسته به بنا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com