English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
totemic وابسته به توتم
totemistic وابسته به توتم
Other Matches
totem توتم
totems توتم
totemism توتم پرستی
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associates وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
germane وابسته
affiliated وابسته
pertinent وابسته
aquatic وابسته به اب
related وابسته
affiliate وابسته
subordinating وابسته
congenerous وابسته
subordinated وابسته
adjectives وابسته
comprador وابسته
commissarial وابسته به
subordinate وابسته
affiliating وابسته
affiliates وابسته
dependant وابسته
thereof=of that وابسته به ان
attendant وابسته
attendants وابسته
of kin وابسته
attache وابسته
plantar وابسته به کف پا
subordinates وابسته
appurtenant وابسته
interdependent وابسته
akin وابسته
israelitish وابسته به
dependants وابسته
syncop وابسته به غش
cephalic وابسته به سر
carpal وابسته به مچ
thereof وابسته به ان
pyrexic وابسته به تب
cantabrigian وابسته به
pyrexial وابسته به تب
belonging وابسته ها
pyretic وابسته به تب
federating وابسته
federates وابسته
federated وابسته
federate وابسته
dependent وابسته
adjective وابسته
pertianing وابسته
wedded وابسته
sexual organs وابسته به
diphtheric وابسته به
relevant وابسته
hanger on وابسته
relative وابسته
pertaining وابسته
messianic وابسته به
monitorial وابسته به
febile وابسته به تب
riverrine وابسته به
correspondent وابسته
elfin وابسته به جن
attached وابسته
contingents وابسته
levitical وابسته به
attributable وابسته به
tuitionary وابسته به
elysian وابسته به
contingent وابسته
correspondents وابسته
uranological وابسته به اسمانشناسی
generic وابسته به تیره
psychiatric وابسته به روانپزشکی
jugulars وابسته بوریدوداجی
landed وابسته بزمین
photographic وابسته به عکاسی
porcine وابسته بخوک
aesculapian وابسته به دارگونه طب
matrimonial وابسته به عروسی
oracular وابسته به وحی
homicidal وابسته به ادمکشی
prefectoral وابسته به اداری
preemptive وابسته به پیشدستی
preemptive وابسته به حق شفعه
solar وابسته بخورشید
malic وابسته به سیب
malarial وابسته به مالاریا
manurial وابسته بکود
marian وابسته به مریم
uxorial وابسته به عیال
surgical وابسته به جراحی
jugular وابسته بوریدوداجی
vaccinal وابسته به واکسن
lactic وابسته به شیر
maximal وابسته به حداکثر
mayoral وابسته به شهردار
air attache وابسته هوایی
ventilatory وابسته به بادگیر
microscopic وابسته به میکروسکپ
altitudinal وابسته به اوج
jesuitic وابسته به یسوعیون
isthmic وابسته به باریکه
isthmian وابسته به باریکه
analphabetic وابسته به بیسوادی
toplogic وابسته به مکانشناسی
anginal وابسته به گلودرد
viral وابسته به ویروس
predial or prae وابسته به زمین
matricidal وابسته بمادرکشی
provencal وابسته بشهر
ethnicity وابسته به نژادشناسی
pancreatic وابسته به لوزالمعده
degenerative وابسته به انحطاط
masticatory وابسته به جویدن
kufic وابسته به کوفه
acoustical وابسته به شنوایی
cosmic وابسته بگیتی
adipic وابسته به چربی
aerological وابسته بهواشناسی
affiliated company شرکت وابسته
aesthetically وابسته به زیبایی
aesthetic وابسته به زیبایی
emotive وابسته به احساسات
structurally وابسته به ساختمان
tubuliferous وابسته به استکانیان
logarithmic وابسته به لگاریتم
oratorical وابسته به سخنرانی
troy وابسته به تروا
trophic وابسته بتغذیه
municipal وابسته بشهرداری
tutelary وابسته بقیمومت
lucan وابسته به لوقا
presbyterial وابسته به کشیش ها
nasal وابسته به بینی
nasal وابسته به منخرین
lukan وابسته به لوقا
seminal وابسته به منی
focal وابسته بکانون
planetary وابسته به سیاره
structurally وابسته به بنا
structural وابسته به ساختمان
subversion وابسته به خرابکاری
social وابسته بجامعه
humans وابسته بانسان
human وابسته بانسان
ethnic وابسته به نژادشناسی
limnetic وابسته به اب شیرین
limnic وابسته به اب شیرین
tubulifloral وابسته به استکانیان
structural وابسته به بنا
tussive وابسته به سرفه
pessimistic وابسته به بدبینی
mission وابسته به ماموریت
scientific وابسته بعلم
vital وابسته به زندگی
marines وابسته به دریانوردی
vital وابسته بزندگی
menstrual وابسته به قاعده گی
undersurface وابسته بزیرسطح
connubial وابسته به زناشویی
machine dependent وابسته ماشین
machine dependent وابسته به ماشین
materialistic وابسته به مادیات
paralytic وابسته به فلج
paralytics وابسته به فلج
prefectorial وابسته به اداری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com