English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
Other Matches
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
steric وابسته بطرز استقرار اجزاء اتم در فضا
starlight وابسته بنور ستاره
bilinear وابسته بدو خط مستقیم
copernician وابسته به کپرنیک ستاره شناس لهستانی
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
syzygy استقرارسه ستاره در خط مستقیم
associate وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
double star ستاره مزدوج ستاره دوتایی ستاره دوگانه
binary star ستاره دوگانه ستاره دوتایی ستاره مزدوج
Lesghi star ستاره لسگی [این طرح را ستاره شاهسون نیز می نامند و در فرش های ترکیه و قفقاز و ایران بکار می رود. خود طرح از یک ستاره هشت وجهی با چهار فلش به سمت داخل تشکیل می گردد.]
akin وابسته
sexual organs وابسته به
attendants وابسته
correspondents وابسته
attache وابسته
adjectives وابسته
attendant وابسته
cephalic وابسته به سر
correspondent وابسته
appurtenant وابسته
adjective وابسته
related وابسته
tuitionary وابسته به
elfin وابسته به جن
dependants وابسته
federated وابسته
federate وابسته
riverrine وابسته به
messianic وابسته به
of kin وابسته
cantabrigian وابسته به
carpal وابسته به مچ
pertaining وابسته
federating وابسته
levitical وابسته به
federates وابسته
dependant وابسته
relevant وابسته
elysian وابسته به
attributable وابسته به
subordinates وابسته
plantar وابسته به کف پا
subordinated وابسته
subordinate وابسته
thereof=of that وابسته به ان
pertinent وابسته
pyrexic وابسته به تب
pyrexial وابسته به تب
relative وابسته
germane وابسته
commissarial وابسته به
diphtheric وابسته به
subordinating وابسته
affiliate وابسته
dependent وابسته
affiliates وابسته
monitorial وابسته به
affiliating وابسته
belonging وابسته ها
pertianing وابسته
pyretic وابسته به تب
syncop وابسته به غش
interdependent وابسته
contingents وابسته
hanger on وابسته
contingent وابسته
thereof وابسته به ان
congenerous وابسته
attached وابسته
affiliated وابسته
israelitish وابسته به
febile وابسته به تب
wedded وابسته
aquatic وابسته به اب
comprador وابسته
onomastic وابسته به اسم
minim وابسته به حداقل
Koranic وابسته بقران
orthopedic وابسته به استخوانپزشکی
congestive وابسته به تراکم
radio carpal وابسته به زندبالاومچ
rectorial وابسته به rector
olfactive وابسته به بویایی
rectal وابسته به مقعد
commercial attache وابسته بازرگانی
minims وابسته به حداقل
contextual وابسته بقراین
radio ulnar وابسته به زندبالاوزندپائین
ornithic وابسته به مرغان
rhinal وابسته به بینی
commercial attache وابسته تجارتی
sermons وابسته بموعظه
commercial attache وابسته تجاری
sermon وابسته بموعظه
masonic وابسته به فراماسون
declamatory وابسته به دکلمه
communistic وابسته بکمونیسم
ranine وابسته به وزغ
compunctious وابسته به پشیمانی
corneal وابسته به قرنیه
cervical وابسته به گردن
oleic وابسته بروغن
skyey وابسته باسمان
myelogenous وابسته بمغزاستخوان
stimulus bound محرک- وابسته
stomatal وابسته به دهان
stomatic وابسته بدهان
deathy وابسته بمردن
probationary وابسته به التزام
monotheistic وابسته به توحید
deltaic وابسته به دلتا
darky وابسته به نژادسیاه
mythologic وابسته به اساطیر
societal وابسته به اجتماع
cuticular وابسته به پوست
cuttural attache وابسته فرهنگی
cycloidal وابسته به دایره
sorcerous وابسته به جادوگری
soudanese وابسته به soudan
nasolabial وابسته به لب و بینی
specie وابسته بسکه
titanic وابسته به عنصرتیتانیوم
dependant variable متغیر وابسته
subordinate class طبقه وابسته
symphyseal وابسته به همرویش
syncretic وابسته به همتایی
diametral وابسته بقطر
synesthetic وابسته به همرنجی
tarsal وابسته بقوزک پا
dioecious وابسته به مگ س گیران
military attache وابسته نظامی
microscopical وابسته به ریزبین
sympathetics پی یا عصب که وابسته به
swinish وابسته به خوک
dependent variable متغیر وابسته
subunits یکانهای وابسته
dermatic وابسته به زیرپوست
sudanese وابسته به سودان
device dependent وابسته به دستگاه
supererogatory وابسته به بس پردازی
diaconal وابسته بشماس
hinges وابسته بودن
skiey وابسته باسمان
ogygian وابسته بروزگار
scolopendrine وابسته به هزارپاها
scribal وابسته به کتابت
numerary وابسته به اعداد
sculptural وابسته به هنرپیکرتراشی
numbered fleet ناوگان وابسته
non self maintained discharge تخلیه وابسته
nomological وابسته به قانون
noachian وابسته به نوح
scientail وابسته به علم
nunnish وابسته به راهبات
depends وابسته بودن
depended وابسته بودن
depend وابسته بودن
oesophageal وابسته به مری
odontic وابسته به دندان
satellitory وابسته به اقمارسیارات
saturnian وابسته بزحل
scansorial وابسته بصعود
visuals وابسته به دید
visually وابسته به دید
visual وابسته به دید
sexed وابسته به تذکیروتانیث
shakespearean وابسته به شکسپیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com