Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
English
Persian
fontal
وابسته به حوض غسل تعمید
Search result with all words
baptismal
وابسته به غسل تعمید
Other Matches
baptistry
تعمید
baptisms
تعمید
baptistery
تعمید
baptism
تعمید
baptisms
غسل تعمید
baptism
غسل تعمید
christened
تعمید دادن
baptized
تعمید دادن
christens
تعمید دادن
pedobaptism
تعمید کودکان
baptistery
جای تعمید
baptize
تعمید دادن
baptistry
جای تعمید
christen
تعمید دادن
baptizing
تعمید دادن
baptizes
تعمید دادن
Baptists
تعمید دهنده
Baptist
تعمید دهنده
adopt
تعمید دادن
baptised
تعمید دادن
baptises
تعمید دادن
baptising
تعمید دادن
baptizer
دهندهء غسل تعمید
font
[حوض غسل تعمید]
particular baptists
گروهی از تعمید کنندگان
perfusion
غسل تعمید بوسیله اب پاشی
christening
مراسم تعمید ونامگذاری بچه
dips
تعمید دادن غوطه ور شدن
dip
تعمید دادن غوطه ور شدن
adopting
تعمید دادن نام گذاردن
adopts
تعمید دادن نام گذاردن
mennonite
فرقهای از مسیحیان مخالف تعمید
baptism
ایین غسل تعمید و نامگذاری
baptisms
ایین غسل تعمید و نامگذاری
palingenesis
تجوید از راه تولد ایین تعمید مسیحیان
godchild
طفلی که در موقع تعمید به پسر خواندگی روحانی شخص در میاید
godchildren
طفلی که در موقع تعمید به پسر خواندگی روحانی شخص در میاید
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
associated
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
associating
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
dependant
وابسته
tuitionary
وابسته به
cantabrigian
وابسته به
of kin
وابسته
appurtenant
وابسته
carpal
وابسته به مچ
interdependent
وابسته
attendant
وابسته
attendants
وابسته
cephalic
وابسته به سر
riverrine
وابسته به
syncop
وابسته به غش
dependants
وابسته
attache
وابسته
adjective
وابسته
related
وابسته
affiliate
وابسته
affiliated
وابسته
affiliates
وابسته
affiliating
وابسته
belonging
وابسته ها
pertaining
وابسته
germane
وابسته
attached
وابسته
levitical
وابسته به
elfin
وابسته به جن
pertianing
وابسته
pyretic
وابسته به تب
pyrexic
وابسته به تب
pertinent
وابسته
dependent
وابسته
adjectives
وابسته
akin
وابسته
wedded
وابسته
monitorial
وابسته به
federate
وابسته
federated
وابسته
federates
وابسته
federating
وابسته
israelitish
وابسته به
thereof
وابسته به ان
pyrexial
وابسته به تب
thereof=of that
وابسته به ان
comprador
وابسته
elysian
وابسته به
plantar
وابسته به کف پا
contingents
وابسته
contingent
وابسته
relevant
وابسته
relative
وابسته
subordinate
وابسته
hanger on
وابسته
correspondent
وابسته
congenerous
وابسته
correspondents
وابسته
subordinates
وابسته
subordinating
وابسته
messianic
وابسته به
attributable
وابسته به
aquatic
وابسته به اب
sexual organs
وابسته به
subordinated
وابسته
commissarial
وابسته به
febile
وابسته به تب
diphtheric
وابسته به
structurally
وابسته به بنا
facultative
وابسته به faculty
structurally
وابسته به ساختمان
pessimistic
وابسته به بدبینی
exegetic
وابسته به تفسیر
mission
وابسته به ماموریت
vituperative
وابسته به ناسزاگویی
uxorial
وابسته به عیال
nasal
وابسته به منخرین
geomantic
وابسته به رمالی
nasal
وابسته به بینی
focal
وابسته بکانون
laryngeal
وابسته بنای
far eastern
وابسته بخاوردور
planetary
وابسته به سیاره
subversion
وابسته به خرابکاری
oratorical
وابسته به سخنرانی
laryngitic
وابسته به نای
visive
وابسته به بینایی
psychologic
وابسته به روانشناسی
subordinate class
طبقه وابسته
parenthetical
وابسته به دو کمانک
social
وابسته بجامعه
missions
وابسته به ماموریت
trachean
وابسته به نای
pleural
وابسته به شامه شش
materialistic
وابسته به مادیات
paralytic
وابسته به فلج
paralytics
وابسته به فلج
platinic
وابسته به پلاتین
provencal
وابسته بشهر
generic
وابسته به تیره
eleemosynary
وابسته به صدقه
eleemosinary
وابسته به صدقه
dramaturgic
وابسته به فن نمایش
webby
وابسته به تار
sorcerous
وابسته به جادوگری
wheaten
وابسته به گندم
landed
وابسته بزمین
dominical
وابسته بخداوند
gular
وابسته به مری
isthmic
وابسته به باریکه
gnomonic
وابسته به شاخص
eponymic
وابسته به سرخاندان
synesthetic
وابسته به همرنجی
gerontic
وابسته به پیری
lactic
وابسته به شیر
kufic
وابسته به کوفه
naval
وابسته به کشتی
maritime
وابسته بدریانوردی
marine
وابسته به دریانوردی
marines
وابسته به دریانوردی
glandulose
وابسته به غدد
ethnologic
وابسته به نژادشناسی
glandulous
وابسته به غدد
ethnical
وابسته به نژادشناسی
volitionary
وابسته به اراده
connubial
وابسته به زناشویی
perigeal
وابسته به حضیضی
jesuitic
وابسته به یسوعیون
dipteran
وابسته به دوبالان
aesthetic
وابسته به زیبایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com