English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
venusian وابسته به زهره
Other Matches
morning star زهره
moring star زهره
evening star زهره
bile زهره
vesper زهره
venus زهره
rose bay خر زهره
galls زهره
gall زهره
heartstruck زهره ترک
gallbladder زهره دان
hesperus ناهید زهره
cocculus in dicus ماهی زهره
durst زهره داشت
phases of the venus اهله زهره
bilestone سنگ زهره
to entrance with fear زهره ترک کردن
gallstone سنگ زهره دان
To be frightened out of ones wits. زهره ترک شدن
venus زن زیبا ستاره زهره
gallstones سنگ زهره دان
menaces چشم زهره رفتن
menaced چشم زهره رفتن
menace چشم زهره رفتن
scaring چشم زهره گرفتن هراسانده
queen of love زهره نام الهه زیبایی
scared چشم زهره گرفتن هراسانده
scares چشم زهره گرفتن هراسانده
scare چشم زهره گرفتن هراسانده
to scare the living daylights out of somebody کسی را آنقدر بترسانند که زهره اش بترکد
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associated وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
carpal وابسته به مچ
akin وابسته
attache وابسته
cantabrigian وابسته به
dependants وابسته
appurtenant وابسته
federate وابسته
israelitish وابسته به
federates وابسته
levitical وابسته به
elysian وابسته به
dependant وابسته
thereof=of that وابسته به ان
federated وابسته
elfin وابسته به جن
federating وابسته
pertaining وابسته
thereof وابسته به ان
affiliate وابسته
attendant وابسته
attendants وابسته
commissarial وابسته به
affiliated وابسته
affiliates وابسته
comprador وابسته
interdependent وابسته
affiliating وابسته
congenerous وابسته
aquatic وابسته به اب
riverrine وابسته به
syncop وابسته به غش
pyretic وابسته به تب
pyrexial وابسته به تب
pyrexic وابسته به تب
cephalic وابسته به سر
febile وابسته به تب
diphtheric وابسته به
sexual organs وابسته به
adjectives وابسته
adjective وابسته
pertinent وابسته
related وابسته
hanger on وابسته
of kin وابسته
germane وابسته
relevant وابسته
wedded وابسته
attributable وابسته به
relative وابسته
messianic وابسته به
tuitionary وابسته به
plantar وابسته به کف پا
contingents وابسته
dependent وابسته
subordinate وابسته
contingent وابسته
subordinating وابسته
pertianing وابسته
monitorial وابسته به
subordinates وابسته
attached وابسته
belonging وابسته ها
correspondents وابسته
correspondent وابسته
subordinated وابسته
troy وابسته به تروا
darky وابسته به نژادسیاه
missions وابسته به ماموریت
pessimistic وابسته به بدبینی
stomatal وابسته به دهان
oratorical وابسته به سخنرانی
mission وابسته به ماموریت
deathy وابسته بمردن
deltaic وابسته به دلتا
tubulifloral وابسته به استکانیان
corneal وابسته به قرنیه
connubial وابسته به زناشویی
subunits یکانهای وابسته
marines وابسته به دریانوردی
marine وابسته به دریانوردی
subordinate class طبقه وابسته
cufic وابسته به کوفه
maritime وابسته بدریانوردی
cuticular وابسته به پوست
cuttural attache وابسته فرهنگی
cycloidal وابسته به دایره
stomatic وابسته بدهان
naval وابسته به کشتی
tubuliferous وابسته به استکانیان
materialistic وابسته به مادیات
nasal وابسته به منخرین
stimulus bound محرک- وابسته
subversion وابسته به خرابکاری
structurally وابسته به بنا
structurally وابسته به ساختمان
structural وابسته به بنا
structural وابسته به ساختمان
humans وابسته بانسان
human وابسته بانسان
specie وابسته بسکه
eleemosinary وابسته به صدقه
eleemosynary وابسته به صدقه
ethnicity وابسته به نژادشناسی
ethnic وابسته به نژادشناسی
soudanese وابسته به soudan
undersurface وابسته بزیرسطح
seminal وابسته به منی
municipal وابسته بشهرداری
dramaturgic وابسته به فن نمایش
dominical وابسته بخداوند
dependant variable متغیر وابسته
nasal وابسته به بینی
dependent variable متغیر وابسته
avian وابسته به مرغان
device dependent وابسته به دستگاه
diaconal وابسته بشماس
tussive وابسته به سرفه
tutelary وابسته بقیمومت
diametral وابسته بقطر
dioecious وابسته به مگ س گیران
focal وابسته بکانون
diphtheritic وابسته به خناق
dipteran وابسته به دوبالان
planetary وابسته به سیاره
social وابسته بجامعه
dermatic وابسته به زیرپوست
sudanese وابسته به سودان
tonsorial وابسته به سلمانی
bacchanal وابسته به باکوس
analphabetic وابسته به بیسوادی
totemic وابسته به توتم
bacterial وابسته به باکتری
balsamic وابسته به بلسان
altitudinal وابسته به اوج
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com