English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
pyritic وابسته به سولفید اهن
Other Matches
sulphide سولفید
sodium sulfide سولفید سدیم
pyrite سولفید اهن
hydrogen sulphide سولفید هیدروژن
hydrodisulfide هیدرو دی سولفید
greenockite سولفید کادمیوم طبیعی
wurtzite ساختار شش گوشهای روی سولفید
hexonal zinc sulfide structure ساختار شش گوشهای روی سولفید وورتیست
polysulfide سولفید مرکب از چند اتم گوگرددر ذره خود
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associated وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
aquatic وابسته به اب
sexual organs وابسته به
pertianing وابسته
correspondents وابسته
elfin وابسته به جن
interdependent وابسته
cantabrigian وابسته به
cephalic وابسته به سر
febile وابسته به تب
contingents وابسته
contingent وابسته
pertaining وابسته
carpal وابسته به مچ
subordinate وابسته
subordinated وابسته
pyrexic وابسته به تب
pyretic وابسته به تب
elysian وابسته به
plantar وابسته به کف پا
dependant وابسته
dependants وابسته
diphtheric وابسته به
attendants وابسته
attributable وابسته به
of kin وابسته
subordinates وابسته
commissarial وابسته به
comprador وابسته
congenerous وابسته
pyrexial وابسته به تب
hanger on وابسته
attendant وابسته
riverrine وابسته به
federates وابسته
affiliate وابسته
affiliated وابسته
appurtenant وابسته
thereof=of that وابسته به ان
affiliates وابسته
affiliating وابسته
related وابسته
federated وابسته
germane وابسته
thereof وابسته به ان
federate وابسته
tuitionary وابسته به
israelitish وابسته به
pertinent وابسته
syncop وابسته به غش
relative وابسته
federating وابسته
attached وابسته
messianic وابسته به
dependent وابسته
adjective وابسته
monitorial وابسته به
relevant وابسته
belonging وابسته ها
correspondent وابسته
adjectives وابسته
levitical وابسته به
akin وابسته
attache وابسته
subordinating وابسته
wedded وابسته
irrigational وابسته به ابیاری
gerontic وابسته به پیری
glandulose وابسته به غدد
isthmic وابسته به باریکه
glandulous وابسته به غدد
geomantic وابسته به رمالی
isthmian وابسته به باریکه
predial or prae وابسته به زمین
hippocratic وابسته به طب بقراط
lactic وابسته به شیر
kufic وابسته به کوفه
jesuitic وابسته به یسوعیون
fetal وابسته به جنین
flexional وابسته به صرف
floricultural وابسته به گلکاری
folkish وابسته به فولکلور
folklorish وابسته به فولکلور
galilean وابسته به گالیله
gasolinic وابسته به بنزین
haemic وابسته بخون
iraqi وابسته به عراق
inferential وابسته به استنتاج
horatian وابسته به هوراس
humnanist وابسته به بشردوستی
hunnish وابسته به هونها
incorporative وابسته به الحاق
indonesian وابسته به اندونزی
hyperbolic وابسته به هذلولی
indic وابسته به هند
hydrologic وابسته به اب شناسی
hydrological وابسته به خواص اب
idiographic وابسته به مجاز
hygroscopic وابسته به نم نما
hypochondriacal وابسته به تهیگاه
ichthyic وابسته به ماهی
icarian وابسته به ایکاروس
homeric وابسته به هومر
infusorial وابسته به نمرویان
inflexional وابسته به صرف
gnomonic وابسته به شاخص
gregorian وابسته به گریگوری
gular وابسته به مری
gutturo nasal وابسته بگلووبینی
iranian وابسته به ایران
interrogatory وابسته به سئوال
interoceptive وابسته به احشاء
internuptial وابسته به عروسی
interferential وابسته به دخالت
intercollegiate وابسته بکالج ها
inspectoral وابسته به بازرس ها
hematic وابسته به خون
inner directed درون وابسته
inhibitive وابسته به جلوگیری
iatric وابسته به پزشکی
auricular وابسته بشنوایی
anginal وابسته به گلودرد
analphabetic وابسته به بیسوادی
altitudinal وابسته به اوج
air attache وابسته هوایی
affiliated company شرکت وابسته
aesculapian وابسته به دارگونه طب
aerological وابسته بهواشناسی
adipic وابسته به چربی
acoustical وابسته به شنوایی
degenerative وابسته به انحطاط
antichristian وابسته به دجال
aortal وابسته بشاهرگ
auditive وابسته به شنوایی
eponymic وابسته به سرخاندان
generic وابسته به تیره
attache وابسته نظامی
astronautical وابسته به فضانوردان
associated company شرکت وابسته
army attache وابسته زمینی
army attache وابسته نظامی
archimedean وابسته به ارشمیدس
aortic وابسته بشاهرگ
pancreatic وابسته به لوزالمعده
emotive وابسته به احساسات
landed وابسته بزمین
nasal وابسته به بینی
oratorical وابسته به سخنرانی
focal وابسته بکانون
planetary وابسته به سیاره
social وابسته بجامعه
subversion وابسته به خرابکاری
structurally وابسته به بنا
structural وابسته به بنا
structural وابسته به ساختمان
humans وابسته بانسان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com