Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
operation
وابسته به عمل عملکرد
Other Matches
two way alternate operation
عملکرد متناوب دو طرفه عملکرد جانشین دوگانه
multitasking
عملکرد چند وفیفهای عملکرد چند تکلیفی
throughput
عملکرد
operation
عملکرد
performances
عملکرد
method of operation
عملکرد
work
عملکرد
process
عملکرد
processes
عملکرد
revenue operation
عملکرد
performance
عملکرد
turn over
عملکرد
worked
عملکرد
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
monadic operation
عملکرد یگانه
monadic operation
عملکرد تکین
operating lever
اهرم عملکرد
indirect operation
عملکرد غیرمستقیم
attended operation
عملکرد با مراقب
computer operation
عملکرد کامپیوتری
concurrent operation
عملکرد همزمان
transformer operation
عملکرد یا طرزکارترانسفورماتور
operation analysis
تحلیل عملکرد
continous operation
عملکرد پایدار
operating panel
تابلوی عملکرد
return
عملکرد کارکرد
returned
عملکرد کارکرد
reatrain
عملکرد توام
feature of performance
ویژگی عملکرد
unattended operation
عملکرد بی مراقب
loss marking operation
عملکرد زیانبار
dyadic operation
عملکرد دوتایی
parallel operation
عملکرد موازی
feature
ویژگی عملکرد
logical operation
عملکرد منطقی
maximum performance
عملکرد حداکثر
binary operation
عملکرد دودوئی
performance appraisal
عملکرد سنجی
telephone operation
عملکرد تلفن
furnace operation
عملکرد کوره
returns
عملکرد کارکرد
returning
عملکرد کارکرد
machine operating
عملکرد ماشین
electrically operated chuck
سه نظام با عملکرد الکتریکی
operating speed
سرعت عملکرد کار
input output operation
عملکرد ورودی- خروجی
performance rating
درجه بندی عملکرد
uniprogramming system
سیستم عملکرد تک برنامهای
multitasking
عملکرد چند تکلیفی
one way only operation
عملکرد فقط یک طرفه
illegal operation
عملکرد غیر قانونی
fixed point operation
عملکرد با ممیز ثابت
even-handed treatment
رفتار
[عملکرد]
عادلانه
off line operation
عملکرد برون خطی
ratings
نحوه عملکرد مجاز
rating
نحوه عملکرد مجاز
multiprogramming
عملکرد چند برنامهای
on line operation
عملکرد درون خطی
multisequencing
عملکرد چند ترتیبی
two way simultaneous operation
عملکرد همزمان دو طرفه
binary arithmetic operation
عملکرد ریاضی دودویی
social audit
ارزیابی عملکرد اجتماعی موسسه
multiprogramming system
سیستم عملکرد چند برنامهای
duplex operation
کارکرد یا عملکرد دوبل مکالمه تلفنی دو طرفه
chunking along
عملکرد یک برنامه طویل الاجراو قابل اطمینان
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
compatible
زیردستگاهی که در رابطه باکل دستگاه عملکرد مناسبی دارد
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
spools
Operations SimultaneousPeripheral Line On عملکرد دستگاه جانبی همزمان به صورت درون خطی
spool
Operations SimultaneousPeripheral Line On عملکرد دستگاه جانبی همزمان به صورت درون خطی
cruise control
کنترل عملکرد موتور برای بدست اوردن بیشترین راندمان قدرت و مصرف سوخت
numeric keypad
یک وسیله ورودی که مجموعهای از کلیدهای رقم دهدهی وکلیدهایی با عملکرد مخصوص را استفاده میکند
control unit
قسمتی از یک کامپیوتر که عملکرد صحیح واحدهای اریتمتیک نگهداری و انتقال اطلاعات را کنترل میکند
system follow up
ارزیابی و بررسی مستمرسیستم جدید نصب شده به منظور مشاهده میزان عملکرد ان طبق طرح
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
wild card
روشی که به یک سیستم عامل امکان میدهد تا روی چندین فایل با نامهای مرتبط عملکرد مفیدی داشته باشد
boostrap operation
عملکرد سیستم دینامیکی که دران سیکل اولیه به کمک نیرویا نیروهای خارجی شروع میشود ولی بدون ان ادامه مییابد
thrashing
وضعیتی دریک سیستم عملکرد چند برنامهای که کامپیوتر باید بجای اجرای برنامه ها وقت بیشتری را صرف صفحه بندی کند
race condition
حالت نامعینی که به هنگام عملکرد همزمان ددستورالعملهای دو کامپیوتربوجود می اید و امکان شناخت این مسئله که کدام یک از انها ابتدا تمام خواهند شدوجود ندارد
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
associate
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
associating
وابسته وابسته کردن
mflops
یک میلیون عملیات ممیز شناور در ثانیه یک میلیون عملکرد با ممیزشناور در ثانیه Per Operation FloatingPoint illion
auxiliary operation
عملیات کمکی عملکرد کمکی
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
performance standard
معیارهای عملکرد معیارهای اجرای کار یاعملکرد یکان یا دستگاه معیارهای اجرای کار
federates
وابسته
federate
وابسته
of kin
وابسته
pertinent
وابسته
israelitish
وابسته به
germane
وابسته
syncop
وابسته به غش
commissarial
وابسته به
dependent
وابسته
attendant
وابسته
pertaining
وابسته
pyretic
وابسته به تب
thereof
وابسته به ان
elfin
وابسته به جن
pyrexic
وابسته به تب
febile
وابسته به تب
belonging
وابسته ها
relative
وابسته
federating
وابسته
pyrexial
وابسته به تب
federated
وابسته
attache
وابسته
attendants
وابسته
appurtenant
وابسته
hanger on
وابسته
levitical
وابسته به
affiliate
وابسته
affiliated
وابسته
aquatic
وابسته به اب
attributable
وابسته به
adjective
وابسته
adjectives
وابسته
affiliates
وابسته
akin
وابسته
related
وابسته
comprador
وابسته
wedded
وابسته
congenerous
وابسته
thereof=of that
وابسته به ان
monitorial
وابسته به
plantar
وابسته به کف پا
tuitionary
وابسته به
interdependent
وابسته
affiliating
وابسته
sexual organs
وابسته به
dependants
وابسته
dependant
وابسته
subordinate
وابسته
subordinated
وابسته
subordinates
وابسته
subordinating
وابسته
relevant
وابسته
carpal
وابسته به مچ
messianic
وابسته به
correspondent
وابسته
correspondents
وابسته
diphtheric
وابسته به
elysian
وابسته به
cantabrigian
وابسته به
cephalic
وابسته به سر
attached
وابسته
contingent
وابسته
contingents
وابسته
riverrine
وابسته به
pertianing
وابسته
odontic
وابسته به دندان
mission
وابسته به ماموریت
deltaic
وابسته به دلتا
metopic
وابسته به پیشانی
solar
وابسته بخورشید
scolopendrine
وابسته به هزارپاها
pessimistic
وابسته به بدبینی
scribal
وابسته به کتابت
maximal
وابسته به حداکثر
provencal
وابسته بشهر
nasal
وابسته به بینی
missions
وابسته به ماموریت
nasal
وابسته به منخرین
faunistic
وابسته به جانوران
presbyterial
وابسته به کشیش ها
matricidal
وابسته بمادرکشی
incorporative
وابسته به الحاق
photographic
وابسته به عکاسی
surgical
وابسته به جراحی
naval
وابسته به کشتی
galilean
وابسته به گالیله
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com