English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
baptismal وابسته به غسل تعمید
Search result with all words
fontal وابسته به حوض غسل تعمید
Other Matches
baptistry تعمید
baptisms تعمید
baptistery تعمید
baptism تعمید
baptisms غسل تعمید
baptism غسل تعمید
christened تعمید دادن
baptized تعمید دادن
christens تعمید دادن
pedobaptism تعمید کودکان
baptistery جای تعمید
baptize تعمید دادن
baptistry جای تعمید
christen تعمید دادن
baptizing تعمید دادن
baptizes تعمید دادن
Baptists تعمید دهنده
Baptist تعمید دهنده
adopt تعمید دادن
baptised تعمید دادن
baptises تعمید دادن
baptising تعمید دادن
baptizer دهندهء غسل تعمید
font [حوض غسل تعمید]
particular baptists گروهی از تعمید کنندگان
perfusion غسل تعمید بوسیله اب پاشی
christening مراسم تعمید ونامگذاری بچه
dips تعمید دادن غوطه ور شدن
dip تعمید دادن غوطه ور شدن
adopting تعمید دادن نام گذاردن
adopts تعمید دادن نام گذاردن
mennonite فرقهای از مسیحیان مخالف تعمید
baptism ایین غسل تعمید و نامگذاری
baptisms ایین غسل تعمید و نامگذاری
palingenesis تجوید از راه تولد ایین تعمید مسیحیان
godchild طفلی که در موقع تعمید به پسر خواندگی روحانی شخص در میاید
godchildren طفلی که در موقع تعمید به پسر خواندگی روحانی شخص در میاید
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
associated وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
dependant وابسته
tuitionary وابسته به
cantabrigian وابسته به
of kin وابسته
appurtenant وابسته
carpal وابسته به مچ
interdependent وابسته
attendant وابسته
attendants وابسته
cephalic وابسته به سر
riverrine وابسته به
syncop وابسته به غش
dependants وابسته
attache وابسته
adjective وابسته
related وابسته
affiliate وابسته
affiliated وابسته
affiliates وابسته
affiliating وابسته
belonging وابسته ها
pertaining وابسته
germane وابسته
attached وابسته
levitical وابسته به
elfin وابسته به جن
pertianing وابسته
pyretic وابسته به تب
pyrexic وابسته به تب
pertinent وابسته
dependent وابسته
adjectives وابسته
akin وابسته
wedded وابسته
monitorial وابسته به
federate وابسته
federated وابسته
federates وابسته
federating وابسته
israelitish وابسته به
thereof وابسته به ان
pyrexial وابسته به تب
thereof=of that وابسته به ان
comprador وابسته
elysian وابسته به
plantar وابسته به کف پا
contingents وابسته
contingent وابسته
relevant وابسته
relative وابسته
subordinate وابسته
hanger on وابسته
correspondent وابسته
congenerous وابسته
correspondents وابسته
subordinates وابسته
subordinating وابسته
messianic وابسته به
attributable وابسته به
aquatic وابسته به اب
sexual organs وابسته به
subordinated وابسته
commissarial وابسته به
febile وابسته به تب
diphtheric وابسته به
structurally وابسته به بنا
facultative وابسته به faculty
structurally وابسته به ساختمان
pessimistic وابسته به بدبینی
exegetic وابسته به تفسیر
mission وابسته به ماموریت
vituperative وابسته به ناسزاگویی
uxorial وابسته به عیال
nasal وابسته به منخرین
geomantic وابسته به رمالی
nasal وابسته به بینی
focal وابسته بکانون
laryngeal وابسته بنای
far eastern وابسته بخاوردور
planetary وابسته به سیاره
subversion وابسته به خرابکاری
oratorical وابسته به سخنرانی
laryngitic وابسته به نای
visive وابسته به بینایی
psychologic وابسته به روانشناسی
subordinate class طبقه وابسته
parenthetical وابسته به دو کمانک
social وابسته بجامعه
missions وابسته به ماموریت
trachean وابسته به نای
pleural وابسته به شامه شش
materialistic وابسته به مادیات
paralytic وابسته به فلج
paralytics وابسته به فلج
platinic وابسته به پلاتین
provencal وابسته بشهر
generic وابسته به تیره
eleemosynary وابسته به صدقه
eleemosinary وابسته به صدقه
dramaturgic وابسته به فن نمایش
webby وابسته به تار
sorcerous وابسته به جادوگری
wheaten وابسته به گندم
landed وابسته بزمین
dominical وابسته بخداوند
gular وابسته به مری
isthmic وابسته به باریکه
gnomonic وابسته به شاخص
eponymic وابسته به سرخاندان
synesthetic وابسته به همرنجی
gerontic وابسته به پیری
lactic وابسته به شیر
kufic وابسته به کوفه
naval وابسته به کشتی
maritime وابسته بدریانوردی
marine وابسته به دریانوردی
marines وابسته به دریانوردی
glandulose وابسته به غدد
ethnologic وابسته به نژادشناسی
glandulous وابسته به غدد
ethnical وابسته به نژادشناسی
volitionary وابسته به اراده
connubial وابسته به زناشویی
perigeal وابسته به حضیضی
jesuitic وابسته به یسوعیون
dipteran وابسته به دوبالان
aesthetic وابسته به زیبایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com