English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
lutheran وابسته به مارتین لوتر کلیسای لوتران
Other Matches
Roman Catholics وابسته به کلیسای کاتولیک روم
Roman Catholic وابسته به کلیسای کاتولیک روم
parochial school مدرسه وابسته به کلیسای بخش
gregorian وابسته به کلیسای گریگوریان ارمنستان
presbyterian وابسته به کلیسای مشایخی پروتستان
feria کلیسای کاتولیک و کلیسای انگلیس روزهای عادی هفته
reunionism دلبستگی به پیوند کلیسای کاتولیک با کلیسای انگلیس
lady-chapel [کلیسای کوچک در کلیسای اصلی برای تکریم]
lutheranism عقاید لوتر وکلیسای او
open hearth cinder شلاکه ی کوره مارتین
buckstay در کوره زیمنس مارتین
siemens martin steel فولاد زیمنس مارتین
open hearth steel فولاد زیمنس مارتین
open hearth practice طرزکار کوره زیمنس مارتین
open hearth plant تاسیسات کوره زیمنس مارتین
o.h. ingot steel فولاد شمش زیمنس مارتین
ingot iron o.steel فولادبسمر فولاد زیمنس مارتین
martinmas جشن مارتین مقدس در 11نوامبر
open hearth pig iron اهن خام کوره زیمنس مارتین
open hearth furnace کوره روباز کوره زیمنس مارتین
minster کلیسای بزرگ
kirk کلیسای اسکاتلند
romanist عضو کلیسای رم
Church of England کلیسای انگلستان
st peter's کلیسای سن پیر
the orthodox church کلیسای ارتودوکس
the orthodox church کلیسای خاور
Coptic Church کلیسای قبطی
cross-doomed کلیسای گنبددار
chapel کلیسای کوچک
greek church کلیسای شرقی
greek church کلیسای خاور
cathedrals کلیسای جامع
popery کلیسای کاتولیک رم
cathedral کلیسای جامع
cross-church کلیسای صلیبی
chapels کلیسای کوچک
greek catholic عضو کلیسای شرقی
Catholic عضو کلیسای کاتولیک
canon low قانون کلیسای کاتولیک
power of the keys اختیارات کلیسای پاپ
greed orthodox کلیسای ارتدکس یونانی
Catholics عضو کلیسای کاتولیک
orthodoxly بشیوه کلیسای خاور
established church کلیسای قانونی و شرعی
nonconformist مخالف کلیسای رسمی
nonconformists مخالف کلیسای رسمی
episcopalianism پیروی از کلیسای اسقفی
laura صومعه کلیسای شرقی
C. of E مخفف کلیسای انگلیس
Collegiate church کلیسای وقف ایتام
episcopalian پیرو کلیسای اسقفی
episcopalians پیرو کلیسای اسقفی
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
Cluny [کلیسای کلونی به سبک رنسانس]
Coptic Church کلیسای بومی مصر و اتیوپی
nestorian کلیسای نسطوری قدیم ایران
archimandrite رئیس دیر در کلیسای شرقی
episcopal مربوط به کلیسای اسقفی درمسیحیت
orthodox مطابق عقاید کلیسای مسیح
anglicanism اصول و انتقادات کلیسای انگلیس
dominie عنوان کشیشان کلیسای هلند
jacobite عضو کلیسای قدم سوریه و عراق
abbeys کلیسا نام کلیسای وست مینستر
presbyterianism پیروی از عقاید کلیسای مشایخی پروتستان
lateran نام کلیسای جامع رم نامیده میشود
lector قاری کتاب مقدس در کلیسای کاتولیک
abbey کلیسا نام کلیسای وست مینستر
romanism اصول عقاید کلیسای کاتولیک معتقدات کاتولیکی
gregorian chant سرود مذهبی ساده کلیسای کاتولیک رومی
the r. مذهبی درسده شانزدهم میلادی برای اصطلاح کلیسای رم
mantelletta شنل بلند تا سر زانو مخصوص کاردینال کلیسای کاتولیک
The Catholic Church springs [comes] to mind as an obvious example. کلیسای کاتولیک به عنوان یک نمونه بارز به ذهن می آید.
biretta یکجور کلاه چهارگوش که کشیشان کلیسای کاتولیک روم بر سر می گذارند
nonagium عشر ماترک متوفی که به کشیش کلیسای محل می رسیده است
parish clerk کشیش یا عامی که متصدی برخی کارهای کلیسای بخش می گرد د
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
cross-in-square [کلیسای معمول در رم شرقی با چهار گوشه و میدان و چهار طاق گهواره ای]
episcopacy مقام اسقفی پیروی از کلیسای اسقفی
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associates وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
attributable وابسته به
pyretic وابسته به تب
pyrexial وابسته به تب
pyrexic وابسته به تب
pertianing وابسته
levitical وابسته به
adjectives وابسته
belonging وابسته ها
federated وابسته
federates وابسته
febile وابسته به تب
federating وابسته
attendants وابسته
attendant وابسته
adjective وابسته
relative وابسته
elysian وابسته به
hanger on وابسته
akin وابسته
interdependent وابسته
of kin وابسته
wedded وابسته
dependent وابسته
plantar وابسته به کف پا
diphtheric وابسته به
federate وابسته
germane وابسته
correspondent وابسته
correspondents وابسته
pertinent وابسته
attached وابسته
contingent وابسته
contingents وابسته
syncop وابسته به غش
cantabrigian وابسته به
carpal وابسته به مچ
pertaining وابسته
cephalic وابسته به سر
subordinate وابسته
subordinated وابسته
thereof=of that وابسته به ان
relevant وابسته
aquatic وابسته به اب
israelitish وابسته به
appurtenant وابسته
tuitionary وابسته به
affiliating وابسته
affiliates وابسته
affiliated وابسته
attache وابسته
affiliate وابسته
messianic وابسته به
related وابسته
subordinates وابسته
commissarial وابسته به
thereof وابسته به ان
monitorial وابسته به
elfin وابسته به جن
dependant وابسته
sexual organs وابسته به
comprador وابسته
dependants وابسته
congenerous وابسته
riverrine وابسته به
subordinating وابسته
indonesian وابسته به اندونزی
inferential وابسته به استنتاج
ichthyic وابسته به ماهی
icarian وابسته به ایکاروس
laryngitic وابسته به نای
indic وابسته به هند
hyperbolic وابسته به هذلولی
isthmic وابسته به باریکه
isthmian وابسته به باریکه
irrigational وابسته به ابیاری
iraqi وابسته به عراق
iranian وابسته به ایران
interrogatory وابسته به سئوال
preemptive وابسته به حق شفعه
incorporative وابسته به الحاق
kufic وابسته به کوفه
iatric وابسته به پزشکی
interoceptive وابسته به احشاء
humnanist وابسته به بشردوستی
inflexional وابسته به صرف
infusorial وابسته به نمرویان
inhibitive وابسته به جلوگیری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com