English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
malarial وابسته به مالاریا
Other Matches
antimalarial داروی مربوط بدرمان مالاریا داروی ضد مالاریا
paludism مالاریا
malaria مالاریا
ague تب مالاریا
marsh malaria مالاریا
plasmodium انگل مالاریا
anopheles که ناقل میکرب مالاریا میباشد
totaquine داروی ضد مالاریا مرکب ازگنه گنه وترکیبات دیگران
totaquina داروی ضد مالاریا مرکب ازگنه گنه وترکیبات دیگران
amuck یک نوع جنون دراثرمرض مالاریا که منجر به خودکشی میشود
gamete سلول جنسی بالغ قابل تکثیر انگل مالاریا
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
associating وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
affiliate وابسته
belonging وابسته ها
aquatic وابسته به اب
diphtheric وابسته به
akin وابسته
thereof=of that وابسته به ان
adjectives وابسته
adjective وابسته
monitorial وابسته به
dependent وابسته
pertianing وابسته
attache وابسته
congenerous وابسته
subordinate وابسته
subordinated وابسته
subordinates وابسته
subordinating وابسته
elysian وابسته به
appurtenant وابسته
levitical وابسته به
related وابسته
of kin وابسته
federates وابسته
attendants وابسته
pertinent وابسته
attendant وابسته
tuitionary وابسته به
federating وابسته
syncop وابسته به غش
comprador وابسته
thereof وابسته به ان
federated وابسته
affiliated وابسته
cantabrigian وابسته به
interdependent وابسته
cephalic وابسته به سر
dependant وابسته
dependants وابسته
federate وابسته
plantar وابسته به کف پا
affiliating وابسته
affiliates وابسته
commissarial وابسته به
attached وابسته
correspondents وابسته
correspondent وابسته
febile وابسته به تب
relevant وابسته
messianic وابسته به
relative وابسته
pyrexial وابسته به تب
elfin وابسته به جن
pyrexic وابسته به تب
sexual organs وابسته به
pyretic وابسته به تب
israelitish وابسته به
wedded وابسته
carpal وابسته به مچ
hanger on وابسته
germane وابسته
contingents وابسته
contingent وابسته
riverrine وابسته به
attributable وابسته به
pertaining وابسته
photic وابسته به تولیدنور
rhinal وابسته به بینی
psychologic وابسته به روانشناسی
pygmean وابسته به پیگمی ها
antichristian وابسته به دجال
porcine وابسته بخوک
pythian وابسته به "اپولو"
psychiatric وابسته به روانپزشکی
jugular وابسته بوریدوداجی
jugulars وابسته بوریدوداجی
aortal وابسته بشاهرگ
pyrrhic وابسته به " پیروس "
menstrual وابسته به قاعده گی
analphabetic وابسته به بیسوادی
photic وابسته به نوروروشنایی
vital وابسته بزندگی
pubertal وابسته به بلوغ
anginal وابسته به گلودرد
scientific وابسته بعلم
investigatory وابسته به رسیدگی
vital وابسته به زندگی
cosmic وابسته بگیتی
puberal وابسته به بلوغ
aortic وابسته بشاهرگ
cufic وابسته به کوفه
petiolar وابسته به برگدم
rectorial وابسته به rector
peruvian وابسته به پرو
periclean وابسته به پریکلس
associated company شرکت وابسته
ranine وابسته به وزغ
rectal وابسته به مقعد
archimedean وابسته به ارشمیدس
perlitic وابسته به مروارید
army attache وابسته نظامی
army attache وابسته زمینی
surgical وابسته به جراحی
perigeal وابسته به حضیضی
petrologic وابسته به سنگ
pharyngal وابسته به گلوگاه
pharmacologic وابسته بداروشناسی
matrimonial وابسته به عروسی
homicidal وابسته به ادمکشی
radio carpal وابسته به زندبالاومچ
radio ulnar وابسته به زندبالاوزندپائین
solar وابسته بخورشید
astronautical وابسته به فضانوردان
pharisaic وابسته به فریسی
oracular وابسته به وحی
photographic وابسته به عکاسی
perigean وابسته به حضیضی
municipal وابسته بشهرداری
naval وابسته به کشتی
paralytic وابسته به فلج
oratorical وابسته به سخنرانی
paralytics وابسته به فلج
plumbous وابسته به سرب
pleural وابسته به شامه شش
generic وابسته به تیره
focal وابسته بکانون
potamic وابسته به رودها
planetary وابسته به سیاره
press attache وابسته مطبوعاتی
platinic وابسته به پلاتین
presbyterial وابسته به کشیش ها
materialistic وابسته به مادیات
pocky وابسته به ابله
prefectorial وابسته به اداری
predial or prae وابسته به زمین
missions وابسته به ماموریت
mission وابسته به ماموریت
pessimistic وابسته به بدبینی
nasal وابسته به منخرین
nasal وابسته به بینی
preemptive وابسته به حق شفعه
preemptive وابسته به پیشدستی
maritime وابسته بدریانوردی
marine وابسته به دریانوردی
prefectoral وابسته به اداری
connubial وابسته به زناشویی
landed وابسته بزمین
social وابسته بجامعه
subversion وابسته به خرابکاری
acoustical وابسته به شنوایی
piscatorial وابسته به صیدماهی
adipic وابسته به چربی
piscatorial وابسته به ماهیگیری
aerological وابسته بهواشناسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com