English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
noumenal وابسته به معنویات و خدایان
Other Matches
idol وابسته به خدایان دروغی وبت ها
theogonic وابسته به مطالعه وشناسایی اجداد واعقاب خدایان
chthonian درون زمین وابسته به خدایان وارواح عالم اسفل
chthonic درون زمین وابسته به خدایان وارواح عالم اسفل
noumenon معنویات
spirituous مربوط بعالم معنویات
theomachy جنگ خدایان
o merciful powers ای خدایان بخشنده
heroic age عصرنیم خدایان
thearchy حکومت خدایان
odin خدای خدایان
penates خدایان خانواده
theogony نسب نامه خدایان
polytheism پرستش خدایان متعدد
ichor خون خدایان اب جراحت
thearchy سلسله مراتب خدایان
libations تقدیم شراب به حضور خدایان
mercury یکی از خدایان یونان قدیم
zeus زاوش رئیس خدایان یونانی
libation تقدیم شراب به حضور خدایان
zoomorphic دارای خدایان مجسم بشکل جانور
pantheons معبد تمام خدایان و ادیان مختلف
pantheon معبد تمام خدایان و ادیان مختلف
theogony مطالعه وشناسایی اجداد واعقاب خدایان
hebe الهه جونی که ساقی خدایان بود
heroify درگروه گردان ونیم خدایان دراوردن
nectar شراب لذیذ خدایان یونان شهد
mnemonics دارگونه حافظ ومادر خدایان شعروادب
jagannath یکی از خدایان هندوهاکه اوراkrishnaمینامندومظهرهشتمین vishnuاست
zoomorphism تجسم خدا یا خدایان بشکل حیوانات پست
ambrosia خوراک خدایان که زندگی جاوید بانها میداده مائدهء بهشتی
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associates وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
associated وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
aquatic وابسته به اب
dependants وابسته
diphtheric وابسته به
dependent وابسته
pertaining وابسته
monitorial وابسته به
elysian وابسته به
dependant وابسته
plantar وابسته به کف پا
attache وابسته
federating وابسته
federates وابسته
federated وابسته
interdependent وابسته
carpal وابسته به مچ
federate وابسته
cantabrigian وابسته به
adjective وابسته
adjectives وابسته
akin وابسته
thereof=of that وابسته به ان
cephalic وابسته به سر
thereof وابسته به ان
of kin وابسته
affiliating وابسته
affiliates وابسته
affiliated وابسته
affiliate وابسته
related وابسته
pertinent وابسته
congenerous وابسته
comprador وابسته
attendant وابسته
attendants وابسته
commissarial وابسته به
syncop وابسته به غش
appurtenant وابسته
tuitionary وابسته به
pertianing وابسته
subordinated وابسته
contingents وابسته
contingent وابسته
levitical وابسته به
attributable وابسته به
pyrexic وابسته به تب
febile وابسته به تب
hanger on وابسته
messianic وابسته به
relative وابسته
subordinate وابسته
elfin وابسته به جن
wedded وابسته
attached وابسته
correspondents وابسته
sexual organs وابسته به
correspondent وابسته
subordinating وابسته
riverrine وابسته به
pyrexial وابسته به تب
belonging وابسته ها
subordinates وابسته
israelitish وابسته به
relevant وابسته
pyretic وابسته به تب
germane وابسته
seminal وابسته به منی
petrologic وابسته به سنگ
petiolar وابسته به برگدم
pyrrhic وابسته به " پیروس "
municipal وابسته بشهرداری
humans وابسته بانسان
astronautical وابسته به فضانوردان
pharyngal وابسته به گلوگاه
human وابسته بانسان
archimedean وابسته به ارشمیدس
psychologic وابسته به روانشناسی
nasal وابسته به منخرین
pharmacologic وابسته بداروشناسی
army attache وابسته زمینی
ethnic وابسته به نژادشناسی
pharisaic وابسته به فریسی
ethnicity وابسته به نژادشناسی
puberal وابسته به بلوغ
associated company شرکت وابسته
pubertal وابسته به بلوغ
provencal وابسته بشهر
pygmaean وابسته به پیگمی ها
psychiatric وابسته به روانپزشکی
ranine وابسته به وزغ
rectal وابسته به مقعد
rectorial وابسته به rector
homicidal وابسته به ادمکشی
rhinal وابسته به بینی
solar وابسته بخورشید
photographic وابسته به عکاسی
perlitic وابسته به مروارید
perigean وابسته به حضیضی
pythian وابسته به "اپولو"
avian وابسته به مرغان
porcine وابسته بخوک
radio ulnar وابسته به زندبالاوزندپائین
pygmean وابسته به پیگمی ها
attache وابسته نظامی
dependant variable متغیر وابسته
auditive وابسته به شنوایی
auricular وابسته بشنوایی
scientific وابسته بعلم
investigatory وابسته به رسیدگی
peruvian وابسته به پرو
vital وابسته به زندگی
vital وابسته بزندگی
menstrual وابسته به قاعده گی
radio carpal وابسته به زندبالاومچ
surgical وابسته به جراحی
materialistic وابسته به مادیات
prefectoral وابسته به اداری
prefectorial وابسته به اداری
pocky وابسته به ابله
plumbous وابسته به سرب
acoustical وابسته به شنوایی
press attache وابسته مطبوعاتی
adipic وابسته به چربی
presbyterial وابسته به کشیش ها
pleural وابسته به شامه شش
aerological وابسته بهواشناسی
aesculapian وابسته به دارگونه طب
affiliated company شرکت وابسته
preemptive وابسته به پیشدستی
preemptive وابسته به حق شفعه
degenerative وابسته به انحطاط
paralytic وابسته به فلج
paralytics وابسته به فلج
generic وابسته به تیره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com