Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
English
Persian
waltz
وابسته به والس
waltzed
وابسته به والس
waltzes
وابسته به والس
waltzing
وابسته به والس
Other Matches
waltzes
والس
waltzing
والس
waltzed
والس
waltz
والس
waltzes
والس رقصیدن
waltzed
والس رقصیدن
waltz
والس رقصیدن
waltzing
والس رقصیدن
waltz jump
پرش والس
waltz position
رقص والس
van der waals forces
نیروهای وان در والس
van der waals equation
معادله وان در والس
van der waals radius
شعاع وان در والس
van der waals equation of state
معادله حالت وان در والس
van der waals london interactions
بر هم کنشهای وان در والس- لاندن
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associated
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
associating
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
subordinated
وابسته
subordinate
وابسته
pertianing
وابسته
contingent
وابسته
cephalic
وابسته به سر
contingents
وابسته
carpal
وابسته به مچ
belonging
وابسته ها
pertinent
وابسته
dependent
وابسته
subordinates
وابسته
subordinating
وابسته
dependants
وابسته
dependant
وابسته
related
وابسته
affiliate
وابسته
affiliated
وابسته
affiliates
وابسته
pyrexic
وابسته به تب
thereof
وابسته به ان
germane
وابسته
cantabrigian
وابسته به
pyretic
وابسته به تب
levitical
وابسته به
aquatic
وابسته به اب
congenerous
وابسته
affiliating
وابسته
comprador
وابسته
plantar
وابسته به کف پا
tuitionary
وابسته به
pyrexial
وابسته به تب
syncop
وابسته به غش
febile
وابسته به تب
elfin
وابسته به جن
monitorial
وابسته به
akin
وابسته
of kin
وابسته
interdependent
وابسته
pertaining
وابسته
hanger on
وابسته
relative
وابسته
israelitish
وابسته به
attributable
وابسته به
commissarial
وابسته به
sexual organs
وابسته به
appurtenant
وابسته
adjective
وابسته
adjectives
وابسته
attache
وابسته
riverrine
وابسته به
diphtheric
وابسته به
elysian
وابسته به
federated
وابسته
attendants
وابسته
attendant
وابسته
correspondent
وابسته
correspondents
وابسته
thereof=of that
وابسته به ان
federates
وابسته
federating
وابسته
attached
وابسته
federate
وابسته
relevant
وابسته
wedded
وابسته
messianic
وابسته به
anginal
وابسته به گلودرد
jesuitic
وابسته به یسوعیون
marines
وابسته به دریانوردی
analphabetic
وابسته به بیسوادی
air attache
وابسته هوایی
connubial
وابسته به زناشویی
marine
وابسته به دریانوردی
altitudinal
وابسته به اوج
lactic
وابسته به شیر
laryngitic
وابسته به نای
maritime
وابسته بدریانوردی
psychologic
وابسته به روانشناسی
naval
وابسته به کشتی
kufic
وابسته به کوفه
totemic
وابسته به توتم
paralytic
وابسته به فلج
paralytics
وابسته به فلج
pancreatic
وابسته به لوزالمعده
emotive
وابسته به احساسات
trigonometric
وابسته به مثلثات
trachean
وابسته به نای
laryngeal
وابسته بنای
landed
وابسته بزمین
webby
وابسته به تار
degenerative
وابسته به انحطاط
totemistic
وابسته به توتم
materialistic
وابسته به مادیات
affiliated company
شرکت وابسته
aesculapian
وابسته به دارگونه طب
aerological
وابسته بهواشناسی
adipic
وابسته به چربی
acoustical
وابسته به شنوایی
provencal
وابسته بشهر
generic
وابسته به تیره
microscopic
وابسته به میکروسکپ
uxorial
وابسته به عیال
marian
وابسته به مریم
manurial
وابسته بکود
psychiatric
وابسته به روانپزشکی
porcine
وابسته بخوک
mantic
وابسته به پیشگویی
uranological
وابسته به اسمانشناسی
menstrual
وابسته به قاعده گی
vital
وابسته بزندگی
vital
وابسته به زندگی
investigatory
وابسته به رسیدگی
press attache
وابسته مطبوعاتی
malic
وابسته به سیب
scientific
وابسته بعلم
malarial
وابسته به مالاریا
undersurface
وابسته بزیرسطح
machine dependent
وابسته به ماشین
prefectorial
وابسته به اداری
homicidal
وابسته به ادمکشی
preemptive
وابسته به حق شفعه
aesthetic
وابسته به زیبایی
aesthetically
وابسته به زیبایی
cosmic
وابسته بگیتی
mayoral
وابسته به شهردار
jugular
وابسته بوریدوداجی
jugulars
وابسته بوریدوداجی
matrimonial
وابسته به عروسی
maximal
وابسته به حداکثر
oracular
وابسته به وحی
surgical
وابسته به جراحی
preemptive
وابسته به پیشدستی
matricidal
وابسته بمادرکشی
prefectoral
وابسته به اداری
photographic
وابسته به عکاسی
solar
وابسته بخورشید
vaccinal
وابسته به واکسن
machine dependent
وابسته ماشین
presbyterial
وابسته به کشیش ها
tutelary
وابسته بقیمومت
masticatory
وابسته به جویدن
oratorical
وابسته به سخنرانی
tussive
وابسته به سرفه
tubulifloral
وابسته به استکانیان
nasal
وابسته به بینی
nasal
وابسته به منخرین
pessimistic
وابسته به بدبینی
mission
وابسته به ماموریت
structural
وابسته به ساختمان
missions
وابسته به ماموریت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com