Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
viral
وابسته به ویروس
Other Matches
virologist
متخصص ویروس شناس ویژه گرعلم ویروس شناسی ویروس شناس
virus
ویروس
viricidal
ویروس کش
viruses
ویروس
viricide
داورهای ویروس کش
street virus
ویروس معمولی
virology
ویروس شناسی
antivirus program
برنامه ضد ویروس
virus
نرم افزاری که ویروس را از فایل حذف میکند
viruses
نرم افزاری که ویروس را از فایل حذف میکند
avianize
ضعیف کردن ویروس بعلت کشت مکرر در جنین جوجه
vaccines
امکان نرم افزاری برای بررسی سیستم در مورد وجود ویروس و حذف آنها
vaccine
امکان نرم افزاری برای بررسی سیستم در مورد وجود ویروس و حذف آنها
virus
نرم افزاری که برای تشخیص و حذف برنامههای ویروس ناخواسته از دیسک سخت کامپیوتر استفاده میشود
viruses
امکان نرم افزاری که فایلهای قابل اجرا را بررسی میکند تا ببینند آیا ویروس شناخته شدهای
viruses
نرم افزاری که برای تشخیص و حذف برنامههای ویروس ناخواسته از دیسک سخت کامپیوتر استفاده میشود
virus
امکان نرم افزاری که فایلهای قابل اجرا را بررسی میکند تا ببینند آیا ویروس شناخته شدهای
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
anti-
برنامه نرم افزاری که در کامپیوتر به دنبال ویروس می گردد و پیش از اینکه به داده یا فایل آسیب برساند آنرا نابود میکند
virus
هر بار که فایل آسیب دیده اجرا میشود. ویروس میتواند داده را خراب کند , یک پیام نشان دهد یا کاری نکند
viruses
هر بار که فایل آسیب دیده اجرا میشود. ویروس میتواند داده را خراب کند , یک پیام نشان دهد یا کاری نکند
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
associating
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
thereof
وابسته به ان
pertaining
وابسته
thereof=of that
وابسته به ان
of kin
وابسته
tuitionary
وابسته به
commissarial
وابسته به
dependant
وابسته
dependants
وابسته
comprador
وابسته
cephalic
وابسته به سر
hanger on
وابسته
federating
وابسته
subordinates
وابسته
subordinating
وابسته
federate
وابسته
cantabrigian
وابسته به
carpal
وابسته به مچ
federates
وابسته
congenerous
وابسته
elfin
وابسته به جن
akin
وابسته
affiliated
وابسته
israelitish
وابسته به
affiliates
وابسته
affiliating
وابسته
diphtheric
وابسته به
febile
وابسته به تب
levitical
وابسته به
aquatic
وابسته به اب
attendant
وابسته
attached
وابسته
federated
وابسته
wedded
وابسته
adjectives
وابسته
adjective
وابسته
pertinent
وابسته
related
وابسته
monitorial
وابسته به
affiliate
وابسته
interdependent
وابسته
elysian
وابسته به
subordinated
وابسته
appurtenant
وابسته
attache
وابسته
attendants
وابسته
relative
وابسته
belonging
وابسته ها
pyrexial
وابسته به تب
syncop
وابسته به غش
plantar
وابسته به کف پا
relevant
وابسته
pyrexic
وابسته به تب
messianic
وابسته به
germane
وابسته
pyretic
وابسته به تب
correspondent
وابسته
attributable
وابسته به
riverrine
وابسته به
correspondents
وابسته
contingents
وابسته
pertianing
وابسته
contingent
وابسته
sexual organs
وابسته به
dependent
وابسته
subordinate
وابسته
faunistic
وابسته به جانوران
vespertilian
وابسته به شبکور
landed
وابسته بزمین
naval
وابسته به کشتی
folklorish
وابسته به فولکلور
ethnologic
وابسته به نژادشناسی
ethnical
وابسته به نژادشناسی
folkish
وابسته به فولکلور
visive
وابسته به بینایی
eponymic
وابسته به سرخاندان
paralytic
وابسته به فلج
marine
وابسته به دریانوردی
materialistic
وابسته به مادیات
paralytics
وابسته به فلج
facultative
وابسته به faculty
vindicatory
وابسته به توجیه
far eastern
وابسته بخاوردور
generic
وابسته به تیره
flexional
وابسته به صرف
eugenic
وابسته به به نژادی
fetal
وابسته به جنین
exegetic
وابسته به تفسیر
floricultural
وابسته به گلکاری
connubial
وابسته به زناشویی
marines
وابسته به دریانوردی
maritime
وابسته بدریانوردی
vespal
وابسته به زنبور
gutturo nasal
وابسته بگلووبینی
focal
وابسته بکانون
uranological
وابسته به اسمانشناسی
haemic
وابسته بخون
planetary
وابسته به سیاره
hematic
وابسته به خون
social
وابسته بجامعه
subversion
وابسته به خرابکاری
structurally
وابسته به بنا
structurally
وابسته به ساختمان
structural
وابسته به بنا
structural
وابسته به ساختمان
humans
وابسته بانسان
hippocratic
وابسته به طب بقراط
human
وابسته بانسان
ethnicity
وابسته به نژادشناسی
deathy
وابسته بمردن
gular
وابسته به مری
gregorian
وابسته به گریگوری
missions
وابسته به ماموریت
venusian
وابسته به زهره
venusian
وابسته به ونوس
mission
وابسته به ماموریت
pessimistic
وابسته به بدبینی
nasal
وابسته به منخرین
nasal
وابسته به بینی
galilean
وابسته به گالیله
ventilatory
وابسته به بادگیر
gasolinic
وابسته به بنزین
vaccinal
وابسته به واکسن
uxorial
وابسته به عیال
geomantic
وابسته به رمالی
oratorical
وابسته به سخنرانی
gerontic
وابسته به پیری
glandulose
وابسته به غدد
glandulous
وابسته به غدد
gnomonic
وابسته به شاخص
ventricular
وابسته به شکم
emotive
وابسته به احساسات
bacterial
وابسته به باکتری
commercial attache
وابسته بازرگانی
commercial attache
وابسته تجارتی
commercial attache
وابسته تجاری
communistic
وابسته بکمونیسم
attache
وابسته نظامی
astronautical
وابسته به فضانوردان
compunctious
وابسته به پشیمانی
congestive
وابسته به تراکم
negroid
وابسته به سیاهان
corneal
وابسته به قرنیه
witchy
وابسته به جادوگری
clerkly
وابسته به کشیش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com