Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
neronian
وابسته به NEROامپراطورستمکار رومی
Other Matches
romanesque
رومی وابسته به تمدن رومی
popish
وابسته بکاتولیک رومی
praetorian
وابسته به قدرت قضاوت مادون کنسولی رومی
Romans
رومی
Roman
رومی
ogive
رومی
Roman numeral
اعداد رومی
hart wort
انجدان رومی
arm roll and grapevine
بغل رومی
domus
سرای رومی
acrus
طاق رومی
Roman numerals
ارقام رومی
legion
سپاه رومی
ogive
طاق رومی
excubitorium
خوابگاه رومی
carcer
آماجگاه رومی ها
oilstone
سنگ رومی
pimpernel
بادیان رومی
legions
سپاه رومی
cavy
ارنب رومی
Latin cross
صلیب رومی
mastic
کندر رومی
lyra
چنگ رومی
romanic
زبان رومی
romanesque vault
طاق رومی
romish
رومی وار
lovage
انجدان رومی
romanesque
بسبک رومی
romanesque
ازنژاد رومی
lyrae
چنگ رومی
steelyard
قپان رومی
celtic nard
سنبل رومی
mountian spinach
اسفناج رومی
greek catholic
عضوکلیسای کاتولیک رومی
colonica
خانه های رومی
false ogive
سپر رومی گلوله
castrum
[کمپ نیروهای رومی]
colonia
خانه های رومی
neo romanesque
رومی وار نوین
anise
بادیان رومی انیسون
leg ride and far leg hook
بغل رومی بااستفاده از پا
Roman
لاتین حروف رومی
caldarium
گرمخانه در حمام رومی
Roman numeral
عدد رومی
[ریاضی]
hollow square
[گچ بری هرمی رومی]
romanic
متکلم بزبان رومی
Romans
لاتین حروف رومی
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
ogive arch
طاق رومی قوس جناغی
double cone
[ابزار بند رومی مخروطی شکل]
hypaethrum
[پنجره نیم گرد کوچک رومی]
protasis
نخستین قسمت درام قدیم رومی
cavaedium
[پیش حیاط در خانه های رومی]
romih variation
واریاسیون رومی دردفاع شبه مران
Golden House
[سرای رومی ساخته شده توسط نرو]
gregorian chant
سرود مذهبی ساده کلیسای کاتولیک رومی
Hirsau style
[نوعی معماری به سبک رومی در آلمان و استرالیا]
knotted shaft
[ستون منحنی رومی وار شبیه قبه]
Frigi darium
[تزئینات زیبا و بزرگ در حمام های رومی]
vesta
الهه رومی خدای اجاق وخانه داری
aniseed
تخم بادیان رومی که بصورت ادویه بکار میرود
lavage
انجدان رومی شستشوی معده یازخم شستشو دادن
ides
روز پانزدهم مارس و مه وژوئیه و اکتبر وسیزدهم ماههای رومی
lararium
[اتاق کوچک در خانه های رومی برای عبادت شخصی]
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
municipium
شهری که اهالی ان از حقوق شهر نشینان رومی بهره مند میشدند
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
ogive
طاق رومی
[این طرح در فرش های محرابی بیشتر بکار می رود.]
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
fasces
یک دسته میله که تبری در میان ان قرار داشته وپیشاپیش فرمانداران رومی می بردند و نشان قدرت بوده
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
Roman law
مجموعهی قوانین رومی که پایهی قوانین امروزی در بسیاری از کشورها به ویژه در اروپا است
blocage
[بنایی با مواد مختلف و در اندازه های مختلف که در ساخت دیوارهای رومی بکار می رفت.]
fasces
[نمادی در روم قدیم یک دسته میله که تبری در میان آن قرار داشت و و پیشاپیش فرمانداران رومی می بردند که نشان قدرت آنها بود.]
papalize
پاپ ماب کردن رومی کردن
ogive
ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
associate
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
associating
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
lattice design
طرح شبکه ای
[این طرح بصورت قرینه و تکرار کل متن فرش را در بر می گیرد و از اشکال شش وجهی، نه وجهی، مربع شکل و طاق رومی برای بدنه گل ها استفاده می کند.]
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
diphtheric
وابسته به
appurtenant
وابسته
pyrexic
وابسته به تب
pertinent
وابسته
hanger on
وابسته
plantar
وابسته به کف پا
of kin
وابسته
attache
وابسته
interdependent
وابسته
correspondent
وابسته
pyrexial
وابسته به تب
elfin
وابسته به جن
relevant
وابسته
elysian
وابسته به
pertaining
وابسته
germane
وابسته
pyretic
وابسته به تب
attendant
وابسته
attendants
وابسته
messianic
وابسته به
tuitionary
وابسته به
related
وابسته
federate
وابسته
federated
وابسته
federates
وابسته
federating
وابسته
cephalic
وابسته به سر
attached
وابسته
relative
وابسته
pertianing
وابسته
riverrine
وابسته به
thereof
وابسته به ان
carpal
وابسته به مچ
affiliate
وابسته
affiliated
وابسته
subordinates
وابسته
syncop
وابسته به غش
adjective
وابسته
adjectives
وابسته
akin
وابسته
israelitish
وابسته به
aquatic
وابسته به اب
congenerous
وابسته
comprador
وابسته
commissarial
وابسته به
cantabrigian
وابسته به
affiliating
وابسته
affiliates
وابسته
thereof=of that
وابسته به ان
febile
وابسته به تب
contingent
وابسته
contingents
وابسته
sexual organs
وابسته به
belonging
وابسته ها
subordinate
وابسته
dependants
وابسته
dependant
وابسته
dependent
وابسته
levitical
وابسته به
attributable
وابسته به
subordinated
وابسته
wedded
وابسته
subordinating
وابسته
correspondents
وابسته
monitorial
وابسته به
photic
وابسته به نوروروشنایی
pharyngal
وابسته به گلوگاه
piscatorial
وابسته به ماهیگیری
pubertal
وابسته به بلوغ
materialistic
وابسته به مادیات
marine
وابسته به دریانوردی
ranine
وابسته به وزغ
photic
وابسته به تولیدنور
radio ulnar
وابسته به زندبالاوزندپائین
paralytic
وابسته به فلج
balsamic
وابسته به بلسان
structural
وابسته به ساختمان
radio carpal
وابسته به زندبالاومچ
perigean
وابسته به حضیضی
avian
وابسته به مرغان
bacchanal
وابسته به باکوس
generic
وابسته به تیره
pyrrhic
وابسته به " پیروس "
paralytics
وابسته به فلج
bacterial
وابسته به باکتری
perlitic
وابسته به مروارید
humans
وابسته بانسان
human
وابسته بانسان
municipal
وابسته بشهرداری
rectorial
وابسته به rector
ethnicity
وابسته به نژادشناسی
ethnic
وابسته به نژادشناسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com