English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
a newspaper's political affiliation وابستگی سیاسی روزنامه ها
Other Matches
press campaingn or stunt مبارزه سیاسی بوسیله مقاله نویسی در روزنامه ها
staffers مخبر روزنامه سردبیر روزنامه
staffer مخبر روزنامه سردبیر روزنامه
apolitical دارای شخصیت غیر سیاسی بی علاقه بامور سیاسی
self determination استقلال سیاسی یک ملت و عدم تاثیرنیروهای خارجی درتصمیمات و روشهای سیاسی و اقتصادی و نظامی واجتماعی ان
political ties هم بستگیهای سیاسی وابستگیهای سیاسی اتحادسیاسی
immunity مصونیت سیاسی مصونیت دیپلماسی عدم تبعیت مامور سیاسی خارجی ازمقررات قانونی کشور مرسل الیه است
politics علم سیاسی امور سیاسی
political circles محافل سیاسی دوایر سیاسی
reestablishment of diplomatic relations برقراری مجدد روابط سیاسی اعاده روابط سیاسی
politic سیاسی نماینده سیاسی
interdependency وابستگی
contingencies وابستگی
pertinence or nency وابستگی
dependency وابستگی
dependence وابستگی
dependencies وابستگی
affinities وابستگی
affiliations وابستگی
interdependence وابستگی
contingency وابستگی
connexions وابستگی
connection وابستگی
attachment وابستگی
coherency وابستگی
affiliation وابستگی
kindred وابستگی
coherence وابستگی
correlation وابستگی
contiguity وابستگی
affinity وابستگی
proximity of blood وابستگی
relation وابستگی
dependance وابستگی
nasality وابستگی به بینی
nodality وابستگی به گره
tobacco dependence وابستگی به توتون
oral dependence وابستگی دهانی
parentela نسب وابستگی
relational وابستگی رابطهای
vassalage وابستگی بیعت
relationships وابستگی نسبت
prospectiveness وابستگی به اینده
interdependence وابستگی متقابل
pertinency وابستگی دخل
pertinence وابستگی دخل
relationship وابستگی نسبت
sensuousness وابستگی به حواس
dualistic dependency وابستگی دوگانه
dependence effect اثر وابستگی
agnation وابستگی پدری
direct relationship وابستگی مستقیم
disrelation عدم وابستگی
drug dependency وابستگی دارویی
export dependence وابستگی صادرات
tie اتحاد وابستگی
field dependence وابستگی میدانی
contingency table جدول وابستگی
clericalism وابستگی به روحانیت
intercorrelation وابستگی درونی
ties اتحاد وابستگی
contingency coefficient ضریب وابستگی
otherworldiness وابستگی بجهان اینده
symbiotic psychosis روان پریشی وابستگی
profaneness وابستگی بچیزهای جسمانی
bipartisanship وابستگی بدو حزب
electron attachment پیوستگی یا وابستگی الکترون
hardware dependent وابستگی سخت افزاری
associations وابستگی وابسته سازی
association وابستگی وابسته سازی
isonomy برابری در حقوق سیاسی برابری سیاسی
plebeianness وابستگی به طبقه رنجبریا عوام
mainstay وابستگی عمده نقطه اتکاء
unattached بدون وابستگی ورزشکار به باشگاه
irrelatively بی انکه وابستگی داشته باشد
mainstays وابستگی عمده نقطه اتکاء
off the point بدون اینکه وابستگی داشته باشد
irrelevantly بدون اینکه وابستگی داشته باشد
free lance کار کردن بدون وابستگی بحزب یا جماعتی
journal روزنامه
journals روزنامه
the daily paper روزنامه
papered روزنامه
paper روزنامه
papering روزنامه
newspaper روزنامه
papers روزنامه
newspapers روزنامه
newspaperman روزنامه نگار
news vendor روزنامه فروش
newsman روزنامه فروش
journal دفتر روزنامه
journalists روزنامه نگار
daily روزنامه یومیه
dailies روزنامه یومیه
newsmen روزنامه فروش
newsprint طبع روزنامه
newspapermen روزنامه نگار
journalist روزنامه نگار
local paper روزنامه محلی
logbook روزنامه دریاپیمایی
news agent روزنامه فروش
book of account دفتر روزنامه
newspaper columns ستونهای روزنامه
newsstand روزنامه فروشی
gazetteer روزنامه نویس
journals دفتر روزنامه
columns ستون روزنامه
official jurnal روزنامه رسمی
paper boys روزنامه رسان
paper boys روزنامه فروش
paper boy روزنامه رسان
paper boy روزنامه فروش
daybook دفتر روزنامه
day book دفتر روزنامه
daily news paper روزنامه یومیه
newspaperman روزنامه فروش
sportswriter خبرنگارورزشی روزنامه
editor سردبیر روزنامه
publicists روزنامه نگار
column ستون روزنامه
cutting برش روزنامه
official gazette روزنامه رسمی
journalism روزنامه نگاری
publicist روزنامه نگار
commonly read paper روزنامه کثیر الانتشار
intelligence journal دفتر روزنامه اطلاعات
headliner نویسنده سرمقاله روزنامه
editoress مدیره روزنامه یامجله
gazette مجله رسمی روزنامه
journals دفتر روزنامه یکان
newspaper روزنامه نگاری کردن
journal دفتر روزنامه یکان
journalistic وابسته به روزنامه و روزنامهنگاری
newspapermen صاحب وگرداننده روزنامه
newspaperman صاحب وگرداننده روزنامه
newsprint ماشین چاپ روزنامه
sales d. دفتر فروش روزنامه
news-stands جایگاه فروش روزنامه
news-stand جایگاه فروش روزنامه
news stand جایگاه فروش روزنامه
unit journal دفتر روزنامه یکان
purchase journal دفتر روزنامه خرید
semi monthly روزنامه یامجله دوهفتگی
newspapers روزنامه نگاری کردن
trade journal روزنامه یا مجله بازرگانی
news room اطاق روزنامه خوانی
head line عنوان سرصفحه روزنامه
name plates نام و آرم روزنامه
newsboy پسر روزنامه فروش
newsstand دکه روزنامه فروشی
editorial board هئیت مدیره یا کارکنان روزنامه
back issue نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
back copy نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
feuilleton پاورقی قسمت پایین روزنامه
tabloids روزنامه نیم قطع و مصور
he writes for the papers برای روزنامه هامقاله مینویسد
city article گزارش مختصرمالی یاتجاری در روزنامه
newsstand دکه یا کیوسک روزنامه فروشی
tabloid روزنامه نیم قطع و مصور
offprint مقاله نقل شده از روزنامه یامجله
scrapping عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
balaam موادکوتاه برای پرکردن جاهای خالی در روزنامه
scrapped عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
scrap عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
scraps عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
an open letter نامهای که بوسیله روزنامه به کسی عنوان شود
shirt-tail اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
tear sheet قطعه یا مقاله پاره شده ازمجله یا روزنامه
there is a rush for the papers مردم را برای خرید روزنامه هجوم میکنند
shirt-tails اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
personals بندهایی از روزنامه که درباره اشخاص خصوصی نوشته میشود
paragraphist کسیکه مطلب کوتاه برای روزنامه تهیه میکند
itemizer کسیکه مقالات کوچک برای روزنامه تهیه میکند
feuilleton کتاب یامقالهای که بصورت پاورقی در روزنامه چاپ شود
diplomatic سیاسی
political سیاسی
politicos سیاسی
politico سیاسی
socio political سیاسی
advertorial تبلیغ در مجله یا روزنامه که به شکل مقاله معمولی به نظر می رسد
ecclesia مجلس سیاسی
political forces نیروهای سیاسی
political isolation انزوای سیاسی
political matters مسائل سیاسی
diplomatic immunity مصونیت سیاسی
politically از لحاظ سیاسی
escapism انزوای سیاسی
politics اصول سیاسی
terrorists ادمکش سیاسی
terrorist ادمکش سیاسی
politicians مرد سیاسی
politician مرد سیاسی
political economy اقتصاد سیاسی
political economy اتصاد سیاسی
political mission هیئت سیاسی
political mission ماموریت سیاسی
political offence جرم سیاسی
politicking فعالیت سیاسی
asylum حق پناهندگی سیاسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com