Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
lea
واحد اندازه طول نخ وریسمان
Other Matches
knot
نات
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
typefaces
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typeface
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
knot
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
unit of measurement
واحد اندازه گیری
coulomb
واحد اندازه الکتریسیته
utile
واحد اندازه گیری مطلوبیت
watts
واحد اندازه گیری الکتریسیته
yard
واحد اندازه گیری = 3 فوت
yards
واحد اندازه گیری = 3 فوت
entropy
واحد اندازه گیری ترمودینامیک
watt
واحد اندازه گیری الکتریسیته
kilos
واحد اندازه گیری کلمات کامپیوتری
kilo
واحد اندازه گیری کلمات کامپیوتری
angstrom
واحد اندازه گیری طول امواج
dewpoint metering unit
واحد اندازه گیری نقطه شبنم
permittivity
واحد اندازه گیری الکتریسیته برحسب فاراده
radian
واحد اندازه گیری سطح زاویه دار
module
نقشه کوچک واحد اندازه گیری مقیاس مدل
modules
نقشه کوچک واحد اندازه گیری مقیاس مدل
en
واحد اندازه گیری که معادل نیمی از یک ein است
angstrom
واحد اندازه گیری معادل با یک هزار میلیونیوم متر
racket ball
گوی کوچکی که ازپنبه وریسمان درست میکنند)
lips
واحد اندازه گیری سرعت برای کامپیوترهای نسل پنجم
Kbyte
واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا معادل هزار بایت
kb
واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا با معنای هزار بایت
kilos
واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
kilo
واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
denier
دنیر
[واحد اندازه گیری الیاف فیلامنت مثل ابریشم که هر نهصد متر طول آن معادل یک گرم است.]
absolute system of units
سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
barns
واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
barn
واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
module
اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
modules
اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
kabal
قبال
[نوعی واحد اندازه گیری در تبریز معادل هزار و چهارصد گره می باشد و جهت تعیین مقدار دستمزد بافنده بکار می رود.]
Moghat
مقات
[نوعی واحد اندازه گیری در مشهد که مبنای آن تعداد هزار و دویست گره در یک ردیف طولی و عرضی بوده و جهت پرداخت دستمزد بافنده بکار می رود.]
ruler
میله نمایش داده شده روی صفحه نمایش که واحد اندازه گیری را مشخص میکند. اغلب در DTP یا نرم افزار کلمه پرداز برای طراحی به کار می رود
rulers
میله نمایش داده شده روی صفحه نمایش که واحد اندازه گیری را مشخص میکند. اغلب در DTP یا نرم افزار کلمه پرداز برای طراحی به کار می رود
powering
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powered
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powers
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
cpu
واحد محاسبه و منط ق و واحد ورودی / خروجی
morpheme
واحد معنی دار لغوی کوچکترین واحد
functional unit
واحد در حال کار واحد تابعی
angles
اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angle
اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
If the cap fit,wear it.
<proverb>
اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
zahn cup
محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
analogue
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
orifice meter
روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
analogues
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analog
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
processor
ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
gage
اندازه گیر اندازه گرفتن
gage
اندازه وسیله اندازه گیری
sizes
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
size
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
measure
1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
gauged
اندازه اندازه گیر
gauge
اندازه اندازه گیر
gauges
اندازه اندازه گیر
stream gaging
اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
measuring converter
مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
moment of momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
angular momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
adobe type manager
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
declinating station
ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter
وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
one
واحد
monad
واحد
ones
واحد
measure
واحد
module
واحد
plank
واحد
modules
واحد
unilinear
در یک خط واحد
singlets
خط واحد
singlet
خط واحد
units
واحد
unitage
یک واحد
univalent
واحد
unit
واحد
at the same time
در ان واحد
single
واحد
derived unit
واحد فرعی
memory module
واحد حافظه
driver unit
واحد محرک
monetary unit
واحد پولی
bril
واحد درخشندگی
microcycle
واحد زمان
microprocessing unit
واحد ریزپردازنده
basic shaft
محور واحد
monetary unit
واحد پول
display unit
واحد نمایشگر
astronomical unit
واحد نجومی
unit load
واحد بار
object module
واحد مقصود
peripheral unit
واحد جنبی
output unite
واحد خروجی
object module
واحد مقصد
ounce
واحد جرم
disk unit
واحد گرده
sample
واحد نمونه
sampled
واحد نمونه
mpu
واحد میکروپروسسور
monitor unit
واحد مبصر
monomeric unit
واحد تکپار
contractors yard
واحد ساختمانی
display unit
واحد نمایش
personality module
واحد شخصیت
motor unit
واحد حرکتی
basic construction unit
واحد ساختمانی
secondary unit
واحد فرعی
disk unit
واحد دیسک
measuring unit
واحد سنجش
fuse element
واحد فیوز
unity
شماره یک واحد
imaginary unit
واحد موهومی
bars
واحد فشار
bar
واحد فشار
industrial unit
واحد صنعتی
information unit
واحد اطلاعات
input block
واحد ورودی
input unit
واحد اولیه
ones
یک واحد یگانه
fuse unit
واحد فیوز
cpu
واحد کنترل
basis
قیمت واحد
cost unit
قیمت واحد
gold standard
واحد طلا
heat unit
واحد حرارت
henry
واحد خودالقایی
control unit
واحد کنترل
identity matrix
ماتریس واحد
fraction
1-بخشی از یک واحد
input unit
واحد ورودی
lighting unit
واحد روشنایی
logic unit
واحد منطقی
logical unit
واحد منطقی
gusts
واحد چشایی
dust arrester
واحد گردگیری
gust
واحد چشایی
magnetic unit
واحد مغناطیسی
main unit
واحد اصلی
dyadic unit
واحد دو عضوی
lambert
واحد روشنایی
efficiency unit
واحد کارایی
interlocking directorate
مدیریت واحد
fractions
1-بخشی از یک واحد
one
یک واحد یگانه
cu
واحد کنترل
data item
واحد داده
command unit
واحد فرمان
data unit
واحد داده
datum
یک واحد داده
electrostatic unit
واحد الکترواستاتیک
building unit
واحد ساختمانی
angstrom unit
واحد انگستروم
unit cell
سلول واحد
unit record
رکورد واحد
unit cost
هزینه واحد
unit distance
با فاصله واحد
unit elasticity
کشش واحد
unit hydrograph
هیدروگراف واحد
unit matrix
ماتریس واحد
concern
واحد اقتصادی
unified budget
بودجه واحد
single density
با تراکم واحد
single precision
دقت واحد
single tax
مالیات واحد
storage unit
واحد ذخیره
storage unit
واحد انباره
storming column
واحد مامورحمله
absolute unit
واحد مطلق
tape unit
واحد نوار
terminal unit
واحد پایانه
terminal unit
واحد پایانی
concerns
واحد اقتصادی
unit of account
واحد محاسبه
unit of currency
واحد پولی
motifs
واحد تکراری
motif
واحد تکراری
step
واحد مجزا
stepping
واحد مجزا
plant
واحد صنعتی
plants
واحد صنعتی
work unit
واحد کار
fee
بهای واحد
unit of fire
واحد اتش
unit of issue
واحد توزیع
unit of time
واحد زمانی
unit position
مکان واحد
unit price
واحد بهاء
unit price
واحد قیمت
unit price
قیمت واحد
unit price
بهای واحد
unit tube
لوله واحد
unit weight
وزن واحد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com